×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

آیا جهنم كمين گاه بزرگ است؟

پرسش:

آيا صحيح است آيه 21 سوره نبأ را "ان جهنم كانت مرصاداً ؛ جهنم كمين گاهي است بزرگ" اين گونه معنا كنيم: جهنم مانند غربالي است كه همه انسان‏ها در آن غربال مي‏شوند. منتهي خوبان از آن عبور مي‏كنند و بدان قادر به عبور نيستند؟

پاسخ:

سلامی چو بوی خوش آشنایی

مرصاد اسم مكان است به معني جايگاهي كه در آن كمين مي‏كنند، يا صيغه مبالغه است به معني كسي كه بسيار كمين مي‏كند. طبق معناي اوّل گفته مي‏شود كه وقتي بر حسب آيه 71 سوره مريم همه انسان‏ها از كنار دوزخ، يا از بالاي آن عبور مي‏كنند فرشتگان عذاب در اين گذرگاه در كمينند و دوزخيان را مي‏ربايند. اگر به معني دوم "صيغه مبالغه" تفسير كنيم خود دوزخ در كمين آن‏ها قرار دارد و هر كدام از طغيانگران به آن نزديك مي‏شوند آن‏ها را به سوي خود كشانده و در كام خود فرو مي‏برد.(1)
همان طوري كه ملاحظه مي‏شود، بنابر دو تفسيري كه مفسرين در مورد مرصاد كردند، بايد برداشت شما صحيح نباشد. البته ممكن است برداشت شما لازمه و نتيجه يكي از دو تفسير فوق باشد.

1. تفسير نمونه، ج 26، ص 38.

چگونه قرآن مبین است، در حالی که آیات متشابه دارد؟

پرسش:

چگونه بايد بين دو آيه جمع كرد از يك طرف مي‌فرمايد: "قرآن مبين"، از طرفي هم در قرآن آيات متشابه وجود دارد و در آخر مي‌فرمايد: "الراسخون في العلم"؟

پاسخ:

سلام و ادب

قرآن به كتاب "مبين"(1) و آشكار كننده حقايق براي فهم و هدايت عموم مردم آمده است امّا چرا آيات متشابه وجود دارد و چرا محتواي برخي آيات پيچيده است كه موجب تأويل و توجيه‌هاي گوناگون و مورد سوء استفاده افراد مغرض مي‌گردد؟ دانشمندان علوم قرآن براي پاسخ چند دليل آورده‌اند كه در ذيل به آن اشاره مي‌شود:

1ـ الفاظ و عباراتي كه در گفتگوهاي انسان‌ها به كار مي‌رود، تنها براي نيازمندي‌هاي روزمره به وجود آمده، به همين دليل، به محض اينكه از دائره زندگي محدود مادي بشر خارج شويم و مثلاً سخن درباره آفريدگار (كه نامحدود از هر جهت است) به ميان آيد، به روشني مي‌بينيم الفاظ ما قالب آن معاني نيست و ناچاريم كلماتي را به كار بريم كه از جهات مختلفي نارسايي دارد؛ همين نارسايي‌هاي كلمات، سرچشمه قسمت قابل توجهي از متشابهات قرآن است. آيات "يد الله فوق أيدهم" يا "الرحمن علي العرش استوي" يا "إلي ربّها ناظره" از اين نمونه است؛ نيز تعبيراتي همچون "سميع" و"بصير" كه با مراجعه به آيات محكم، تفسير به خوبي روشن مي‌شود.

2ـ بسياري از حقايق مربوط به جهان ديگر، يا جهان ماوراي طبيعت است كه از افق فكر ما دور است و ما به حكم محدود بودن در زندان زمان و مكان، قادر به درك عمق آنها نيستيم. نارسايي افكار ما و بلند بودن افق آن معاني، سبب ديگري براي تشابه قسمتي از آيات است، مانند بعضي از آيات مربوط به قيامت.

اين پديده درست به اين مي‌نامند كه كسي بخواهد براي كودكي كه در عالم جنين زندگي مي‌كند، مسائل اين جهان را تشريح كند. اگر سخني نگويد، كوتاهي كرده و اگر هم بگويد، ناچار است مطالب را به صورت سربسته ادا كند، زيرا شنونده در آن اوضاع، توانايي و استعداد بيشتر از اين را ندارد.

3ـ يكي ديگر از اسرار وجود متشابه در قرآن به كار انداختن افكار و انديشه‌ها و به جود آوردن جنبش و نهضت فكري در مردم است، و اين فرايند درست به مسائل فكري پيچيده‌اي مي‌ماند كه براي تقويت افكار انديشمندان، طرح مي‌شود تا بيشتر به تفكر و انديشه و دقت و بررسي در مسائل بپردازند.

4ـ نكته ديگري كه در ذكر متشابه در قرآن وجود دارد و روايات امامان معصوم آن را تأييد مي‌كند اين است كه وجود اين آيات نياز شديد مردم را به پيامبران و اوصياي آنها روشن مي‌سازد كه در روايات از آنان به "راسخون في العلم" تفسير شده، سبب مي‌شود مردم به حكم نياز علمي به سراغ آنها بروند و رهبري آنها را به رسميت بشناسند و از علوم مختلف آنان استفاده كنند.

گفتني است اگر از پيامبران به خصوص پيامبر اسلام(ص) و جانشينان وي به "راسخون في العلم" تعبير شده، به خاطر آن است كه برخي آيات سخت و پيچيده را (كه از آنها به آيات متشابه تعبير شده) براي مردم تفسير و تبيين كنند، تا حداقل ظواهر قرآن براي مردم معلوم باشد و آن را بفهمند، اين وضع درست به آن مي‌ماند كه در پاره‌اي از كتب درسي، شرح بعضي از مسائل به عهده معلم و استاد گذارده مي‌شود تا شاگردان رابطه خود را با استاد قطع نكنند و بر اثر اين نياز در همه چيز از افكار او الهام بگيرند كه در واقع به وصيّت معروف پيامبر(ص) عمل كرده باشند كه فرمود: "من دو چيز گرانمايه را ميان شما به يادگار مي‌گذارم: كتاب خدا و خاندانم و اين دو هرگز از هم جدا نمي‌شوند تا در قيامت در كنار كوثر به من برسند"(2).

از مجموع آنچه گفته شد،‌ چنين استفاده مي‌شود كه آيات بر دو دسته هستند: مفهوم قسمتي از آيات روشن است كه جاي هيچ گونه ابهامي نيست كه آنها را "محكمات" مي‌گويند. قسمتي از آيات به خاطر بالا بودن سطح مطلب مانند بحث از قيامت و صفات خدا، نياز به سرمايه علمي دارد، آنها را "متشابهات" گويند اين قبيل آيات به وسيله "راسخون في العلم" تفسير و تبيين مي‌شود(3). بنابر اين اگر به قرآن "كتاب مبين" گفته شده، حرف درستي است و هيچ گونه منافاتي بين كلمات مطرح شده در سؤال نيست.

براي اطلاع بيشتر به تفاسير، ذيل آيه 7 سوره آل عمران مراجعه كنيد.

1ـ تفسير نمونه، ج 15، ص 395.

2ـ تفسير نمونه، ج 2، ص 324.

3ـ همان، ص 328.

احکام قتل نفس در قرآن

پرسش:

مِن اَجلِ ذالِکَ کَتَبنا عَلي بني اِسرائيلَ اَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفساً بِغَيرِنَفسٍ اَوفَسادٍ فِي الاَرض فَکَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جميعاً............... هر که بيگناهي را بکشد، مثل اينست که يک جامعه را کشته.بعضي ها کشتندو گفتند اگر بي گناه باشد ميرود بهشت و ...اولاً بهشت رفتن کشته شده بيگناه، کشنده را تبرئه نميکند و او(نزد خدا) محاکمه خواهد شد،ثانياً کشنده بيگناه ، يک جامعه را کشته و براي يک جامعه مجازات خواهد شد،ثالثاً کسانيکه ميتوانستند حکم او را باطل کنند و نکردند، شريک جرم خواهند بود

پاسخ:

با سلام و تشکر از حضور شما

قتل و کشتن  بيگناه همان گونه که در آياتي که آورده ايد ، تذکر داده شده ، از بزرگ ترين گناهان است . در هيچ جاي دين نيامده که فردي را بکشي و توجيهت اين باشد که اگر بي گناه است، به بهشت مي رود. اگر افرادي بي ايمان در گوشه اي از جهان چنين حرف مزخرفي مي زنند، نبايد آن را به حساب دين گذاشت.

 اگر  بيگناه کشته شود، گر چه به بهشت مي رود ، ولي قاتل مورد سوال واقع مي شود. قاضي  که حکم را صادر کرده، اگر در صادر کردن راي دقت کرده و ادله را به خوبي وارسي نموده و بدون اين که تقصيري کرده باشد، در اثر اغواي ديگري به اشتباه افتاده و حکم را صادر کرده و تا آخر هم به اشتباه خود پي نبرده،  بيگناه است . گناه به گردن کسي است که با ادله و مدارک جعلي قاضي را به خطا انداخته است . اگر تقصير کرده ، قاضي  مقصر است.
 بهشتي شدن مقتول بيگناه باعث پاک شدن گناه صادر کننده حکم نمي شود.
 اگر هم بدون محاکمه کسي را کشته باشند، قاتل هر کس و در هر مقامي باشد ، مقصر است ، مگر اين که در قتل، عمدي نداشته ، به خطا و يا در جهت ايجاد نظم و امنيت عمومي بوده،
 در اين جا چون قاتل عمد نداشته و در صدد اجراي ماموريت بوده و ناخواسته قتل واقع شده، بايد از بيت المال جبران شود . رضايت  خانواده مقتول کسب شود . قتل خطايي در همه جهان اتفاق مي افتد.

تفاوت معنایی بين تبيين و تفسير چيست؟

پرسش:

فرق بين تبيين و تفسير چيست؟
پاسخ:

سلامی به زیبایی خلقت
هرچند هر واژه در عرف سخنوران بار معنايي خاصي دارد اما پاره‌اي از واژگان به علت تشابه معنايي زياد با واژگان ديگر "مترادف ناميده مي‌شوند، يعني با صرف نظر از پاره‌اي خصوصيات دو واژه يا چند واژه در حقيقت يك معني را مي‌رسانند واژگان تفسير و تبيين نيز چنين هستند. تبيين يعني چيزي را به روشني بيان كردن و معنايي را به وضوح به مخاطب رساندن. تفسيرهم يعني پرده‌برداري از لفظ و آشكار ساختن مقصود گوينده، از اين رو مفسران معمولاً در آثار خود تبيين و تفسير را با هم آورده‌اند و تفاوت معنايي جزئي اين دو لفظ را مورد عنايت قرار نداده، واژه‌شناسان نيز به آن نپرداخته‌اند، از جمله "ابي هلال عسكري" صاحب الفروق اللغويه نيز اشاره به آن ننموده است.



منظور از "مائده آسماني" چيست؟

پرسش:

در قرآن از «مائده آسماني» سخن آمده ، منظور از مائده آسماني چيست؟

پاسخ:

با سلام و تشکر از حسن نظر و اعتماد شما
مائده آسماني به طعام و غذاي آسماني گفته مي شود. طبق نقل بعضي از تفاسير آمده است :
در باره محتويات مائده در قرآن ذکري به ميان نيامده، ولي از احاديث از جمله از حديثي که از امام باقر سلام الله عليه نقل شده، استفاده مي شود که طعام مزبور چند قرص نان و چند ماهي بود. (1)علامه طباطبايي در تفسير خود
از مجمع البيان نقل کرده که عمار ياسر از پيامبر
 روايت کرده :مائده عبارت بود از نان و گوشت و اين براي آن بود که آنان از مسيح طعامي خواسته بودند که هرچه بخورند، تمام نشود، آن گاه فرمود : خطاب شد به آنان که اين مائده در بين شما خواهد بود. تمام نخواهد شد مادامي که خيانت نکنيد. . . . . . . (2)

1. تفسير نمونه، ج 5، ص 130.
2. ترجمه تفسير الميزان، ج 6، ص 342.

Publish modules to the "offcanvas" position.