پرسش:
آيا تضادي بين آيات متشابهات در قرآن با هدايت مردم وجود ندارد؟ قرآن كه براي تمامي افراد است، شامل آياتي است كه ممكن است انسان را گمراه كند! اصلاً فلسفه اين آيات چيست؟
پاسخ:
با سلام و سپاس از برقرای ارتباط
شايد جهات ذيل دليل وجود آيات متشابه در قرآن باشد:
الف) الفاظ و عباراتي كه در گفتگوهاي انساني به كار ميرود تنها براي نيازمنديهاي روزمره به وجود آمده و به همين دليل به محض اين كه از دايره زندگي محدود مادي بشر خارج شويم و مثلاً سخن درباره آفريدگار كه نامحدود از هر جهت است و يا قيامت و دوزخ و بهشت كه ما قادر به درك عمق آنها نيستيم به ميان ميآيد به روشني ميبينيم كه الفاظ ما براي بيان اين معاني كافي نيست و ناچاريم كلماتي را به كار بريم كه از جهات مختلف نارسايي دارد، همين نارساييهاي كلمات سرچشمه قسمت قابل توجهي از متشابهات قرآن است.
براي توضيح بيشتر به اين مثال توجه كنيد. در كتاب اول ابتدائي هيچ نوع متشابهي وجود ندارد (يعني جملات و يا كلماتي كه داراي احتمالات گوناگون معنايي باشند) چرا كه آن اثر صرفا براي آموزش الفبا و كلمات ساده و مفاهيم بسيار ابتدايي توليد شده است. ولي در كتاب ادبيات و يا رياضيات و يا... سال چهارم دبيرستان موارد بسياري به چشم ميخورد كه اولاً فهم آن براي عموم ميسر نيست، ثانيا بايد آن را نيز نزد استاد و معلم آموخت و ثالثا مواردمتشابه فراواني در آن وجود دارد كه با دقت تأمل و مراجعه و گفتگو بايستي به حل آن پرداخت.
حال چنانچه قدمي بالاتر برويم در يك اثر ادبي مانند حافظ و يا مولوي و يا اثر فلسفي مانند اشارات ابن سينا و يا فلسفه هگل و... روبرو شويم مشاهده خواهيم كرد كه اين موارد به شكل مضاعفي افزون شده است و بدون استفاده و شرح و تأمل و دقت نميتوان به عمق آن دست يافت و حتي در مواردي معناي واضحي براي آن نميتوان يافت. اكنون به كتابي ميرسيم كه:
* كتاب خداي جهان است و در حقيقت كاتالوگ هستي است،
* متكفل بيان و آغاز و انجام جهان و انسان است،
* متكفل بيان عوالم هستي و روابط آنهاست،
* احكام و مقررات اخلاقي و اجتماعي و... را در خود دارد،
* داراي رموز و اسرار فراواني در خود ميباشد.
آيا انتظار ساده و همه كس فهم بودن و نبودن جملات متشابه در آن انتظاري معقول است؟ خلاصه آن كه اگر قرآن آيات متشابه دارد بدان لحاظ است كه پيچيدهترين روابط و عوالم وجود را به كلام كشيده است و چون ذات موضوع پيچيده و بسيار بلند است كلمات در همين حد ميتوانند بيانگر آنها باشند در عين حال هيچ كلام غير قابل فهمي در قرآن نيست و حتي آيات متشابه آن با رجوع به محكمات قابل فهم است البته نه براي همه بلكه براي اهل فن و كساني كه ابزارهاي لازم علمي را براي رسيدن به آن فراهم سازند.
جهت توضيح بيشتر ميگوييم: اساساً در قرآن دو گونه تشابه وجود دارد: اصلي و عرضي.
تشابه اصلي آن است كه به جهت كوتاهي لفظ و بلندي معنا پديد آمده باشد. چون كلمات وضع شده، در لغت عرب، بيشتر براي افاده معاني كوتاه و سطحي ساخته شده گنجايش و كشش براي معاني گسترده و عميق را ندارند، نيز چون قرآن ملتزم بود كه از الفاظ وضع شده عرب و از شيوههاي كلامي آنان بهره جويد(چنان كه فرمود: "إنّا جعلناه قرآناً عربيّاً لعلّكم تعقلون"(1) براي بيان معاني و الاّ ناچار از راه كنايه و مجاز و استعاره وارد شد، كه براي عرب نامأنوس بود، مثلاً آيه "و ما رميتَ إذْ رميتَ ولكنّ الله رمي(2)؛ و چون تير به سوي آنان افكندي تو نيفكندي بلكه خدا افكند" اشاره به است كه قدرت انسان در انجام افعال اختياري در مقابل عوامل مؤثر در پديد آمدن آن (كه همگي با اذن الهي انجام ميگيرد) نا چيز است اما چون درك اين معني براي عرب آن روز دشوار بود از آن جبر ميفهميدند. نظير اين آيات فراوان است.
اصولاً آياتي كه در باره مبدأ و معاد و استطاعت (قدرت در اختيار) است، يا در باره ميزان تصرف خدا در جهان و آيات آفرينش و علل تكليف و مانند آن بحث ميكنند، آيات متشابه هستند، زيرا معاني بلند و عميق است اما الفاظ به كار گرفته شده بسيار كوتاه و نارسا!
نوع ديگر تشابه عرضي است كه در آن دسته از آياتي به وجود آمد كه در آغاز اسلام متشابه نبودند و مسلمان صدر اسلام معاني آن را به واسطه داشتن سلامت طبع و خلوص نيت به خوبي ميفهميدند اما به علت رواج بحثهاي جدلي و كلامي و فلسفي (كه به طور ناپخته مطرح شد) هالهاي از ابهام بر چهره بسياري از آيات نمودار شد و چهره روشن آن را دگرگون ساخت، مثلاً آيه "وجوه يومئذ ناضره إلي ربّها ناظره(3)؛ چهرههايي در آن روز شگفته است، زيرا به پروردگار خويش چشم دوخته است" بر حسب استعمالات متعارف عرب، چشم داشتن به جايگاه بلند پروردگار را ميرساند كه براي عرف عرب نامأنوس نيست. اما متأسفانه بعضي از آن معناي ديدن با چشم را فهميدهاند.
بنابر اين تشابه دو نوع است: يك دسته تشابه عرضي است كه بر قرآن تحميل شد. اين دسته از آيات متشابه برابر با شيوههاي متعارف عرب بيان شده،خالي از پيچيدگي بوده، در آغاز هيچ شبهاي ايجاد نميكرد اما به مرور بر اثر درگيريهاي عقيدتي و فكري (كه بين گروههاي مختلف اسلامي رخ داد) فاجعه تشابه دامنگير بسياري از آيات گرديد. مشكل از ناحيه قرآن نيست، بلكه آن عقايد و انديشهها بايد بازبيني شود و بر قرآن تحميل نگردد.
اما در مورد تشابه اصلي و آياتي كه اصالتاً متشابه هستند و دربردارنده معاني ژرف و معارف بلند، با الفاظ متداول عرب كه براي معاني سطحي ساخته شده، قرآن مجيد راهي را پيموده است كه هم براي عامه مردم جنبه اقناع داشته باشد و هم علما و انديشمندان را متقاعد سازد، از اين رو ميبينيم بيشتر، فن خطابه و برهان را به هم آميخته، از مشهورات و يقينيات يك واحد منسجم است، و اين از دلائل اعجاز است كه توانسته ميان و دو فن متنافر (ناهمگون) سازش ايجاد كند و معاني بلند را با الفاظ معمولي به نمايش بگذارد.
همچنين آياتي وجود دارد كه از حقايق ما وراي حِسّ سخن گفته، كه در عالم شهود همانندي ندارد، از اين رو براي تقريب به اذهان، از نزديكترين چيزي كه بتواند شاهد و مثالي باشد تا واقع را ارائه دهد، استفاده كرده، همين امر سبب گرديده برخي به ظاهرِ مثال اخذ كرده، تصور كنند آن چه در تعبير آمده،عين واقع است، از اين رو در حيرت و شك باقي ميمانند. متشابهاتي كه موجب شبهه ميگردند، از اين قبيل هستند، ولي نه براي دانشمندان و نه براي همگان، از اين رو خداوند فرمود: "اما كساني كه در دلهاشان انحراف است، براي فتنهجويي و طلب تأويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروي ميكنند"(4).
بنابر اين اگر چه به صورت طبيعي آيات متشابه در قرآن وجود دارد و جز اين نميتواند باشد، اما كساني كه در صدد و جستجوي هدايت هستند، با رجوع به آيات محكم و با بهرهگيري از علوم راسخان و اهل ذكر ميتوانند آيات متشابه را بفهمند، در عين حال كه بخش معظم آيات الهي (ام الكتاب) آيات محكم است؛ بنابر اين هدف خداوند (هدايت) از نزول آيات برآورده ميشود.
1. زخرف (43) آيه 3.
2. انفال (8) آيه 17.
3. قيامت (75) آيه 22 و 23.
4. علوم قرآني، آيةالله معرفت، ص270 ـ317.