راههاى ايجاد محبت اهل بيت عليهم السلام در نوجوانان و جوانان

محبت اهل بیت در کودکان

راههاى ايجاد محبت اهل بيت عليهم السلام در نوجوانان و جوانان جواد محدثى

نقش محبت

نوع رابطه ما با اهل بيت (عليهم السلام)، برچه مبنايى است و بر چه مبنايى بايد باشد؟ آيا مثل رابطه ملت و حاكم است؟ آيا رابطه علمى ميان شاگرد و استاد است؟ آيا رابطه «محبت‏» و «مودت‏» و پيوند قلبى و درونى است، كه هم كارسازتر و هم بادوامتر و ريشه‏دارتر است؟ قرآن كريم روى اين رابطه، تاكيد دارد و «مودت اهل بيت‏» را اجر رسالت پيامبر (ص) معرفى مى‏كند: (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى) در روايات هم، مودت و ولايت، به عنوان يك «فرض‏» و ملاك قبول اعمال به حساب آمده است. تولاى شما فرض خدايى است قبول و رد آن مرز جدايى است هر آن كس را كه در دين رسول است ولايت، مهر و امضاى قبول است ديانت‏بى‏شما كامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد حتى اهل سنت هم طبق احاديثشان اين نكته را قبول دارند و در شعر شافعى چنين آمده است: يا اهل بيت رسول الله حبكم فرض من الله فى القرآن انزله كفاكم من عظيم القدر انكم من لم يصل عليكم لا صلاة له اى خاندان پيامبر خدا! محبت‏شما فرض و واجب است كه در قرآن آن را نازل فرموده است. در عظمت قدر شما همين بس كه هركس (در نماز) بر شما درود و صلوات نفرستد، نمازش صحيح نيست.» هرچه محبت و دلباختگى و ارتباط قلبى بيشتر باشد، تبعيت، همرنگى، همراهى و همدلى هم بيشتر خواهد شد. ايمان عاطفى به رهبرى، حتى در طاعت‏سياسى و اجتماعى هم تاثير مى‏گذارد و تبعيتى عاشقانه مى‏شود، نه صرفا تشكيلاتى و رسمى. از اين رو، ارتباط شيعه با اهل بيت (عليهم السلام) را علاوه بر جنبه‏هاى اعتقادى برمبناى علمى، احاديث و منابع دينى، بايد عاطفى، روحى و احساسى قرار داد و «آگاهى عقلى‏» را با «عاطفه قلبى‏» درهم آميخت و عقل و عشق را با هم پيوند زد. ايجاد محبت و عشق را بايد از مراحل ساده، بسيط و عاطفى شروع كرد و در مراحل بعدى با بصيرت و شناخت‏بيشتر، آن را تعميق داد، تا آنجا كه «حب‏»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بيت‏»، جزء دين يك مسلمان و شيعه در آيد و «هل الدين الا الحب‏»؟ براى اين كار، بايد زمينه‏هاى روحى و آمادگيهاى قبلى افراد را در نظر گرفت، و الا محبت اهل بيت‏به دلهاى غير مستعد و غير آماده نمى‏چسبد، آنچنان كه كاشى به ديوار كاهگلى نمى‏چسبد. گاهى هم بايد موانع را زدود، هم چنانكه در لحيم‏كارى، ابتدا با سنباده و مواد ديگر، چربيها، آلودگيها و جرمها را از محل مى‏زدايند، تا لحيم، بچسبد و جوش بخورد.

 

راههاى ايجاد محبت

1- استفاده از علاقه به محبوبيت.

هر كس دوست دارد مورد علاقه و محبت ديگران باشد و مورد توجه قرار گيرد. در جذب افراد، اظهار علاقه، خيلى مؤثر است. بخصوص آن طرفى كه انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصيتى معروف، مهم و معتبر باشد، مورد رغبت‏بيشترى است. تاچه رسد به اينكه آن طرف، خدا، رسول و ائمه (عليهم السلام) باشند. بايد چنين القاء كرد كه رشته محبت و علقه ولايى با اهل بيت، موجب مى‏شود انسان محبوب خدا و رسول گردد و چه موهبتى بالاتر از اين؟ طرح اين مسئله كه ائمه، دوستدارانشان را دوست دارند، ايجاد محبت مى‏كند. روايت در اين زمينه، بسيار است. از جمله، اين حديث: كسى به محضر على (ع) رسيد و گفت: «السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة الله و بركاته، كيف اصبحت؟» سلام و رحمت و بركات الهى برتو، اى اميرمومنان، چگونه صبح كرده‏اى؟ حضرت سربلند كرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود: «اصحبت محبا لمحبينا و مبغضا لمن يبغضنا» صبح كردم، در حالى كه دوستدارانمان را دوست دارم و با دشمنان دشمن هستم. طرح مسئله حب متقابل و رضايت طرفينى ميان خدا و بنده يا پيامبر و امت، كارساز است. قرآن هم نمونه‏هايى دارد، همچون: «رضى الله عنهم و رضوا عنه‏»، «فسوف ياتى الله بقوم يحبهم و يحبونه‏» خدا از آنان راضى است، آنان هم از خدا راضى‏اند. خداوند كسانى را خواهد آورد كه آنان را دوست‏بدارد و آنان هم دوستدار خدا باشند.

 

2- بيان فضيلت‏حب آل پيامبر (ص)

فعال ساختن كانال تبليغ محبت اهل‏بيت، در جذب ديگران اثر دارد. گفتن و مطرح كردن مؤثر است. به عنوان يك دستور كار، بايد فضيلت، آثار و بركات محبت اهل بيت را به صورت پيوسته طرح كرد. به هر حال در عده‏اى اثر مى‏گذارد و مردم به دنبال يك موج تبليغاتى در رسانه‏ها يا مراكز فرهنگى، به سمت و سويى گرايش مى‏يابند. در اين باره، احاديث فراوان است. به عنوان نمونه: پيامبر اكرم (ص) فرمود: «الا و من مات على حب آل محمد مات شهيدا الا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا له الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا الا و من مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الايمان الا و من مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة الا و من مات على حب آل محمد فتح له فى قبره بابان الى الجنة الا و من مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة...» هركس با محبت آل محمد از دنيا برود، شهيد مرده است، آمرزيده مى‏شود، با توبه از دنيا رفته است، با ايمان كامل مرده است، فرشته مرگ او را به بهشت‏بشارت مى‏دهد. از قبر او دو در گشوده مى‏شود به روى بهشت، خداوند قبر او را مزار فرشتگان رحمت قرار مى‏دهد. چنين رواياتى فراوان است. ذكر اينها، دلها را تكان مى‏دهد و شيفته اهل بيت مى‏سازد.

 

3- طرح نيازمندى انسان به اين محبت و بهره‏مندى از آن

انسان معمولا مجذوب كسى يا جايى مى‏شود كه گره از كار او بگشايد و بهره برساند. در رابطه‏هاى اجتماعى افراد، به وضوح اين مساله ديده مى‏شود. در زندگى ممتد و مستمر ما كه تا آخرت ادامه مى‏يابد، كجاها گير مى‏كنيم و نياز به كمك داريم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخيز، هنگام عبور از صراط و... به كارسازى محبت اهل بيت آگاه مى‏شويم. در اين زمينه‏هم حديث‏بسيار است. از جمله اين چند حديث مشهور رسول خدا (ص): «حبى و حب اهل بيتى نافع فى سبعة مواطن اهوالهن عظيمة: عند الوفاة و فى القبر و عند النشور و عند الكتاب و عند الحساب و عند الميزان و عند الصراط‏»، محبت من و خاندانم در هفت جا، كه هول و هراس آنها عظيم است، سود مى‏بخشد: هنگام مرگ، در قبر، هنگام رستاخيز، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقت‏حساب، كنار ميزان و سنجيش اعمال و هنگام عبور از صراط. «سال رجل رسول الله عن الساعة، فقال: ما اعددت لها؟ قال: ما اعددت لها كبيرا الا انى احب الله و رسوله. قال: فانت مع من اجببت (المرء مع من احب). قال انس: فما رايت المسلمين فرحوا بعد الاسلام لشى‏ء اشد من فرحهم بهذا» مردى از رسول خدا (ص) از زمان قيامت پرسيد. حضرت فرمود: براى آن چه آماده كرده‏اى؟ گفت: چيز مهمى آماده نكرده‏ام، جز اينكه خدا و رسولش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با كسى هستى كه دوست مى‏دارى. انسان با محبوب خود خواهد بود. انس گويد: من نديدم كه مسلمانان بعد از اسلام، به چيزى بيش از اين مژده رسول خدا خوشحال شده باشند. على (ع): «من احبنا كان معنا يوم القيامة، و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه‏» هر كس ما را دوست‏بدارد در قيامت‏با ما خواهد بود. و اگر كسى سنگى را دوست‏بدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور مى‏كند. اين مژده بزرگى است كه علاقه‏مند به اهل بيت‏بداند كه در آخرت هم با آنان محشور خواهد بود. وقتى محبت تا اين اندازه كارساز است، چرا اين گنج را نداشته باشيم؟!

 

4- ارزش جلوه دادن محبت اهل بيت (عليهم السلام)

وقتى كارى مورد تقدير و تشويق قرار مى‏گيرد و به عنوان «الگو» مطرح مى‏شود، در ديگران هم جذبه و كشش ايجاد مى‏كند. ارزشگذاران جامعه، مسؤولان فرهنگى هنرى، برگزاركنندگان مسابقات و جايزه دهندگان، اينها همه نقش دارند. وقتى كسى به خاطر شعر گفتن يا قصه نوشتن يا كتاب خواندن در مورد ائمه (عليهم السلام) تشويق شود، هم محبت پيدا مى‏كند و هم به خاطر اين پيوند، احساس عزت و سربلندى دارد. چون مى‏داند كه اين كيف، چادر، كتاب و جايزه رابه خاطر اين موضوع، جايزه گرفته است. وقتى از جوانها مى‏پرسند: در باره چه چيزى، شعر مى‏گوييد؟ اغلب مى‏گويند: عشق، بهار، دوستى، زندگى، گل، بلبل و... وقتى پرسيده مى‏شود: چه كتابهايى مى‏خوانيد؟ مى‏گويند: رمان، كتابهاى علمى، داستانهاى تخيلى و... گويا سختشان است‏بگويند: كه در باره خدا و نماز و ائمه (عليهم السلام) شعر مى‏گوييم. يا كتابهاى مربوط به اهل بيت و كتب دينى مى‏خوانيم. چون از اين جهت مورد تشويق قرار نمى‏گيرند، بايد شرايطى پيش آورد كه اگر كسى در باره اهل‏بيت، شعر گفت، شعر حفظ كرد، حديث‏حفظ كرد، كتاب خواند، قصه نوشت، فيلم ساخت، تابلوى هنرى كشيد، يا حتى نام ائمه را داشت‏يا نام اهل‏بيت را روى فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندى كند و اين را ارزش احساس كند و ارزش تلقى كند. مهر تو را به عالم امكان نمى‏دهم اين گنج، پربهاست، من ارزان نمى‏دهم وقتى از رسانه‏ها، تلويزيون، مسابقات و گزارشها «الگو» معرفى مى‏شود، اين، تاثيرگذار است. امام صادق (ع) فرمود: «يا معشر الشيعة!... علموا اولادكم شعر العبدي فانه على دين الله.» اى گروه شيعه! به فرزندانتان شعر «عبدى‏» را بياموزيد، چرا كه او بر آيين خداست. اين تشويق امام صادق (ع) كه شيعيان شعر «عبدى كوفى‏» را به بچه‏هايشان ياد بدهند، بزرگترين «تشويق‏» است و «الگودهى‏» است. شعر عبدى، از فضليتهاى اهل بيت، موج مى‏زد. «سيد حميرى‏» كه از شاعران متعهد شيعه است، مى‏گفت: هر كس حديثى بگويد از فضائل على و اهل بيت (عليهم السلام) كه من آن را در شعرم نگفته‏ام، اين اسبم را به او مى‏بخشم. دختر «ابو الاسود دؤلى‏» وقتى فهميد كه خليفه، عسل را فرستاده تا محبت اهل بيت را از دل آنها بيرون كند، آنچه خورده بود، پس آورد، و نخواست‏با عسل، مهر «آل على‏» را از دست‏بدهد. معلمان در اين مسائل، خيلى مى‏توانند خطدهى داشته باشند و به گرايشها و الگوگيريهاى نوجوانان جهت‏بدهند. حتى اگر يك دختر و پسر غير متعهد، به خاطر اين كه اسمشان مهدى يا زينب و فاطمه است، جايزه بگيرند، همين تاثير ضمنى ايجاد محبت مى‏كند.

 

5- تعظيم و تكريم

جوانان، به خاطر حالت الگوگيرى از مربيان، حتى از حالات و رفتار آنها هم سرمشق و نكته مى‏گيرند. نحوه برخورد مربيان با اهل بيت در حضور فرزندان، و شاگردان و جوانان، به آنان هم ياد مى‏دهد. نام ائمه (عليهم السلام) را با تكريم و احترام ياد كردن، همراه اسمشان سلام و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان (عج) برخاستن و دست‏بر سرنهادن، روز ميلاد ائمه را جشن گرفتن و بزرگ داشتن، روز وفاتشان حريم نگهداشتن و حرفهاى خنده‏دار و برخوردهاى شاد نداشتن و در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تاثيرگذار است زيرا كوچكترها به بزرگترها نگاه مى‏كنند. اين حالت، خصلت‏شيعه است: «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا، يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا» شيعيان ما از افزوده سرشت ما خلق شده‏اند، با شادى ما شاد مى‏شوند و با اندوه ما غمگين مى‏شوند. حتى كيفيت نام بردن و لحن‏ما در اين مساله، مؤثر است. يك وقت مى‏گوييم: امام رضا فرمود. و يك وقت مى‏گوييم: حضرت امام رضا عليه السلام فرمود. اين دو با هم خيلى فرق دارد. اگر هنگام شنيدن نام پيامبر (ص) يا يكى از معصو`مين (عليهم السلام)، زير لب صلوات بر آنها بفرستيم، اين هم نوعى تكريم است و در ديگران، تاثيرگذار. در سالهاى اخير نسبت‏به برخى از مناسبتها مثلا ايام «فاطيمه‏» يا «روز زن‏»، در مورد حضرت فاطمه (س) بيش از گذشته، كار فرهنگى و تبليغى و گراميداشت، انجام شده است، يا نسبت‏به امام زمان (ع) اين است كه مى‏بينيم، به همين تناسب، محبت فاطمه و مهدى (عليهما السلام) و گرايش به اين دو، نسبت‏به گذشته بيشتر شده است، بخصوص در ميان جوانان. طبعا زبان و بيان خاص مربوط به نوجوانان و جوانان، چه در سخن و چه در نوشته‏ها بايد مراعات شود و افق فكر و سطح كودكان در نظر گرفته شود، چه در برنامه‏هاى راديويى و تلويزيونى، چه در صبحگاهها و مراسم جشن و عزا در خانه‏ها، مدارس، مساجد و هيئتها.

 

6- ذكر فضايل اهل بيت و فرهنگ آنان

مردم، آرمانگرا و قهرمان دوستند. اگرشخصيت، فضليت، فكر و فرهنگ امامان اهل بيت (عليهم السلام) را بشناسند به آنان علاقه پيدا مى‏كنند و اين علاقه به تبعيت و همسويى مى‏كشد. امام رضا (ع) در حديثى فرموده است: «ان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا» «مردم اگر خوبيهاى حرفها و تعاليم ما را بشناسند، از ما پيروى مى‏كنند.» اينكه چگونه مردم، جوانان و بشريت را با فرهنگ اهل بيت‏بايد آشنا كرد، نكته ظريفى است و بايد از تكنيك «هنر» استفاده كرد و در عرضه محتواى كلامى و حياتى ائمه (عليهم السلام) به نسل امروز، كار رسانه‏ها در اين جهت، مهم است و متاسفانه ضعيفيم. فضايل در دو محور است 1- جهات آرمانى، خلقت، طينت و... 2- جهات عملى و قابل اسوه‏گيرى و تبعيت عينى و ملموس از رفتار اهل بيت. طرح هر دو جهت، عامل ايجاد علاقه است، ولى محور دوم موثرتر است كه در عين بيان عظمت‏هاى فوق تصور، امكان راه يافتن به حريم كمال آنان هم باشد. نوشتن و سرودن در باره فضايل و خوبيهاى ائمه و ترويج آنها ميان نسل نو، محبت مى‏آورد.

 

7- گره زدن خوشيهاى زندگى به حيات ائمه

با استفاده از قضيه شرطيه (قضيه پاولوف) به نحوى عمل كنيم كه با ديدن چيزى و خاطره‏اى، پيوند با اهل بيت مطرح شود، جشن گرفتن و شيرينى و عيدى دادنها، و جشن تكليف گرفتن و اعطاى مدال و اهداى جوايز و تشويقها اگر در روز تولد فلان معصوم (ع) باشد، خواه ناخواه تاثير غير مستقيم دارد. گره خوردن يك خاطره خوش با اهل بيت. شبهاى تولد يا روزهاى ميلاد ائمه، در خانه‏ها و مدرسه‏هاى ما بايد يك حادثه خوب يا خاطره خوش پيش آوريم. مثلا با يك جعبه شيرينى به خانه رفتن، يا شب تولد امام هادى (ع) با يك جعبه شيرينى در دفتر مدرسه گذاشتن به همين مناسبتها، كه سبب مى‏شود از ياد نرود.

 

8- معرفى كتاب و نگارش مقاله و شعر

اين، نوعى كار فرهنگى است كه با شناختن و شناساندن كتابهاى خوب، جذاب و سازنده در مورد اهل‏بيت، از علاقه به مطالعه بچه‏ها استفاده كنيم. كتابى كه به مسابقه مى‏گذاريم يا براى تلخيص پيشنهاد مى‏كنيم يا موضوعى كه براى مقاله‏نويسى، شعر و قصه، حتى عكس و نقاشى مى‏دهيم، اگر سوژه‏هاى اهل بيتى داشته باشد، مفيد است. يا كشاندن روزنامه ديوارى به اين سمت. يا در خواست‏خاطره‏نويسى از زيارت، عاشورا، نيمه شعبان، شب قدر، مجالس سوگوارى و امثال اينها.

 

9- تشكلهاى هيئتى

برنامه‏هاى خودجوش نوجوانان كه كار گروهى انجام دهند، مثل فعاليتهايى كه در نيمه شعبان و برگزارى جشن دارند، يا تشكيل هيئت و راه انداختن دسته عزادارى يا آراستن مسجد، حسينيه و تكيه و برنامه‏هاى ايستگاههاى صلواتى آب، شربت، اطعام، احسان و... همه گره‏زننده قلب نوجوانان با تشكيلات اهل بيت است. بچه‏ها زمينه‏هاى روحى دارند. اينها را بايد به كار گرفت، در محله‏هاى مختلف از خود آنان «هيئت‏» درست كرد و خودشان مسؤوليت‏به عهده بگيرند تا فعال شوند. ايام محرم يكى از مناسبترين فرصتهاى ايجاد اينگونه تشكلهاى هيئتى از دانش آموزان بخصوص در مقطع راهنمايى و اوائل دبيرستان است. در عاشورا و نيمه شعبان، به خاطر شور عمومى مردم، بچه‏ها جذب اينگونه مراسم مى‏شوند. براى استفاده از اين حس خود جوش بچه‏ها و جهت دادن آن براى ايام ديگر بايد سرمايه‏گذارى كرد. وقتى بچه‏ها براى خودشان در ارتباط با ائمه، صاحب علم، پرچم، دسته و هيئت مى‏شوند، احساس تشخص مى‏كنند.

 

10- ايجاد فضاى روحى و معنوى

پديد آوردن صحنه‏ها و فضاهايى كه بچه‏ها در شرايط خاصى قرار بگيرند و به تدريج‏حس درونى آنان بيدار شود و جذب گردند. چه بسا اگر كودكان را به حال خود رها كنيم، به اين سمت و جهت، كشيده نشوند و به دعا و توسل نيايند. ولى اگر ترتيبى دهيم كه در اين فضا قرار گيرند، جذب مى‏شوند. مثلا اردوها و ديدارهاى از حرمها، زيارتگاه‏ها، مجالس دينى، دعا، توسل و عزادارى، محكم كننده اين رشته و رابطه است. اين همه اردوهاى سياحتى و زيارتى تشكيل مى‏شود و دانش‏آموزان مثلا به قم، شيراز، مشهد، جمكران و امثال آنها مى‏روند، تنها تماشاى ساختمان، در، ديوار و گنبد نباشد، همراه اين ديدارها، تغذيه فكرى و روحى شوند و مطلب ياد بگيرند و الگو بگيرند و عشقها و علاقه‏هايشان را به اين خاندان، پيوند بزنند. ديدار با شخصيتهايى كه تاثيرگذارند در صورت امكان حتما در برنامه اين سفرها و اردوها قرار بگيرند. شركت در مجالس با حال، همين طور است.

 

يك هشدار

با همه اهميتى كه براى محبت اهل بيت و ايجاد آن در دل بچه‏ها قائليم، بايد از يكسونگرى هم پرهيز داشت و پرهيزشان داد. يعنى آميختن «محبت‏» به «عمل‏»، كار اصلى ماست تا صرف محبت و عشق به اهل بيت (منهاى عمل، تقوا و تبعيت) غرور براى محبان نياورد. امام صادق (ع) فرموده است: تعصى الاله و انت تظهر حبه هذا محال فى الفعال بديع لو كان حبك صادقا لاطعته ان المحب لمن يحب مطيع خدا را نافرمانى مى‏كنى، در حالى كه اظهار عشق و محبت نسبت‏به خداوند دارى، اين محال است و در كارها چيز شگفتى است. اگر محبت تو صادقانه بود، از او اطاعت مى‏كردى، چرا كه دوستدار، نسبت‏به كسى كه دوستش مى‏دارد، مطيع و فرمانبردار است. اظهار دوستى با خدا بايد همراه با تبعيت و اطاعت‏باشد نه معصيت، چون حب صادقانه به اطاعت محبانه منجر مى‏شود. ادعاى دوستى با اهل‏بيت ولى اهل گناه و آلودگى بودن، نوعى تناقض است. بايد تفهيم كرد كه هرچند دين، «دين حب و محبت‏» است ولى محبتى، صادقانه است كه به همرنگى و هماهنگى كشيده شود. هم چنان‏كه دو نفر وقتى به هم محبت دارند، به خاطر همين محبت، مى‏كوشند مثل هم باشند و از رنجاندن و مخالفت ديگرى، پرهيز كنند. حديثى از امام رضا (ع) گوياى همين نكته است كه نبايد به اتكاى دوستى اهل‏بيت، «عمل صالح‏» را رها كرد و گفت كه: «على داريم: چه غم داريم؟» و امثال اينها: «لا تدعوا العمل الصالح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد و لا تدعوا حب آل محمد و التسليم لامرهم اتكالا على العبادة، فانه لا يقبل احدهما دون الآخر.» «نه عمل صالح و تلاشى در عبادت را به اتكاى محبت اهل بيت، رها كنيد و نه محبت و دوستى اهل بيت و تسليم آنان بودن را به اتكاى عبادت، چرا كه هيچ كدام بدون ديگرى پذيرفته نيست.» آرى... آميختن «محبت اهل بيت‏» به «عمل صالح و بندگى‏».

--------------------------------------------------------------------------------

ماهنامه كوثر شماره 29

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام علیکم بزرگوار...با موضوع اهدای عضو منتظر حضور ونظر ارزشمندتان هستم...اگر میسر است می خواهم بدانم نظر مراجع در این مورد چیست...آیا کسی از مراجع محترم،تا به حال اقدام به چنین کاری کرده اند...این پرسش تعدادی از دوستان وبلاگیم است...مقدور است...

سلام علیکم بزرگوار...با موضوع اهدای عضو منتظر حضور ونظر ارزشمندتان هستم...اگر میسر است می خواهم بدانم نظر مراجع در این مورد چیست...آیا کسی از مراجع محترم،تا به حال اقدام به چنین کاری کرده اند...این پرسش تعدادی از دوستان وبلاگیم است...مقدور است پاسخ را در وبم بفرمایید...مؤید باشید...التماس دعا

=====================================
پاسخ طلبه پاسخگو:
سلام
چشم خدمت میرسم.
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):
اگر استفاده از اعضاى بدن بیماران مذکور براى معالجه بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود جایز نیست، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):
با رعایت شرایط اشکالی ندارد.
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):
قطع اعضاء میت مسلمان جایز نیست و مستلزم دیه است و دفن آن در صورت قطع واجب است مگر این که حیات مسلمانى بر آن متوقف باشد که در این صورت جایز است ولى دیه واجب است. و اگر خودش وصیت کرده باشد دیه ساقط است ولى اگر حیات مسلمانى متوقف نباشد و وصیت کرده باشد عمل به آن مورد اشکال است.
پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):
به نظر اینجانب برداشتن عضو مسلمانی که هنوز فوت نکرده و لو مرگ مغزی او مسلم باشد، جایز نیست.

ادامه مطلب
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان - ثبت نام کنید و یا وارد حساب خود شوید.
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما

وبگــــــــــردی طلبۀ پاسخگو

دانــــــلود های مفیـــــــــــــــــــد

حمایت از سایت

برای حمایت از سایت لوگوی زیر را در سایت خود درج نمایید.

بیشترین دانلود ها

جدیدترین مطالب سایت