×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

فرق مخلِص به کسر لام و مخلَص به فتح لام چیست؟

پرسش:

فرق مخلِص به کسر لام و مخلَص به فتح لام چیست؟

پاسخ:

مخلِص كسى است كه داراى اخلاص است و اعمال خود را خالصانه براى خدا انجام مى‏ دهد ولى مخلَص در مرتبه بالاترى است و تماماً وجودش براى خدا خالص شده است.

از تعابير قرآن استفاده مى‏شود كه مخلَصين را خداوند خالص گردانده است. آنجا كه مى‏فرمايد: إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى اَلدَّارِ،(1).

از عظمت مخلصين همين بس كه شيطان ديگر توانايى و طمع اغواى آنان را ندارد و خود به اين مسأله اعتراف كرده است: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ،(2).

در قرآن مجيد انبياى عظام الهى با وصف «مخلَص بودن» ستوده شده‏اند. اما اين كه آيا ديگران نيز مى‏توانند به چنين مقامى راه يابند، ظاهر آن است كه منفى نيست ليكن كجا است آن عزم و آن همّت؟

پى‏ نوشت‏:

 (1) (ص، آيه 46)

 (2) (ص، آيه 83)

آیا با فردی زناکار می توان ازدواج کرد؟

پرسش:

طبق آيه 3 سوره نور[1]، زن و مرد زناكار بايد با مثل خود نكاح كنند. آيا با غير از اين حالت، حكم شرعي حرام بر آن مترتب است ؟

پاسخ:

با سلام و ادب

ظاهر آيه فوق تحريم ازدواج با زانى و زانيه است، البته اين حكم در روايات اسلامى مقيد به مردان و زنانى شده است كه مشهور به اين عمل بوده و توبه نكرده‏اند، بنابراين اگر مشهور به اين عمل نباشند، يا از اعمال گذشته خود كناره‏گيرى كرده و تصميم بر پاكى و عفت گرفته، و اثر توبه خود را نيز عملا نشان داده‏اند، ازدواج با آنها شرعا بى مانع است.

اما در صورت دوم به اين دليل است كه عنوان «زانى» و «زانيه» بر آنها صدق نمى‏كند، حالتى بوده است كه زائل شده، ولى در صورت اول، اين قيد از روايات اسلامى استفاده شده و شان نزول آيه نيز آن را تاييد مى‏كند.

در حديث معتبرى از امام صادق (ع) مى‏خوانيم كه فقيه معروف «زراره» از آن حضرت پرسيد تفسير آيه الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً ... چيست؟

امام فرمود:

«هن نساء مشهورات بالزنا و رجال مشهورون بالزنا، قد شهروا بالزنا و عرفوا به، و الناس اليوم بذلك المنزل، فمن اقيم عليه حد الزنا، او شهر بالزنا، لم ينبغ لا حد ان يناكحه حتى يعرف منه توبته»[2]

« اين آيه اشاره به زنان و مردانى است كه مشهور به زنا بوده و به اين عمل زشت شناخته شده بودند، و امروز نيز چنين است، كسى كه حد زنا بر او اجرا شود يا مشهور به اين عمل شنيع گردد سزاوار نيست احدى با او ازدواج كند، تا توبه او ظاهر و شناخته شود»

اين مضمون در روايات ديگر نيز آمده است.[3]

 

[1]. « الزَّانىِ لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ  وَ حُرِّمَ ذَالِكَ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ» « مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نمى‏كند و زن زناكار را، جز مرد زناكار يا مشرك، به ازدواج خود درنمى‏آورد و اين كار بر مؤمنان حرام شده است».

[2].  فيض كاشانى، ملا محسن، تفسير صافي، تهران، انتشارات صدر، 1415ق، ج‏3، ص 416.

[3]. آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج‏14، ص 366.

 

منظور از لا يجدون‌" در بحث نکاح چيست‌؟

پرسش:

لطفاً با بيان دليل بفرماييد در آيه شريفة: "وَ أَنكِحُواْ الاْ ?َيَـَمَي‌َ...وَ لْيَسْتَعْفِف‌ِ الَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ نِكَاحًا"، منظور از "لا يجدون‌" چيست‌؟ هم چنين دربارة وجوب ازدواج توضيح دهيد.

پاسخ:

با سلام و احترام

پرسشگر محترم دربارة آيه 32 و 33، سوره نور چند نكته يادآوري مي‌شود: 1. منظور از "لا يجدون نكاحاً"، توانايي نداشتن بر مهر، نفقه و به طور كلي‌، فراهم نبودن وسيلة ازدواج است‌;(تفسير الميزان‌، علامه طباطبايي‌;، ج 15، ص 113، مؤسسة اعلمي للمطبوعات / مجمع البيان‌، طبرسي‌، ج 7، ص 245، مؤسسة اعلمي للمطبوعات‌.) البته‌، فراهم نشدن چنين زمينه‌اي براي ازدواج‌، بايد پس از تلاش و كوشش كامل‌، به وسيله انسان باشد.(تفسير نمونه‌، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران‌، ج‌، ص 48، دارالكتب الاسلامية‌.)
2. از آن جا كه براي فرار از ازدواج و تشكيل خانواده‌، مسئلة فقر و نداشتن امكانات مالي بهانه‌اي تقريباً عمومي و همگاني است‌، قرآن كريم پيش از آيه مورد نظر به طور آشكار به اين عذر و بهانه اشاره فرموده و در پاسخ آن مي‌فرمايد: "در موضوع ازدواج‌، از فقر و تنگ دستي نگران نباشيد; چرا كه اگر فقير و تنگ‌دست باشيد، خداوند شما را از فضل خود بي‌نياز مي‌كند.".
قرآن كريم در جايي ديگر، با تعبير "إِن‌َّ اللَّه‌َ وَ َسِع‌ٌ عَلِيم‌"، اين مطلب را القا مي‌كند كه چون خداوند گشايش‌گر و داناست‌; بر چنين كاري‌، توانمند مي‌باشد; قدرتش‌، آن چنان وسيع است كه سراسر هستي را فرا مي‌گيرد و علم او، چنان گسترده است كه از نيت‌هاي همه‌، به ويژه آن‌ها كه به نيت حفظ پاكدامني‌، ازدواج مي‌كنند، آگاه است‌، و همه را مشمول فضل و كرم خود قرار خواهد داد. در حقيقت قرآن كريم با چنين تعبيري‌، دريچه‌اي از اميد را در دل كساني كه گمان مي‌كنند، در صورت ازدواج‌، مشكل مالي چاره‌پذير نيست‌، مي‌گشايد.
3. چيرگي بر فقر، پس از ازدواج بيش‌تر حاصل مي‌شود; چون انسان‌، در آن صورت‌، خود را به شدت مسئول حفظ همسر و آبروي خانواده و تأمين وسايل زندگي فرزندان‌، مي‌بيند; به همين دليل‌، تمام هوش و ابتكار و استعداد خود را به كار گرفته‌، در حفظ درآمدهاي خود و صرفه‌جويي در آن‌ها، تلاش مي‌كند.(همان‌، ص 465.) حتي در رواياتي پيامبر اكرم‌مي‌فرمايد: "من ترك التزويج مخافة العيلة فقد سأ ظنه بالله ان اللّه عزّوجل‌ّ يقول ان يكونوا فقرأ يغنهم اللّه من فضله‌; كسي كه از ترس فقر، ازدواج را ترك كند، به خداوند گمان بد برده است‌، زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد: اگر آن‌ها فقير باشند; خداوند آن‌ها را از فضل خود بي نياز مي‌كند."(وسايل الشيعه‌، حر عاملي‌، ج 14، ص 24، مكتبة الاسلامية‌.)
4. وقتي انسان در حال تجرّد، نتواند پاك‌دامني را پيشه خود سازد و انحرافات ناشي از ترك ازدواج‌، دامن او را آلوده كند، به ناچار بايد ازدواج نمايد.

مركز فرهنگ و معارف قرآن

امانت الهی چه بود و آیا حمل آن اجباری بود؟

پرسش:

طبق آيه آيا انسان فهميده بود كه امانت چيست و حقيقت آن كدام است ؟ وحمل امانت اجباري بود يا اختياري ؟

پاسخ:

با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز

امانت همان مسئوليت است و عرضه در اين جا عرضه لولايي است ; يعني اگر چنانچه ما امانت و را به آسمان هاي برافراشته و زمين پهناور و كوه هاي سر به فلك كشيده عرضه مي داشتيم و آن ها از عقل و شعور بهره مند بودند و در پذيرش نيز مختار بودند قطعا زير بار چنين امانتي نمي رفتند, ولي بر اثر فقدان عقل و اختيار, زمينه پذيرش نداشتند, اما انسان با داشتن عقل و اختيارزمينه پذيرش داشت .

بدون ترديد انسان به طبيعت اوليه منهاي تربيت ديني ظالم و نادان است و از عواقب خيانت به امانت غافل مي باشد, چرا كه غرايز بر انسان حكومت مي كند. هم چنين آيه از متشابهات است و احتياج به تفسير وتأويل دارد, لذا گاهي جمله اي به خاطر فصاحت و بلاغت و داشتن قرينه حذف مي شود; بنابراين , معناي ديگرش اين است كه اگر ما عرضه مي داشتيم تنها انسان قابليت پذيرش داشت و مي پذيرفت و سپس خيانت مي كرد ; تحقيقاً انسان خائن , ظلوم و جهول است . مگر اين كه امانت را بر اساس تربيت ايماني بپذيرد در اين صورت مي تواند خود را به عرش برساند. بايد توجه داشت كه امانت مصاديق مختلفي دارد كه آن احساس مسئوليت است , از اين رو گفته اند اين امانت , قرآن , عقل , حكومت و ولايت الهي , نمازو...است . مقصود از عرضه نه عرضه تكويني است و نه تشريعي , بلكه عرضه لولايي است .

اين يك واقعيت است و نظاير زياد دارد. گاهي در پايان آيه مثل بودن را روشن مي كند و گاهي حذف مي شود. نظيرش در قرآن هست آن جا كه مي فرمايد:

بنابراين , آيه امانت نيز يك نوع مثال است تا اولاً بشر به لياقت خود پي ببرد و ثانياً به امانت خيانت نكند وعظمت امانت الهي را درك كند.

[آسمان بار امانت نتوانست كشيدقرعه فال به نام منِ ديوانه زدند]

2 در مورد اين كه آيا انسان مي دانست امانت چيست ؟ بايد گفت انسان به مجرد اين كه بالغ و عاقل شده ودين را پذيرفت در برابر تكاليف الهي احساس مسئوليت مي كند, ولي در آيهء مذكور به عنوان ماجراي آينده مطلب را باز گو مي كند, اما مخاطب ها مؤمنان هستند. آسمان و زمين چون استعداد ندارند امتناع آن ها طبيعي است , ولي پذيرش آن براي انسان به سبب استعداد و عقل طبيعي است , به همين دليل براي آسمان و زمين وكوه , كافر و منافق و مؤمن مفهومي ندارد; زيرا آن ها به فرمان تكويني الهي در سير و حركتند, اما انسان ها بر اثراستعداد خاص در برابر اوامر الهي سه گروه شده اند: مؤمن , كافر و منافق .

آن ها كه امانت الهي را پاس داشتند مؤمن هستند و كساني كه در برابرش به مخالفت بر خواستند كافرند وآناني كه دو چهره اند به ظاهر عامل و در باطن كافرند منافق محسوب مي شوند.

 

آیه ی شریفه " له كن فیكون"، درباره خلقت زمین و آسمان صدق میکند؟

پرسش:

با سلام با توجه به این كه خداوند در قران فرموده است كه به هر چه بگوید بشو پس می شود((فیقول له كن فیكون)) پس این كه در قران فرموده است كه آسمان ها و زمین را در شش روز یا شش دوره آفریدیم با این كمی از نظر من جاهل تناقض دارد چرا كه خدا با ید آن را با یك چشم به هم زدن می آفرید با تشكر

 پاسخ:

با سلام و سپاس از ارتباط شما

اوّلاً آیه که فرمود: «خداوند آسمان و زمین (جهان) را در شش روز خلق کرده» می‌تواند اشاره به اسراری فراتر از آن چه از ظاهر آن به دست می‌آید باشد. تفصیل آن را در منبع ذیل جویا شوید.(1)

دوم: برخی در تفسیر آن آیه گفته‌اند: برای خداوند هیچ مانعی وجود نداشت که تمام عالم را در یک لحظه خلق نماید، ولی اگر چنین بود، کمتر عظمت و قدرت و علم آفریدگار ظاهر می‌گشت، ولی هنگامی که آن را طی میلیاردها سال در دوران‌های مختلف و چهره‌های گوناگون طبق برنامه‌های منظم و حساب شده بیافریند، دلائل آشکارتری بر قدرت و حکمت او در برخواهد داشت.(2)

سوم: جای تردید نیست که خداوند همان گونه که قرآن فرموده و در سؤال اشاره گردیده هر گاه چیزی را اراده کند، در همان لحظه ایجاد می‌گردد، ولی خداوند، همه کارهایش بر اساس حکمت است. گاه ممکن است چیزی را با محض اراده در همان لحظه خلق نماید اما گاه ممکن است بر اساس حکمت و مصلحت که خود می‌داند، چیزی را در طی چند دوره و در ظرف زمان طولانی بیافریند. بر همین اساس در خلقت آسمان‌ها و زمین که در طی شش روز آفریده شده، ممکن است اسرار نهفته فراوان وجود داشته باشد که برای ما درک آن مقدرو نیست.

چهارم: گرچه خداوند قادر مطلق است و در فاعلیت خود کامل و فوق کمال است، ولی چون «قابل‌ها» گاهی به گونه‌ای است که قابلیت پذیرش فیض را به طور دفعی و آنی ندارند، ممکن است بر اثر نقص «قابل» به تدریج فیض الهی را دریافت کند و در طی مدت زمانی موجود شود.

 بنابر این آیه «إذا أراد الله شیئاً اَنْ یقول له کن فیکون» که در سؤال اشاره گردیده، ناظر به تام بودن فاعلیت حق تعالی است، ولی این که آسمان‌ها و زمین در شش روز آفریده شده، ممکن است ناظر به نقص قابلیت جهان خلقت باشد.

1ـ امام خمینی، چهل حدیث، ص 658 نشر مؤسسه آثار امام، 1378ش.
2ـ تفسیر نمونه، ج 23، ص 303 و 304، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش.

Publish modules to the "offcanvas" position.