×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

"مجازات چند مرحله ای" در آخرت چیست؟

پرسش:

در آيه 33 سوره نساء خداوند مي فرمايد: کساني که در دنيا فساد مي کنند، در دنيا آنها را عقوبت کنيد و اندازه جرمشان تنبيه و عذاب آخرت نيز براي آنها آماده است. آيا خداوند براي يک جرم دو بار عقوبت مي کند؟

پاسخ:

با سلام خدمت شما دوست عزیز

احتمالا مقصود شما آيه 33 از سوره مائده باشد که مي فرمايد :
« إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ» (مائده 33) جزاى كسانى كه با خدا و پيامبرش جنگ مى‏كنند و در زمين به فساد مى‏كوشند، آن است كه كشته شوند، يا بردار گردند يا دست ها و پاهايشان يكى از چپ و يكى از راست بريده شود يا از سرزمين خود تبعيد شوند. اينها رسوايي شان در اين جهان است و در آخرت نيز به عذابى بزرگ گرفتار آيند.
 مجازات يک جرم متناسب با آن جرم مي باشد و شخص مجرم را بيش از آن چه مستحق است، مجازات نمي کنند.
صرف اين که خداوند متعال براي جرمي هم مجازات دنيوي قرار دهد و هم مجازات اخروي، دليل بر اين نيست مجرمي که مستحق يک مجازات بوده،  دو مجازات شود.
در اين آيه،  خداوند،  به مجازات دو مرحله اي مجرمان خاص که در آيه ذکر شده اند، اشاره فرموده است، مجازاتي
که يک مرحله آن در دنيا و مرحله تکميلي آن در آخرت صورت مي گيرد، مجازات دو مرحله اي غير از دو مجازات و يا مجازات اضافي و يا مجازات پس از تحمل همه مجازات است.
 بسيار اتفاق مي­افتد مجازاتي را که برخي مجرمان مستحق آن هستند، در دو مرحله انجام مي دهند، ولي در کل، يک مجازات به حساب مي­آيد، براي مثال کسي که مستحق خوردن سيصد شلاق است، آن را در سه مرحله مي­زنند تا جان مجرم به خطر نيفتد.
پس با ديدن اين آيات و امثال آن بايد گفت، براي برخي جرم ها مجازات دنيوي، همه مجازات نيست، بلکه در آخرت، مجازاتشان تکميل مي شود. نتيجه مي­گيريم که اجراى حدود و مجازات هاى اسلامى مانع از كيفرهاى آخرت نخواهد گرديد.

منظور از تغییر خلقت در سوره نساء چیست؟

پرسش: 

آيا معني تغيير ياد شده در آيه 119 سوره نساء وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ  تغييرات ژنتيکي انجام شده بر روي موجودات زنده نيز مي شود؟

پاسخ: 

پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان
آيه  شامل تغيرات ژنتيکي نمي  شود ، بلکه  منظور از تغيير خلقت ،خروج از حکم فطرت و ترک دين حنيف مي باشد(1) ديني که خدا در باره اش فرمود: " روي دل سوي دين حنيف کن ،ديني که از زبان فطرت است، فطرتي که خدا انسان را بر آن  آ فريد. آفرينشي که دگرگوني نمي پذيرد .دين پايدار چنين ديني است (2)
 بيشتر فقها تغييرات ژنتيکي را جايز مي دانند . کساني هم که جايز نمي دانند ، به آيه  استد لال نکرده اند .(3)

1. تفسير الميزان ، ج 5 ، ص 137.
2. سوره روم، آيه 30.
3. مجله فقه، شماره 44، سال 84.

منظور از "جمع ميان دو خواهر"، چیست؟

پرسش:

منظور از "جمع ميان دو خواهر" در انتهاي آيه 23 سوره نساء چيست؟

پاسخ:

پرسشگر گرامي با سلام و تشکر
 در آيه فوق به چهارده مورد ازدواج حرام اشاره شده است، ازجمله ازدواج با دو خواهراست : «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأُخْتَيْنِ».
يعنى ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نيست، تا زماني كه يك زن در عقد مرد باشد، عقد با خواهر او به معناي جمع كردن دو خواهر با هم مي شود كه  طبق آيه شريفه جايز نيست ؛ بنابراين اگر با دو خواهر يا بيش تر در زمان‏هاى مختلف و بعد از جدائى از خواهر قبلى انجام گيرد، مانعى ندارد.
و از آن جا كه در زمان جاهليت جمع ميان دو خواهر رائج بود، و افرادى مرتكب چنين ازدواج‏هائى شده بودند، قرآن بعد از جمله فوق مى‏گويد: مگر آنچه در گذشته واقع شده يعنى اين حكم همانند احكام ديگر عطف به گذشته نمى‏شود،  كسانى كه قبل از نزول اين قانون، چنين ازدواجى انجام داده‏اند، كيفر و مجازاتى ندارند، اگر چه اكنون بايد يكى از آن دو را انتخاب كرده، و ديگرى را رها كنند.
بعضى از مفسران احتمال داده‏اند: جمله «الَّا ما قَدْ سَلَفَ» به تمام محارمى كه در آيه به آن اشاره شده، بر گردد، يعنى اگر قبل از نزول اين آيه اقدام به ازدواج با يكى از محارم فوق طبق قوانين متداول آن زمان كرده باشيد، حكم تحريم شامل آن ازدواج‏ها نمى‏شود، و فرزندان آن ها فرزندان مشروع خواهند بود، البته پس از نزول اين آيه، لازم بوده فوراً جدا شوند.
پايان آيه يعنى جمله «إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً» نيز متناسب با اين معنى مى‏باشد.
                    
1. تفسير نمونه، ج‏3، ص 418.

چه کسانی "خسر الدنيا و الاخره"، هستند؟

پرسش:

در سوره اسرا گفته شده که خداوند هم به آخرت طلبان مدد آخرت را مي دهد ، و هم به دنياطلبان دنيا را ، ولي بالعکس در سور بقره از افرادي سخن گفته شده که هم آخرت خود را از دست مي دهند ، هم دنيا را :
كُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا(الإسراء/20)
هر يک از اين دو گروه را از عطاي پروردگارت، بهره و کمک مي‌دهيم؛ و عطاي پروردگارت هرگز (از کسي) منع نشده است.
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ(الحج/11)
بعضي از مردم خدا را تنها با زبان مي‌پرستند (و ايمان قلبي شان بسيار ضعيف است)؛ همين که (دنيا به آنها رو کند و نفع و) خيري به آنان برسد، حالت اطمينان پيدا مي‌کنند؛ اما اگر مصيبتي براي امتحان به آنها برسد، دگرگون مي‌شوند (و به کفر رومي‌آورند)! (به اين ترتيب) هم دنيا را از دست داده‌اند، و هم آخرت را؛ و اين همان خسران و زيان آشکار است

پاسخ:

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان
مدد و ياري خدا عام و فراگير است و مؤمن و کافر از آن بهرمند مي شود، مانند باران که مؤمن و کافر از آن بهرمند مي شوند. آيه اول به اين حقيقت اشاره دارد. مؤمن و کافر نعمت حيات، عقل،  امکانات و ... را دارند. قانون هاي حاکم بر دنيا نيز عمومي است . مؤمن و کافر محکوم به آن قوانين مي باشند ، از جمله اين که هر کس تلاش کند، نتيجه مي گيرد . هر کس تنبلي کند، عقب مي افتد. سرمايه دنيا هم به همه داده شده است و اختصاص به مؤمنان ندارد . زمين و موجودات زميني براي انسان ، اعم از مؤمن و کافر مسخر شده و نعمت هاي آسماني بر مؤمن و کافر مي بارد . پيامبران براي هدايت همه مبعوث شده اند و کتاب هاي آسماني براي هدايت همه نازل شده و...
 تا اين جا خدا همه را مدد کرده و ياري نموده و دعوت کرده و...ولي  مؤمنان هستند که از اين مواهب بهره کافي و وافي مي برند و قدر آن ها را دانسته و آن ها را ضايع نمي کنند  ، ولي بقيه قدر اين نعمت ها را نمي شناسند و از آن ها بهره کافي نمي گيرند و آن ها را ضايع مي سازند و گرفتار خسران و ضرر مي شوند .آيه دوم به اين حقيقت اشاره دارد.
"خسر الدنيا و الاخره" مي شود ، يعني  سرمايه هايي که دارد و مي تواند با آن ها دنيا و آخرت خود را آباد کند و با آن ها سعادت جاويد را بخرد، ضايع ساخته و به بهاي ناچيز مي فروشد، در حالي که بهاي آن ها بسيار بيش از آن است که او فروخته و مشتري  دارد که آن ها را با بهاي بسيار گران يعني سعادت دنيا و آخرت مي خرد و آن مشتري خدا است، ولي او خدا را نشناخته و سرسري بندگي کرده و به خدا اعتنا ننموده و دارايي هاي خود را در خدمت رضاي خدا به کار نگرفته و با خدا معامله نکرده و  دچار خسران و ضرر عظيم شده.
 خدا نبوده که او را مجبور کرده بلکه  خودش دعوت خدا را پس زده و به جاي معامله با خدا، با غير خدا معامله کرده و ضرر نموده است، در حالي که خدا او را به معامله با خود فراخوانده بود.
بنا بر اين آيه دوم عکس و مخالف آيه اول نيست ، بلکه در محور و مسير ديگري است. در آيه اول به عطاي عام و فراگير خدا اشاره کرده و در آيه دوم به اين که بعضي انسان ها بندگي واقعي نکرده و دنيا طلب شده و با اين انتخاب بد خود گرفتار خسران و ضرر شده اند.  
منظور آيه اول اين است که هم دنياطلبان و هم آخرت طلبان مدد مي شوند  . آيه دوم هم نمي فرمايد  دنيا طلبان در دنيا نصيب ندارند بلکه مي فرمايد گرفتار خسران و ضررند. در دنيا با دنيا طلبي خود را گرفتار غم و نگراني و تشويش و حرص و زياده طلبي و...ساخته ، عيش خود را مکدر و منغص کرده ، آخرت را هم از دست داده اند . پس هم در دنيا و هم در آخرت ضرر کرده اند.
پاسخ سوال از زاويه ديگر نيز قابل بررسي است. آنچه در سوره اسرا بيان شده ،عام نيست، همان گونه كه آيه دوم در سوره حج نيز شامل حال همه انسان ها نمي باشد.
اين معنا با توجه به  آيه 17 سوره اسرا فهميده مي شود. در آيه 17 بيان مي كند كه دنيا را تنها براي كسي كه بخواهيم فراهم مي كنيم، اما در آخرت عذاب دردناك نصيب او مي شود، چون دنيا خواه و دنيا طلب و دنيا پرست بوده است؛ بنابراين دنيا به همه دنيا طلبان داده نمي شود.

آیا اشکالات املایی در قرآن وجود دارد؟

 پرسش:

در قرآن‏هاي رايج چاپ مدينه، آيه 245 سوره بقره اين‏طور آمده که «والله يقبض و يبصط» و روي صاد سين نوشته شده. و آيه 69 سوره اعراف هم اين‏طور آمده «و زادکم في الخلق بصطة» و باز روي صاد سين نوشته شده. و آيه 37 طور هم اين‏طور آمده «ام هم المصيطرون» و اين‏بار زير صاد سين نوشته شده. و در انتها نوشته که در مورد اخير قرائت با صاد مشهورتر است. و مرحوم علاّمه طباطبائي در الميزان در مورد 2 آيه اوّل نوشته‏اند که قانون صرف است که به خاطر وجود طاء، سين به صورت صاد نوشته مي‏شود، امّا از نظر معني همان سين است. ولي سؤال من: الف. چرا اين قضيه فقط در قرآن وجود دارد و در خارج قرآن فعل «بسط» را که صرف مي‏کنند با همان سين مي‏نويسند؟ آيا ممکن است که در قرآن اشتباه املائي از کتّاب بوده باشد؟ ب. قرائت اين آيات با سين است يا صاد؟ و اگر 2 آيه اوّل با سين است و آيه سوم با صاد (چنان‏چه اين‏طور به نظر مي‏رسد) چرا تفاوت هست؟ ج. آيه 22 سوره غاشية هم هست «لست عليهم بمصيطر» و در اين مورد اصلاً سين زير آن نوشته نشده و قرائتش با صاد است، در حالي‏که در تفاسير و ترجمه به همان معني سيطره گرفته شده. 

پاسخ:

با سلام و تشکر از حسن اعتماد شما

اگردرتفسيرمرحوم علامه طباطبايي تامل بيشتري شود ، تصريح داردکه کلمه(بصط)درآيه245سوره بقره همان(با-سين-ط) است که به معناي دادن و از خود دورکردن است.نيزدرآيه69سوره اعراف کلمه "بصطة"دراصل همان "بسطه"با سين است .
کلمه"بمصيطر"نيزدرآيه23سوره غاشيه دراصل"مسيطره"است همچنان که  کلمه" صراط"اصلش"سراط"با سين است واين يک قاعده در زبان عربي است که درقرآن وغير آن اجرامي شود .هرگاه حرف"سين"درکنارحرف"طا"قرار بگيرد با صاد نوشته مي شود .خوشبختانه درهرسه موردآيه ، علا مه اين قاعده رايادآوري کرده است.
 ازاين روقرائت اين کلمات هم با سين صحيح است وهم با صاد و هردولفظ نيز به يک معنا است .
اگردربعضي قرآ ن ها حرف سين دربالا ياپائين کلمات مزبورنوشته شده به همين دليل ا ست.
اولا: اشتباهي درعبارت املايي قرآن نبوده .
دوم: قرائت اين کلمات هم باسين صحيح است هم باصاد.
سوم :معناي آن با هر دوحرف يکي است.
لطفا جهت اطلاع به تفسيرالميزان، ذيل آيات فوق ج2ص432وج8ص224وج19ص30و20ص460  مراجعه نمائيد. موفق باشيد.

Publish modules to the "offcanvas" position.