دلت را به خدا گرم کن و از هر اشتباهی که انجام می دادی، در ماه رمضان صرف نظر کن.
برای احترام به این ماه هم که شده این کار را انجام بده. مطمئن باش که یاد خدا باعث می شود که هیچوقت به سمت آن اشتباهات نروی.
برای همین یک ماه هم که شده از آن ها صرف نظر کرد و در ضیافت خدا شرکت بنما. بعد از این یک ماه، کیفیت زندگی ات را با گذشته مقایسه کن.
اگر بدتر شده بودی، دوباره به سمت آن گناهان و اشتباهات برو. ولی این ماه چنان عشقی به تو می دهد که دیگر زندگی ات به مانند گذشته نخواهد شد. این ماه خداوند تو را با عشق پذیرایی می کند.

آیا می توان گفت خدا از چه زمانی بوده یا نبوده؟

پرسش:

 آيا مي‌توان براي اين سوال كه خداوند از چه زماني بوده و ذهن‌هاي بسياري را مشغول كرده پاسخ قابل فهمي داد؟

پاسخ:

با سلام و ادب سلامتي، سعادت و موفقيت شما را از درگاه ايزد منان خواستاريم

از ارتباط جنابعالی با سایت طلبه پاسخگو سپاسگزاریم

 در اين سوال چند اشتباه وجود دارد كه آنها را توضيح مي دهيم:

1- زمان ، مقدار حركت اجسام است ؛ يعني ما زمان را از حركت اجسام به دست مي آوريم. بنابراين ، براي فرض زمان بايد ابتدا جسمي وجود داشته باشد تا زمان از حركت آن ايجاد شود.

ملاصدرا معتقد بود كه زمان بعد چهارم جسم است و در اين نظريه نيز تا جسم نباشد ، زمان نخواهد بود ؛ حال اگر بگوييم كه قبل از خدا زمان وجود داشته باشد ، يا خداوند ابتداي زماني داشته باشد (خداوند از يك زمان وجود يابد و قبل از آن نباشد ) معناي آن چنين خواهد بود كه قبل از خدا بايد اجسام وجود داشته باشد و اين تصور اشتباه است.؛زيرا هر چيزي در اين جهان آفريده خدا است و هيچ چيز قبل از خدا نيست ؛ پس اين كه بگوييم خدا از چه زماني بوده است ، يعني قبل از خدا زمان باشد ؛ در حالي هر چيز و حتي زمان نيز آفريده خدا است و قبل از او هيچ نيست.

2- وقتي قبل از خدا هيچ چيز نباشد ، پس سوال از اين كه قبل از خدا جهان چگونه بوده است ، اشتباه است؛ چون همه جهان هستي آفريده خدا است ؛ پس معنا ندارد كه سوال شود قبل از خدا جهان چگونه بوده است. اصلاً جهاني نبوده تا بپرسيم چگونه بوده است.

 

3- خداوند موجود ازلي و ابدي است

 

ازلي بودن به معناي اين است كه خداوند متعال هميشه بوده ونمي شود فرض كرد زماني نبوده و بعد هستي پيداكرده است . دليل ازلي بودن خدا عقل است .

عقل مي گويد: اگر خدا ازلي نباشد، بايد حادث و معلول باشد و هر چه حادث و معلول است ، محتاج علتي است ، در حالي كه خداوند هيچ علتي ندارد و چيزي او را به وجود نياورده است .هم چنين اين عيب و نقص بر خدا محسوب مي شود.خدا محتاج نيست و غنّي بالذات وصمد و بي نياز است .

 بنابراين ، عقل مي فهماند خدا "مسبوق به عدم " نبوده ، بلكه از اوّل بوده است : "هو الاوّل والآخر والظاهر والباطن و هو بكلّ شيءٍ عليم" (1)"اول و آخر و ظاهر و پنهان او است و او به هر چيز دانا است".

تمام كساني كه به وجود خدا معتقدند، او را "ازلي " و "ابدي " مي دانند و اين دو وصف از هم جدا نيست زيرا يك وجود ازلي نمي تواند عمر و زمان محدودي داشته باشد و گرنه ازلي نخواهد بود و هنگامي كه وجود اونامحدود باشد ابدي خواهد بود.

تمام دلائلي كه براي اثبات وجود خدا آورده مي شود صريحاً يا به اشاره واجب الوجود بودن خدا را اثبات مي كند و روشن است واجب الوجوديعني كسي كه هستي اش از ذات خوداو و ازلي و ابدي است .

اين ممكنات (مخلوقات) هستند كه روزگاري نبودند و بعد حادث شدند و پس از مدتي مي ميرند و نابود مي شوند.

واجب الوجود هرگز چنين نيست .(2)

ازلي يعني ابتدايي ندارد و ابدي يعني پاياني براي آن نيست و خداوند از ابتدا بوده و تا آخر هم خواهد بود.

 

1.حديد (57) آيه 3.

2.ناصر مكارم ، پيام قرآن ، ج 4، ص 187.

 

 

 

Comments (0)

There are no comments posted here yet

Leave your comments

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
Attachments (0 / 3)
Share Your Location

آپ کے سوالات

دانــــــلود های مفیـــــــــــــــــــد

حمایت از سایت

برای حمایت از سایت لوگوی زیر را در سایت خود درج نمایید.

آخرین ارسال سایت