از تجربه های تلخ و تکان دهنده دختران بخوانید شاید...

با سلام و عرض ادب

دوستان عزیز یکی از مشکلاتی که امروزه در بین جوانان زیاد مشاهده می شود بحث بحث رابطه دوستی دختر و پسر است که

همگی خوب آگاهید.در این زمینه با توجه به تجربیاتی که دارم و حتما شما بزرگواران هم دارید غالب این رابطه از ناحیه پسران جهت هوسرانی و شهوت است و از ناحیه دختران جهت کسب محبت و ازدواج است.یعنی دخترها که محبتی هستند به امید ازدواج رابطه رو برقرار می کنند یا اینکه محبت ببیند ولی پسران نه و لذا بعضا پیشنهاد صیغه محرمیت هم می دهند و به راحتی بوسیله کلماتی مثل دوستت دارم و عاشقت هستم و...دختران را فریب می دهند و در ظاهر هم طوری عمل می کنند که دختران باور می کنند.

لذا این مسئله باعث شده دختران ضربه های زیادی بخورند چون اغلب این پسران که برای شهوت و هوسرانی خود رابطه برقرار کرده بودند بعد از مدتی کنار می کشند و دختر یا جسما یا روحا ضربه سنگینی خورده است و پسران هم غالبا راضی به ازدواج با چنین دخترانی که به راحتی با دیگران رابطه برقرار می کنند نیستند و اینجا دختر می شود بازیچه و متاسفانه بخاطر ساده بودن دختران همیشه مورد سوء استفاده قرار می گیرند.کسانی که در ابتدای این رابطه هستند بعضا با تذکرات ما آگاه نمی شوند و باور نمی کنند.

اما بنظرم رسید پستی زده بشه و دخترانی که از این نوع تجربه ها چه خودشون چه نزدیکان و دوستانشون دارند اینجا بنویسند تا تجربه ای برای دیگر دختران باشد و درس عبرتی بگیرند و شاید این خاطره و تجربه شما مانع یک فساد و فاجعه ای بزرگ گردد.

منتظر نوشته های شما هستیم.

نظرات (101)

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام مدتیه ک با ی پسری هستم بهم گفت واسه اینکه ثابت کنی دوسم داری باید بامن رابطه داشته باشی من با نارضایتی اون کارو کردم ولی رفت چن وقت بعد برگشت با کلی التماس و گریه خواهش کرد برگردم برگشتم مدتی ک گزشت باز بدون رضایت من کارشو کرد

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
بله این حقیقت تلخیه که در رابطه با پسرا هست و اینجا دخترا گفتند و درس عبرت هم نمیگیرید.

This comment was minimized by the moderator on the site

تجربه خیلی بدیه من چن وقته ک دارم عذاب میکشمم اون منو دوبارفریب داد هر دفعه ام راضی نبودم ولی کارشو کرد واقعا پشیونم میترسم نتونم در آینده ازدواج کنم

This comment was minimized by the moderator on the site

من بادوستام رفتم پارک وخوب راستش من تاحالا به پسرا نزدیک نشدم حتی اسمم بشون نگفتم! خوب من فقط با پسرا حرف میزدم ولی از عواقبش هم خیلی خوندم اما از یه پسری خوشم اومده چی کار کنم

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
کمی به عواقب اینکار و عاقبت دخترایی مثل خودت فکر کن بعد تصمیم بگیر.
عاقل باشید کنار میزارید این دوست داشتن سطحی و پوچ رو.

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام...۹۰% تجربه هارو خوندم.اکثر ضربه از سر علاقه و احساساتی شدن بود.من از غفلت و نادونی و شهوتِ تازه متولد شده ی 14 سالگیم خوردم.بدون هیچ علاقه ای تن به کاری دادم که تا اخر عمر ذلتش روی شونه هام سنگینی میکنه....خانواده ها ،مادرها!هوای تنهایی...

سلام...۹۰% تجربه هارو خوندم.اکثر ضربه از سر علاقه و احساساتی شدن بود.من از غفلت و نادونی و شهوتِ تازه متولد شده ی 14 سالگیم خوردم.بدون هیچ علاقه ای تن به کاری دادم که تا اخر عمر ذلتش روی شونه هام سنگینی میکنه....خانواده ها ،مادرها!هوای تنهایی دختراتونو داشته باشین...

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

من چهارسال پیش به یک پیری از اقوام علاقمند شدم ، و حرف او مبنی بر دوست داشتن رو باور کردم من هر روز به اون علاقمندان میشدم ولی اون از من فاصله می گرفت تا این که یک روز از سره احساسم باهاش تا حدی وارد رابطه شدم اما نه رابطه جنسی ،بهم گفت هیچ کدوم...

من چهارسال پیش به یک پیری از اقوام علاقمند شدم ، و حرف او مبنی بر دوست داشتن رو باور کردم من هر روز به اون علاقمندان میشدم ولی اون از من فاصله می گرفت تا این که یک روز از سره احساسم باهاش تا حدی وارد رابطه شدم اما نه رابطه جنسی ،بهم گفت هیچ کدوم از کارهایی که می کنیم توی نظر من نسبت به ازدواج تاثیری نداره و من خیلی ناراحت شدم و باهاش قطع ارتباط کردم .سه سال بین ما فاصله افتاد ولی من چون این آقا رو دوست داشتم ،در مورد ازدواج مردد بودم و خواستگارام رو رد کردم.امسال به طور اتفاقی دوباره با هم ملاقاتی داشتیم طرف من احساسات اون روز ها درونم بیدار شد و دوباره احساساتی شدم ،بهم گفت من قصد ازدواج ندارم .بهم پیشنهاد رابطه جنسی داد ،من اولش قبول نکردم ولی به مرور در اثر ادامه ارتباط و غلبه احساسات ،شل شدم .تا جایی که این آقا با برنامه ریزی و آگاهی از علاقه من ،من رو به خونشون دعوت کرد و من رفتم و به هدفش رسید اما خدا رو شکر آسیبی ندیدم .و اتفاق برام نیفتاد.بعدا متوجه شدم این آقا با دروغ و نقشه با من وارد رابطه شد تا به هدفش که ارضا شهوت بود برسه .بعد از اون ماجرا با من قطع ارتباط کرد.من دو بار به این آدم اعتماد کردم . و در هر دو بار اعتماد ،طرف مقابلم تو زرد دراومد .خدا رو شاکرم که بیشتر از این گول نخوردم و خدا کمکم کرد از این رابطه بی سرانجام بیرون اومدم و دیگه احساسی به طرف ندارم .به درگاه خدا استغفار کردم و توبه کردم و از خدا خواستم هیچ دختری توی دام هوس هیچ پسری میفته.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

ولی خیلی از دخترا عبرت نمیگیرند و گول هوس پسرا رو می خورند و نه یک بار بلکه بارها از پسرای مختلف!!:(

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام ممنثن از سایت خوبتون
لطفا اگه میشه وقت بزارید و راهنماییم کنید. لطفا

20ساله بودم با دختر هم سن خودم اشنا شدم و همینطور با ی چشم بهم زدن 2 سال گذشت. و کم کم گرم شد و چطوری شد ک دیگه حرف از ازدواج میزدیم.
در مورد ازدواج دودل بودم و نمیدونستم...

سلام ممنثن از سایت خوبتون
لطفا اگه میشه وقت بزارید و راهنماییم کنید. لطفا

20ساله بودم با دختر هم سن خودم اشنا شدم و همینطور با ی چشم بهم زدن 2 سال گذشت. و کم کم گرم شد و چطوری شد ک دیگه حرف از ازدواج میزدیم.
در مورد ازدواج دودل بودم و نمیدونستم چی کنم!
اگه میگفتم نمیخوامت واسه ازدواج رابطمون بهم میخورد
اگه میموندم خب باید دیر یا زود ازدواح میکردم باهاش!!!
از اونحایی ک دوستش داشتم با همین تردید ها پیش میرفتیم. 1 روز گفت من ب خانوادم گفتم ک ارتباط داریم و قراره با هم ازدواج کنیم!!!!!حالا راست یا دروغش رو خدا داند.
منم قبول کردم ولی براش ی سری شرط گذاشتم و همه رو قبول کرد(ولی ناگفته نمونه چند ماه قبلش ک بحث ازدواج شد گفت اگه بیای خواستگاری من عاقلانه تصمیم میگیرم!!)
دیگه از اون روز ب بعد ی کم سرد شدم. همینجوری ادامه دادیم
تا تقریبا بحث ب (+18)کشیده شد.
چند ماهی همبنجوری بودیم و ب درخواست من فیلم های خودشو لختی میفرستاد.
حالا از سر دوست داشتن بود یا هرزه بود بازم خداداند....
بعد ی چندباری ک این اتفاقا افتاد کم کم اون شرط هایی ک واسه ازدواج گذاشته بودیم رو لغو میکرد
اخرشم گفت یا باید بیای سراغم یا تمام!!! Vc
منم چون دوستش داشتم ولی واسه رفاقت فقط، دوست نداشتم از دستش بدم
اسرار داشتم ک بمونه ولی اخرش گفت اصلا نمیخوامت و دیگه نزنگ و ...
واقعا تعجب کرده بودم!!! این بود این همه دوستت دارم ،تو تا اخر عمر در قلب منی و ...!!!
خلاصع جدا شدیم

از اون جایی هم ک من کینه شتری دارم حالا موندم چی کنم

ی بار میگم ببخشمش چون شاید ی سری مشکل از خودم بوده..
ی بار میگم فیلماشو پخش کنم....
ی بار میگم بزارم تا شوهر کنه بعد بگاش بدم....
و....


حالا شما بگید چی کنم!!!!!خیلی کلافه ام.
ممنون ک وقت گذاشتید و متن رو خوندید.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
شما دختر رو برای دوستی می خواید بعد توقع هم دارید انتقام بگیرید که ازتون جدا شده؟؟؟!!!
بیچاره دخترا

This comment was minimized by the moderator on the site

سراب عشق آتشین، به جدایی ختم شد
عقلم را به کلي باخته بودم و جز او به هيچ کس ديگري نمي توانستم فکر کنم. من و «عادل» در راه مدرسه با هم آشنا شديم و يک سال پس از اين دوستي خياباني در حالي که ۱۶ سال بيشتر نداشتم وقتي با مخالفت خانواده ام براي اين...

سراب عشق آتشین، به جدایی ختم شد
عقلم را به کلي باخته بودم و جز او به هيچ کس ديگري نمي توانستم فکر کنم. من و «عادل» در راه مدرسه با هم آشنا شديم و يک سال پس از اين دوستي خياباني در حالي که ۱۶ سال بيشتر نداشتم وقتي با مخالفت خانواده ام براي اين ازدواج روبه رو شدم دست به خودکشي زدم و تا يک قدمي مرگ پيش رفتم.

«مريم» در دايره اجتماعي کلانتري سناباد مشهد افزود: پدرم به شرطي موافقت خود را با اين ازدواج اعلام کرد که چند سال در دوران عقد بمانيم تا آمادگي هاي لازم براي تشکيل زندگي مشترک را پيدا کنيم. به اين ترتيب به عقد پسر مورد علاقه ام در آمدم، اما از همان روزهاي اول دوران نامزدي متوجه شدم عادل تعادل روحي و رواني ندارد. من در مدت کوتاهي فهميدم او به مواد مخدر صنعتي معتاد است و همان موقع بود که تصميم به جدايي گرفتم.

«مريم» قطرات اشک را از روي گونه هايش پاک کرد و افزود: افسوس در شرايطي قرار گرفتم که تصميم گيري برايم خيلي مشکل شد چرا که باردار شده بودم و به ناچار با برگزاري مراسمي بسيار ساده زندگي مشترک خود را با اين مرد معتاد آغاز کردم. بيچاره پدرم که برايم سنگ تمام گذاشته تمام خرج و مخارج زندگيمان را تا به امروز پرداخت کرده است. او که خيلي نگران آينده من و فرزندم است چندين و چند بار از عادل قول گرفته است که اگر اعتيادش به مواد مخدر را کنار بگذارد، برايش تاکسي و خانه مي خرد. متاسفانه شوهرم بارها و بارها قول مردانه داد که اعتيادش را ترک کند اما او که اعتماد به نفس خود را از دست داده خيلي زود يادش مي رود چه قراري با پدرم گذاشته است.

من دوران بارداري بسيار سختي را پشت سر گذاشتم و چون چند بار عادل مرا به طرز وحشيانه اي کتک زده بود، مي ترسيدم بلايي به سر بچه ام بيايد اما خوشبختانه فرزندم صحيح و سالم به دنيا آمد.با تولد پسرمان، عادل جوگير شد و جلوي همه اعضاي خانواده قول داد که به خاطر فرزندمان ترک اعتياد کند. در اين شرايط پدرم براي او خودرو خريد تا پاداش کار نکرده اش را دريافت کند و براي رهايي از باتلاق اعتياد مصمم تر بتواند تصميم بگيرد. ولي باز هم نتيجه اي نگرفتيم و مدتي است که حال شوهرم خيلي وخيم شده است.او که تحمل شنيدن صداي فرزندمان را ندارد شب تا صبح با چاقويي در دست بالاي سر ما مي نشيند و من و بچه بي گناهم را تهديد به مرگ مي کند. ديگر خسته شده ام و نمي توانم به اين زندگي نکبت بار ادامه بدهم. آمده ام مهريه ام را ببخشم و جان خودم و بچه ام را نجات بدهم.

باور کنيد براي طلاق لحظه شماري مي کنم درست مثل همان موقعي که براي رسيدن به مرد روياهايم سر از پا نمي شناختم و لحظه شماري مي کردم.اميدوارم دختران جواني که قصه تلخ و عبرت آموز زندگي ام را مي خوانند متوجه شده باشند که خيلي سخت است شناسنامه يک زن در سن ۱۷ سالگي با مهر طلاق سياه شود و همراه يک نوزاد سه ماهه به خانه پدرش بر گردد.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

عاقبت اعتماد بی جا به اقوام و آشنایان نامرد

پسرخاله ام آتش بيار معرکه شده بود و هر موقع که فرصتي پيدا مي کرد پشت سر شوهرم بد و بيراه مي گفت.

افسوس که من نمي دانستم او با اين حرف ها چه نقشه پليدي در سر دارد.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري...

عاقبت اعتماد بی جا به اقوام و آشنایان نامرد

پسرخاله ام آتش بيار معرکه شده بود و هر موقع که فرصتي پيدا مي کرد پشت سر شوهرم بد و بيراه مي گفت.

افسوس که من نمي دانستم او با اين حرف ها چه نقشه پليدي در سر دارد.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۲۰مشهد افزود: ۴سال قبل با پسر يکي از اقوام ازدواج کردم ولي از روز اول زندگي مشترک خود با شوهرم اختلاف داشتم. متاسفانه شريک زندگي ام مردي بي احساس و خونسرد و بي تفاوت است و هميشه با نيش و کنايه مرا در حضور ديگران تحقير مي کند.

او چندبار مرا جلوي چشمان مادرم کتک زد و اين مسئله باعث شد تا خانواده ام از او دلگير شوند و پسر خاله ام که هميشه نسبت به من و خانواده ام ابراز محبت مي کرد مي خواست با شوهرم درگير شود.

اما من اجازه ندادم و گفتم با وجود يک بچه کوچک دوست ندارم زندگي ام را از دست بدهم.زن جوان افزود: من و شوهرم امروز ظهر مثل هميشه با هم جر و بحث کرديم و او دوباره مرا کتک زد.

با چشماني گريان به خانه پدرم رفتم اما هيچ کس خانه نبود و به ناچار به خانه خاله ام رفتم.

پسرخاله ام با ديدن چشم هاي گريانم پرسيد چه اتفاقي افتاده است و اگر شوهرت دست روي تو بلند کرده باشد خودم به حساب او مي رسم و ... درحالي که سرگيجه عجيبي داشتم و سرم از شدت درد داشت منفجر مي شد از کمال خواستم تا خونسردي خودش را حفظ کند.

پسر خاله ام که در خانه تنها بود بلافاصله يک عدد قرص و ليوان آب را به دستم داد و گفت: اين قرص را بخور تا سردردت آرام شود.

در اين لحظه بغض زن جوان ترکيد و او با گريه گفت: متاسفانه با خوردن اين قرص به خواب عميقي رفتم و وقتي به هوش آمدم متوجه شدم پسرخاله ام که هميشه ادعا مي کرد پشتيبان و حامي ام است از من سوء استفاده کرده است و...

مي خواستم کمال را بکشم اما او که مي ترسيد همسايه ها يشان متوجه سروصداهايم بشوند فرار کرد و من به اينجا آمدم تا ببينم چه خاکي بايد بر سرم بريزم.اي کاش به جاي مطرح کردن مشکلات زندگي ام در بين اقوام و آشنايان به نزد يک مشاور خانواده مي رفتم و از پدرو مادرم راهنمايي مي خواستم تا اين اتفاق شوم برايم به وجود نمي آمد.

من و همسرم بايد هر دو رازها و مهارت هاي زندگي مشترک را ياد مي گرفتيم و به همديگر احترام مي گذاشتيم. افسوس و صد افسوس که راه زندگيمان را اشتباه رفتيم.يادآور مي شود ماموران کلانتري ۲۰مشهد در پي اظهارات اين زن جوان متهم پرونده را دستگير کردند و تحقيقات در اين باره هم چنان ادامه دارد.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

دوست قدیمی
خيلي آشنا به نظر مي رسيد و در نگاه اول او را نشناختم. اما وقتي برگشتم و دوباره به چشمانش خيره شدم با ديدن لبخندش، حافظه ام به کار افتاد و يادم آمد چه روزهاي قشنگي را با اين دوست قديمي پشت ميز مدرسه طي کرده ايم.

در آن لحظه با خوشحالي...

دوست قدیمی
خيلي آشنا به نظر مي رسيد و در نگاه اول او را نشناختم. اما وقتي برگشتم و دوباره به چشمانش خيره شدم با ديدن لبخندش، حافظه ام به کار افتاد و يادم آمد چه روزهاي قشنگي را با اين دوست قديمي پشت ميز مدرسه طي کرده ايم.

در آن لحظه با خوشحالي اسمش را صدا زدم و گفتم: نيلوفر تو کجا اين جا کجا؟ بعد از حدود۱۵- ۱۴ سال که از همديگر دور افتاده بوديم امروز با هم روبه رو شده ايم و بايد جشن بگيريم.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري سناباد مشهد افزود: آن روز پس از گفت وگويي کوتاه و مرور سريع خاطرات شيرين دوران دبيرستان با اشتياق شماره تلفن خانه و همراهم را به دوستم دادم و قرار شد سر فرصت به خانه ام بيايد و بنشينيم و يک دل سير همديگر را ببينيم.

به اين ترتيب بود که رابطه من و دوست قديمي ام برقرار شد.

ولي افسوس که نمي دانستم اين نيلوفر، همان دختر ساده و بي رياي قبلي نيست و چهره شيطاني پشت اين ظاهر پنهان شده است.

ميترا اشک هايش را پاک کرد و گفت: من ساده لوح همکلاسي قديمي ام و يکي از دوستانش را به حريم خانه ام راه دادم و نمي دانستم که آن ها از اعضاي يک لانه فساد هستند.

متاسفانه نيلوفر و آن دختر جوان با رفت و آمدهايي که به خانه ام داشتند و سوءاستفاده از اعتمادم و عشوه گري و نيرنگ هاي شيطاني شان نه تنها شوهرم را از راه درآوردند بلکه شوهر خواهرم را نيز فريب دادند. و همچنين او زمينه آشنايي شان را با دختر ديگري نيز فراهم کرده است.

هيچ وقت فکر نمي کردم با اعتماد بي جا به يک دوست قديمي چنين مشکل بزرگي در زندگي مان به وجود بيايد و... .

«علي خاني زاده» کارشناس رسمي دادگستري در حقوق خانواده مي گويد: اين مسئله مهم را بايد از دو منظر مورد توجه قرار دهيم. نکته اول انتخاب دوست و شرايط يک دوست خوب است. خوب است بدانيم دوست صميمي که بعد از ۱۵ سال او را ديده ايم مانند دوستي است که تازه مي خواهيم با او ارتباط برقرار کنيم و نيازمند شناخت و احتياط بيشتر در برقراري روابط با چنين فردي هستيم. کارشناس ارشد حقوقي مخابرات خراسان رضوي افزود: نکته مهم ديگر رعايت حرمت و حريم زندگي زناشويي و خانوادگي است. اين که بدانيم چه کسي را و تا چه حد به حريم خصوصي زندگي خود راه دهيم و حد و مرزهاي مشخصي براي ارتباط با ديگران داشته باشيم يک مهارت مهم و اساسي است. رعايت نکردن همين نکات ساده براي بسياري از زوج هاي جوان مشکلات پيچيده اي را درست کرده است

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

فرجام دوستي خياباني

بعد از آن که در رابطه ام با وحید شکست خوردم، با خودم عهد کردم ديگر با هيچ پسري دوست نشوم. هدف من از دوستي، آشنايي براي ازدواج بود اما نمي دانم چرا وحید به همه چيز پشت پا زد. ۴ ماه از اين ماجرا مي گذشت و من براي عوض شدن حال و...

فرجام دوستي خياباني

بعد از آن که در رابطه ام با وحید شکست خوردم، با خودم عهد کردم ديگر با هيچ پسري دوست نشوم. هدف من از دوستي، آشنايي براي ازدواج بود اما نمي دانم چرا وحید به همه چيز پشت پا زد. ۴ ماه از اين ماجرا مي گذشت و من براي عوض شدن حال و هوايم به پارک نزديک خانه مان رفته بودم.

روي نيمکتي نشستم و در حال و هواي خودم بودم که ناگهان صداي پسر جواني توجه ام را به خود جلب کرد. او که جوان خوش تيپي بود خودش را شايان معرفي کرد و خيلي سريع توانست با حرف هايش اعتمادم را به خودش جلب کند. اين مقدمه آشنايي ما بود و در ادامه رابطه من و شايان صميمي تر شد.

شايان گفت به زودي به خواستگاري ام مي آيد و تمام تلاشش را براي خوشبختي ام انجام مي دهد.

اين حرف ها باعث شد به او اعتماد کنم و يک لحظه هم به او شک نکنم.يک روز که براي ديدن شايان به همان پارک رفته بودم گوشي تلفن همراهم را به بهانه نصب نرم افزار گرفت اما چند لحظه بعد فهميدم تصاوير خصوصي ام را براي تلفن همراهش بلوتوث کرده است.

چند دقيقه بعد بود که ناگهان رفتار پسر مورد علاقه ام به طور کلي تغيير کرد. او عکس هاي خصوصي را که از من در گوشي اش داشت نشان داد و تهديد کرد اگر رابطه ام را با او قطع کنم عکس ها را در اينترنت منتشر و آبروريزي مي کند.

نمي دانستم بايد در برابر تهديدهاي شايان چه کنم با اين حال تلاش کردم هيچ کس از اين موضوع باخبر نشود تا خودم اين مشکل را رفع کنم.چند روز بعد شايان تماس گرفت و گفت بايد درباره موضوع مهمي با من صحبت کند. او نشاني آپارتماني را داد و از من خواست هرچه زودتر به آن جا بروم. من هم که فکر مي کردم قرار است مشکلم با او رفع شود به آنجا رفتم.

وقتي وارد شدم شايان خيلي سريع در را از پشت قفل و من را در آنجا زنداني کرد. ابتدا سعي کردم با داد و فرياد کمک بخواهم اما هيچ کس در آن اطراف نبود و صدايم به جايي نمي رسيد. شايان من را در آنجا حبس کرد و چندين مرتبه مورد آزار و اذيت قرار داد. لحظات سخت و عذاب آوري بود. نمي دانستم بايد چه کار کنم. مدام گريه و به او التماس مي کردم تا رهايم کند اما فايده اي نداشت. سرانجام شايان من را به يکي از محله هاي خلوت شهريار برد و در آنجا رهايم کرد.

آن لحظه فقط به اشتباه خودم فکر مي کردم. به اين که چرا باز هم فريب خوردم و آبروي خودم و خانواده ام را به بازي گرفتم. اي کاش زمان به عقب برمي گشت. آن وقت ديگر هيچ وقت مرتکب چنين اشتباهي نمي شدم. کاش حداقل اشتباهم را با اشتباه بعدي ادامه نمي دادم حالا به مجتمع قضايي بعثت آمده ام تا اين ماجرا را پيگيري کنم.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام.اینا هم داستان های عبرت انگیز
يک روز در يکي از شبکه هاي اينترنتي با سامان آشنا شدم. کم کم ارتباط مان صميمي تر شد. همه کارهايش را دوست داشتم بدون آنکه ذره اي روي رفتارهاي بدش فکر کنم. آدم تندخويي که مسئوليت پذير نبود و هيچ وقت کار ثابتي در...

سلام.اینا هم داستان های عبرت انگیز
يک روز در يکي از شبکه هاي اينترنتي با سامان آشنا شدم. کم کم ارتباط مان صميمي تر شد. همه کارهايش را دوست داشتم بدون آنکه ذره اي روي رفتارهاي بدش فکر کنم. آدم تندخويي که مسئوليت پذير نبود و هيچ وقت کار ثابتي در زندگي اش نداشت.

يک روز پدرم متوجه ارتباط ما شد و از من درباره ارتباطم با سامان پرسيد. من که چاره اي نداشتم گفتم او قرار است به خواستگاري ام بيايد و در مراحل آشنايي با هم هستيم. موضوع را با سامان هم درميان گذاشتم. او هم پذيرفت که به خواستگاري بيايد. با اين کار سامان در ذهنم تبديل به يک قهرمان شد. دل توي دلم نبود.

اما وقتي پدرم با او روبه رو شد او را اصلا آدم مناسبي براي زندگي با من نديد و به سامان گفت من را فراموش کند. او چند بار ديگر هم با پدرم صحبت کرد ولي در نهايت بازهم نتوانست رضايت پدرم را جلب کند. بازهم پنهان از خانواده ام به ارتباطم با سامان ادامه دادم.

در چشم برهم زدني چند سال گذشت و سامان ديگر هيچ وقت حاضر نشد به خواستگاري ام بيايد. چند بار به او گفتم ديگر نمي خواهم با او ارتباطي داشته باشم اما بازهم اصرار مي کرد که اشکالي ندارد تا زمان ازدواج من رابطه مان همين طور حفظ شود.

يک روز با من تماس گرفت و گفت دوست دارد با من به مسافرت برود. من اول از حرفش جا خوردم و گفتم نمي توانم اين پيشنهاد را قبول کنم. ولي بازهم مثل قبل با شگرد مخصوص خودش طوري قانعم کرد که هيچ اتفاق بدي نخواهد افتاد و ... مي دانستم اگر به پدرومادرم بگويم که مي خواهم تنها به مسافرت بروم هرگز قبول نخواهند کرد پس منتظر شدم تا فرصت مناسبي به دست بياورم که اين فرصت با مسافرت ناگهاني خانواده ام به شهرستان به دليل فوت يکي از اقوام مان به دست آمد.

از اين که بعد از مدتها کنار سامان بودم خيلي خوشحال بودم. اما اين خوشحالي ديري نپاييد.

چون هنگام عبور از پليس راه يکباره پليس دستور ايست داد اما با کمال ناباوري ديدم که سامان توقف نکرد و با سرعت زياد از آنجا عبور کرد. خيلي وحشت کرده بودم. اما پليس به ما رسيد و او مجبور به توقف شد. در بازرسي از ماشين سامان چند بطري مشروبات الکلي و مقداري مواد مخدر کشف شد.

تازه آن زمان دليل فرار سامان را فهميدم. اين پايان کار نبود و تحقيقات پليس نشان داد سامان مجرمي سابقه دار است که چند سال قبل با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده بود. روزهايي که مجبور بودم با پدرم به مجتمع قضايي بعثت بروم را فراموش نمي کنم. با اينکه مدتي از آن روزهاي تلخ مي گذرد اما پاک آبرويم پيش خانواده ام رفت و ديگر نمي توانم در چشمان پدر و مادرم نگاه کنم.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام.مشکل ما همینه که همش میگن از جنس مخالف دوری کنید وگرنه .... میخوام اینو بگم که شیوه های دیگه رو هم بگین.مثل جنس موافق.متاسفانه جدیدا یه جنس موافق خیلی بدتره.جنس موافق میتونه خودش به تنهایی ادم رو تخریب کنه یا اینکه خودش رو رابط کنه با یه پسر...

سلام.مشکل ما همینه که همش میگن از جنس مخالف دوری کنید وگرنه .... میخوام اینو بگم که شیوه های دیگه رو هم بگین.مثل جنس موافق.متاسفانه جدیدا یه جنس موافق خیلی بدتره.جنس موافق میتونه خودش به تنهایی ادم رو تخریب کنه یا اینکه خودش رو رابط کنه با یه پسر و ادم رو به انحراف بکشه.خود منم همیشه میخوندم که یه پسر میاد به دخترا چیا میگه و ... به خاطره همین فقط حواسم به پسرا بود.بدجوری وحشت نزدیک شدن پسری رو داشتم.ولی چندسال پیش یکی از دوستای همکلاسیم که یه مدت صمیمی شدم فهمیدم طرف پسر بازه.اونم یه نوع حرفه ای که اول کلی دنبال پسرای مومن (به ظاهر مومن)میوفته و وقتی پسره عاشقش میشد میرفت با یکی دیگه!!!!
البته من بعدش باهاش قطع رابطه کردم چون از اولشم توی این فازا نبودم.راستی این شخص چادری بودش.دوستان لطفا از روی ظاهر ادما تصمیمی نگیرین.حاج اقا شما هم لطفا در کنار تبلیغ حجاب روی این قضیه تاکید کنید!!!!!!!! اکثر ما تصورمون در مورد افرادی که ظاهر مومن و معتقدی دارن اینه که باطن خوبی هم دارن!!!!!ممنون که متنم رو خوندین.راستی حاج اقا من کلی از این داستان ها که در مورد پشیمونی دختر و پسر هست خوندم.ولی مال من نیستش.میتونم بزارم یا حتما باید برای خودم باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
موفق باشید

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
می تونید بزارید.

This comment was minimized by the moderator on the site

اونکه گفته همه پسرها واسه هوس میرن و یه رابطه رو ایجاد میکنن سخخخخخت ذر اشتباهه

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام حاج آقا
یه مشکلی پیش اومده ک خیلی ناراحتم
ما نامزدی(عقدیم)در ماه رمضان شب برای نزدیکی حایی نداریم سحر ک دعوت میشم یا اقامون دعوت میشه ما کنارهمیمو آقامون میگه ک نزدیکی کنیم حتی بعضی از روزهای ماه رمضان من باید چیکار کنم؟؟؟؟
به نامزدمم گفتم...

سلام حاج آقا
یه مشکلی پیش اومده ک خیلی ناراحتم
ما نامزدی(عقدیم)در ماه رمضان شب برای نزدیکی حایی نداریم سحر ک دعوت میشم یا اقامون دعوت میشه ما کنارهمیمو آقامون میگه ک نزدیکی کنیم حتی بعضی از روزهای ماه رمضان من باید چیکار کنم؟؟؟؟
به نامزدمم گفتم روزه ام ولی میگه اول باید جواب نیازهای منو بدی خدا خوشش نمیاد منو نادیده بگیری کمکم کنید لطفا

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

با سلام
خیر حرف شوهرتون درست نیست و نباید گوش می کردید. وقتی باید به حرف شوهر گوش بدید که واجبی رو ترک نکنید و حرامی رو مرتکب نشید.
شما نباید تو روز رابطه داشته باشید و شب هم بدونید امکان غسل نیست رابطه درست نیست.
سعی کنید شب ها جایی باشید که...

با سلام
خیر حرف شوهرتون درست نیست و نباید گوش می کردید. وقتی باید به حرف شوهر گوش بدید که واجبی رو ترک نکنید و حرامی رو مرتکب نشید.
شما نباید تو روز رابطه داشته باشید و شب هم بدونید امکان غسل نیست رابطه درست نیست.
سعی کنید شب ها جایی باشید که امکان غسل باشه و تو روز هم مدتی رو طاقت بیارید ماه مبارک تموم بشه.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام واقعا مشکلات تکان دهنده ای بیان میشه میخواستم یه مطلبی رو بگم دخترای نوجوان لطفا فکر
نکنیید که فقط از طرف نا محرما ممکنه ضربه بخورید همونقدر که نامحرما خطرناک هستند محرما هم هستن
کارایی رو که میگم پیشنهاد میکنم انجام ندید جلوی محرم یا نامحرم...

سلام واقعا مشکلات تکان دهنده ای بیان میشه میخواستم یه مطلبی رو بگم دخترای نوجوان لطفا فکر
نکنیید که فقط از طرف نا محرما ممکنه ضربه بخورید همونقدر که نامحرما خطرناک هستند محرما هم هستن
کارایی رو که میگم پیشنهاد میکنم انجام ندید جلوی محرم یا نامحرم هیچوقت نرقصید،تنها باهاشون جایی نرید،سعی کنید همیشه کنار مادروپدرتون باشید تا فکر نکنن کسی نیست که ازتون محافظت کنه
یه هشدار جدی بود.مرسی وقط گذاشتید خوندید

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام دختری 16 ساله ام با یه پسر ب مدت 2ساله اشنا شدم چن بار هم همدیگرو دیدیم بم میگه ک خیلی دوسم داره 19 سالشه من بش گفتم اگ واقعا قصدت خیره ب خانوادت بگو گفتش ک سنم فعلا کمه..دوس ندارم با سن کمم شکست بخورم خانوادم خیلی ازم حساب میبرن درس خونم...

سلام دختری 16 ساله ام با یه پسر ب مدت 2ساله اشنا شدم چن بار هم همدیگرو دیدیم بم میگه ک خیلی دوسم داره 19 سالشه من بش گفتم اگ واقعا قصدت خیره ب خانوادت بگو گفتش ک سنم فعلا کمه..دوس ندارم با سن کمم شکست بخورم خانوادم خیلی ازم حساب میبرن درس خونم هستم..لطفا کمکم کنین من از کجا بفهمم ک واقعا دوسم داره باهاش رابطه داشته باشم یا ن؟ خودش ک خیلی ادعای دوس داشتن میکنه لطفا راهنماییم کنید

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
همه پسرا به اسم ازدواج و دوست داشتن دختران رو فریب میدند.از تجربه این همه دختر فریب خورده چرا عبرت نمیگیرید؟
حتما و حتما رابطه رو قطع کنید.

This comment was minimized by the moderator on the site

ممنون از سایت عالیتون.خیلی چیزارو ادم میبینه و متوجه میشه که دنیا رو به نابودیه.
هیچ وقت نمیشه گفت که فقط پسرا دخترارو گول میزنن.بلکه دخترای زیادی هم هستن که برای پول خیلی کارا میکنن.ادما تویه مقطع سنی که قرار میگیرند نیازشون به محبت و مورد توجه...

ممنون از سایت عالیتون.خیلی چیزارو ادم میبینه و متوجه میشه که دنیا رو به نابودیه.
هیچ وقت نمیشه گفت که فقط پسرا دخترارو گول میزنن.بلکه دخترای زیادی هم هستن که برای پول خیلی کارا میکنن.ادما تویه مقطع سنی که قرار میگیرند نیازشون به محبت و مورد توجه بودن زیاد میشه .و متاسفانه مادر پدر ها با بی توجهی به این حس های طبیعی و اینکه نمی تونن این محبتو به فرزنداشون بدن یه سری افراد به دنبال این عواطف و احساسات نا پایدار به دوستی با دختر و پسر روی میاورن.چیزی که فقط اولش شیرینه به تحش که میرسی احساساتت شکست می خوره.اگه تلاش کنی دیگه خطا نمی کنی اما یسری افراد توش غرق میشن.دیگه زندگی نمی کنن فقط ادامه میدن.دوستای خوب بیشترین نقش و دارن تو زندگی ادما.البته به منش و باتن ادمم ربط داره اما گرگ زیاده ادم اگه حواسشو جمع کنه اشتباه انتخاب نمیکنه.تجربه ای که گرون به دست بیاد هیچ ارزشی نداره.تمام عمرت باید تاوان یه لحظه بی عقلی تو پس بدی.همیشه از تجربه های دیگران استفاده کنید
در پناه حق
به همه ادما پیش نهاد میکنم که با مادراشون راحت باشن من خودم ارنباط خیلی خوبی با مادرم دارم و اگه این ارنباط نبود شاید منم گول میخوردم.یه نفر عاقل باید باشه تا کمکت کنه.:):D:o:p:);)

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

هههههههههههههه:D:D:D:D[*]

[u][u][u][/u][/u][/u]
[/*]

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام من وقتی 5-8 ساله بودم برادرم منو به پشت بام منزل برد و ارتباط جنسی گرفت و شهوتش رو روی من پیاده کرد. من اون زمان خیلی بچه بودم از خوب و بد دنیا چیزی نمی فهمیدم و اگه می دونستم زندگی برام شیرین تر از اینی بود که الان بعد 22 سال هست. من نمی...

سلام من وقتی 5-8 ساله بودم برادرم منو به پشت بام منزل برد و ارتباط جنسی گرفت و شهوتش رو روی من پیاده کرد. من اون زمان خیلی بچه بودم از خوب و بد دنیا چیزی نمی فهمیدم و اگه می دونستم زندگی برام شیرین تر از اینی بود که الان بعد 22 سال هست. من نمی دونم بعضیا چرا انقد دنبال شهوت پرستی اند هم دختر هم پسر قبول دارم غریزه جنسی خیلی انسان رو اذیت می کنه و لحظه ای برای آدم آروم و قرار نمی ذاره منم این غریزه رو دارم این رو انکار نمی کنم ولو اینکه این اتفاق افتاده دلم نمی خواد کس دیگه ای این تجربه رو داشته باشه. وقتی خیلی بچه بودم تجربه کمر دردهای شدید زنانه رو کسب کردم. وقتی اهمیت مساله برام روشن شد و تاثیری که در اینده و ازدواج داره هویدا شد از زندگی چیزی جز نفرت و خستگی و درگیری و کلنجار رفتن های دائمی با خودم و زندگی و اطرافیان نصیبم نشد. وقتی به گذشته و معصومیت از دست رفتم فکر می کنم فقط حسرت می خورم، حسرت روزای شیرین قبل از این اتفاق رو و دلم برای اون دختربچه شیطون و بازیگوش تنگ شده و به اهمیت و بزرگی این گناه و توجهات دینمون در این زمینه پی می برم واقعا گناه بزرگیه و دردهای سختی پشت این قضیه نصیب افراد می شه خصوصا دخترخانمها. من با میل و خواست خودم به این مساله دچار نشدم ولی وقتی نگاه می کنم منی که بدون میل قبلی به اینجا کشیده شدم اگه با میل قبلی به اینجا کشیده می شدم عذابم صد چندان بود. خانما، آقایون خداگونه زندگی کنید شاید یه مقداری بابت محدودیت هاش سخت باشه ولی زندگی سالم و راحتیه اگه برید سراغ ارتباطات جنسی با جنس مخالف و غیر مخالف اونوقت خیلی چیزا رو از دست می دید و شاید دیگه بدستشون نیارید مثل آرامش. ممنون که وقت گذاشتید و خوندید. برای آرامش و آینده من هم دعا کنید.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

اشکمو درآوردی.خیلی براتون نارحت شدم. خدا خودش کمکت کنه

This comment was minimized by the moderator on the site

;):);)

This comment was minimized by the moderator on the site

توروخدا نظرمو بذارید من ی دختره 23 سالم . یه ... ترک به فریب قصد ازدواج داعونم کرد و بعد رفت .

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام .من چنین تجربه بد رو دارم الانم داغون داغونم دخترا اعتماد نکنین

This comment was minimized by the moderator on the site

اون بالاسری هرچیکه بوده و نبوده رو با ی اراده محو میکنه،فقط اگه تو بخای،تو توبه کو اگه نبخشید من اولین کسی هستم ک میگم کافرم،ولی شرط داره ب شرطیکه توبت توبه باشه ینی اگ دوباره همچین اتفاقی بیفته ایا بازم...اگه ن پس بدون توبت پیش خدا قبول شده
تو...

اون بالاسری هرچیکه بوده و نبوده رو با ی اراده محو میکنه،فقط اگه تو بخای،تو توبه کو اگه نبخشید من اولین کسی هستم ک میگم کافرم،ولی شرط داره ب شرطیکه توبت توبه باشه ینی اگ دوباره همچین اتفاقی بیفته ایا بازم...اگه ن پس بدون توبت پیش خدا قبول شده
تو الان بیشتر در معرض خطری تازه معصوم تر از قبلی چون وقتی توبه کنی پاکی و تازه اون گناهاتم ب خوبی تبدیل میشه،فک نکن زندگی به پایان رسیده ن ببین تو میتونی با خوندن کتاب و کلاس رفتن علمتو بالا ببری و واسه خودت کسی بشی و موقع ازدواجم اگه کسی اومد یا خودت دوسش داشتی بگو من کی بودم و الان چیم...
نزد خدا کسی بالاتره ک تقواش بیشتره ن اینکه دختر باشه یا زن
خوب بفهم چی میگم شیطان بازم میاد سراغت...

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

سلام من از قسمت ارسال سوال سوالی رو براتون فرستادم اما تا الان از طرف شما جوابی در ایمیلم دریافت نکردم.لطفا اگه امکان داره براتون جواب سوالم رو بفرستید به ایمیلم.ممنون از سایت خوبتون

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
چشم ان شالله امروز پاسخ میدم. متاسفانه فرصت نکردم و سوالات هم زیاد هست.

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام ببخشید شما سرکتاب هم باز می کنید؟

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
اگر منظورتون از سرکتاب فهمیدن آینده و سرنوشت هست نه خیر از این چیزا نه بلدم نه قبول دارم.
خودتون رو درگیر این مسائل نکنید و طبق دستورات اسلام پیش برید.
موفق باشید

This comment was minimized by the moderator on the site

بی خودی انقدر ادای عاشقا رو در نیارید ... چه آقا پسرا چه دختر خانما...اسم این حسی که با یک نگاه و لبخند ،بدون هیچگونه شناختی از طرفین رو ذهنتون حک میشه عشق نیست هوسه ... تازه بعد کلی نشست و برخاست متوجه می شید ...
مرده شور این سریال های ایرانی...

بی خودی انقدر ادای عاشقا رو در نیارید ... چه آقا پسرا چه دختر خانما...اسم این حسی که با یک نگاه و لبخند ،بدون هیچگونه شناختی از طرفین رو ذهنتون حک میشه عشق نیست هوسه ... تازه بعد کلی نشست و برخاست متوجه می شید ...
مرده شور این سریال های ایرانی رو ببرند که همه شده روابط دختر و پسر ، اینا هستند که جووونا رو از راه به در میکنند.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

واقعا موافقم.و اینا همش از جهل و عدم شناخت و کسب نکردن صفات پسندیده.به امید ظهور

This comment was minimized by the moderator on the site

خانم سارا نیکزاد اولا که به سریال های ایرانی توهین نکنید خوبه بدونید این سریال هایی که موضوعات مثل خیانت روابط نامشروع روابط دختر و پسر و ... رو ترویج میکنن در جامعه سریال های ایرانی نیستن بلکه سریال های آشغالی وبیخود ماهواره هستن.

This comment was minimized by the moderator on the site

با سلام
ممنون که همچین وبی هست تا به اینچنین مشکلاتی بپردازه...
خواستم به عنوان یه پسر یه چیزایی رو بگم هم به داداشام هم به خوهرام
اشنایی با همسر از طریق سایت اینترنتی یعنی توهین ...چرا ؟ الان بهت میگم
به نظر شما چرا یک جوون باید از طریق اینترنت...

با سلام
ممنون که همچین وبی هست تا به اینچنین مشکلاتی بپردازه...
خواستم به عنوان یه پسر یه چیزایی رو بگم هم به داداشام هم به خوهرام
اشنایی با همسر از طریق سایت اینترنتی یعنی توهین ...چرا ؟ الان بهت میگم
به نظر شما چرا یک جوون باید از طریق اینترنت با همسرش آشنا بشه؟
چقدر مسله شناخت قبل از ازدواج مهمه ---آِیا شما تو اینترنت میتونی شنخات 100 پیدا کنی؟
شاید بعضیها بگن خیلی از این طریق ازدواج کردن --- حتی شناخت تو واقعیت هم (در فضای بیرون اینترنت) کاستی داره.... درسته دوستان گلم هر کسی به هر حال یه نظری داره یه تجربه ای داره
اتفاقا همه ی نظراتون هم واسه ما قابل احترامه
اما..... یسری هستن که سواستفاده میکنن و یه سری هم هستن که قلب مهربونی دارن ...فرقی نداره میخواد دختر باشه یا پسر .... وقتی یه پسری یه دختریو کلک میزنه با احساسش و قلبش بازی میکنه یقینا بعضی از دخترا هم هستن که با قلب و احساس پسرا بازی میکنن
گفتم در وهله اول ما انسان هستیم و احساس و شعور سرمون میشه...
من نظرات دوستانو خوندم واقعا تاثیرگذار بود ... مشکا از ما نیست انسان به طبع اجتماعی هست دوست داره ارتباط داشته باشه دوت داره وقتی ناراحت هست یکی پیشش باشه و درداشو بهش بگه
این چیزی نیست که بشه کتمانش کرد...
نامردی اون موقع هست که از احساسات همچین فردی سواستفاده بشه نامردی محضه
البته این منشا از جامعه هست ---اگر جامعه شرایط رو برای همه آسون کنه دو تا جوون که همدیگه رو دوس دارن و بهم عشق میوزند میتونن با هم پیوند ابدی ببندند...اما جامعه ما فعلنه اینطور نیست...دختر 15 ساله به خودش میباله که مثلن چندین دوست پسر داره و وقتی سرش به سنگ میخوره که دیگه کار از کار گذشته... مطمعن باش دنیا گرگ هست .... خیلی از مورد ها رو خودم دیدم ...اوایل پیام تو لاین وایبر و واتس وبقیه چیزا و بعدن دیدن همدیگه و بعدن .... خودتون میدونید دیگه آخرش چی میشه .... قدر خودتونو بدونید ...قدر پاکی خودتونو بدونید....قدر قلب مهربون خودتونو بدونید ... هیچ وقت اینقد تنها نشین که به هر کسی بگین عشقم ... واقعا اگه چشماتونو باز کنید میبینید که اونی که بهش میگین عشقم لیاقت شما رو هم نداره ... نه شوخی میکنم نه میخوام دلداری بدم نه چرب زبونی---واقعیته محضه...
اسلام دین آسانی هست خدا همه رو معتدل در نظر گرفته .... جوان هستی شاد باش آهنگ گوش بده تفریح برو با دوستات یگرد با خانواده خودت مهربون باش و بهشون احترام بزار از چیزایی که ناراحتت میکنن فاصله بگیر تا میتونی بخند خودت رو در شرایطی بزار که همش لبخند رو لبات باشه نه اشک گوشه چشمات ... با خدا ارتباطت رو بیشتر کن ... همه اماما خوب هستن یه امام تو ایران داریم عاشقشیم از امام رضا کمک بخواین و زیارت کنین ... خودتو درگیر عشق و این بازیهای فانتزی نکن ...اگه پسری به جایی برس که خودت واسه خودت آقا شی شرایط ازدواجو داشته باشی ...وجودت بزار پاک باشه...اگه دختری عفت و حیا خودت رو داشته باش در حد معتدل .... هر چیزی شدنیه .. یاعلی

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

باسلام و خسته نباشید، واقعا پیامی که گذاشتید با مفهوم بود، من خیلی از این چیزا که شما فرمودیدا رعایت کردم الان دقیقا 31سالمه اکثر وقتم واسه درس بوده از این دوستیهام تا اونجا که میشده فاصله گرفتم، پدرم در قید حیات نیستند واسه همین ارتباط ما با...

باسلام و خسته نباشید، واقعا پیامی که گذاشتید با مفهوم بود، من خیلی از این چیزا که شما فرمودیدا رعایت کردم الان دقیقا 31سالمه اکثر وقتم واسه درس بوده از این دوستیهام تا اونجا که میشده فاصله گرفتم، پدرم در قید حیات نیستند واسه همین ارتباط ما با فامیل کم، کسی هم دلسوز و معرف نداریم، از یه طرف میبینم این درسی که خوندم نشد تو محیط کار ازش استفاده کنم از طرف دیگه زندگی من اینطوری، خواه نا خواه آدم دچار ناامیدی میشه، بهترین روزهای عمرم میره دیگه بعد زندگی میخام چیکار. از لحاظ ظاهری چیزی از بقیه کم ندارم.

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

با سلام
ناراحتی وناامیدی واسه همه پیش میاد حتی اونی که همه چی تمومه شاید باورتون نشه اینایی که میگم همه و همه با رفرنس معتبر هست شما میدونستین که افرادی که میلیاردی میزنن تو کار بورس وقتی سهام شیفت کنه به سمت پایین طرف 5 دقیقه دیگه تو آی سی یو...

با سلام
ناراحتی وناامیدی واسه همه پیش میاد حتی اونی که همه چی تمومه شاید باورتون نشه اینایی که میگم همه و همه با رفرنس معتبر هست شما میدونستین که افرادی که میلیاردی میزنن تو کار بورس وقتی سهام شیفت کنه به سمت پایین طرف 5 دقیقه دیگه تو آی سی یو هست؟؟ شما میدونستین کسایی که خیلی خوشگل و خوش تیپن البته (مدل واقعی نه اینایی که اعتماد به سقفشون بالاس) هر ثانیه نگران وضع ظاهریشونن حتی میلی متری ؟؟ شما از یه فرد معمولی بگیر تا یه فردی که همه کاره باشه همه نگرانیها و دلمشغولیهای خاص خودشونو دارن اما.......... این نکته مهمه که از خودمون بپرسیم این ناراحتی ها و نگرانیها واسه چیه ؟؟؟ انسانی زرنگ هست که جواب منطقی به خودش بده ...شاید بعضیا بگن خب دلمشغولیهای ما ریشه تو وجودمون داره و ما جوابمونم احساسیه و پشت بندش هیچ استدلال منطقی و عقلی نیست و جنبه عاطفی و دلی داره ....حق میدم بهتون بعضیها اینقد رئوف هستن که قلبشون بر عقلشون تسلط داره میدونی بدبختی ما اینه که همین آدما دارن پاسوز یه سری بی شرف میشن چون که از بس دو رویی وجود داره ..... شما اگه خوب دقت کنین تو آهنگ ها هم این نکته وجود یا مفهوم مثلن احسان خواجه امیری حمید عسکری و ... داره . میخوام یه چیزی بگم شاید تبلیغات بشه ولی نکته درونش هست فرق هست بین دو تا آدمی میخوان گوشی یه تومنی بگیرن یکی میگه نه بابا من میخوام 900 تومنی بگیرم یه تومن چه خبررررررررررررررررررره!!!!!!!!!!!!!!! و اونی که شاید پولش به یه تومن نرسه اما نمیگه زیاده سعی وتلاش میکنه و از همه گوشی های زیر یه تومن دست میکشه و با فاصله کمی از دوستش گوشی یه تومنی میگیره البته این یه مثال اقتصادی که از لحاظ روانی بررسی شده بود بهتون گفتم اصل مطلبش اینه که انسان ها براساس صبرشون به اون چیزی که میخوان میرسن امید این جا خیلی کمک میکنه هیچ وقت بخاطر فاصله کمی که باهدفت داری زندگی رو با جانشینش قبول نکن ......... ببخشید که جواب طولانی شد تازه تبلیغم کردیم:):):)
دوستان زندگی ذو سخت نگیرین
تا خدارو دارین غصه نخورین
اگه فکر میکنین تنها هستین و یه جاهایی بهتون کمک میشه این یعنی خدا حواسش بهتون هست
اگه فکر میکنی که رفتارت باعث میشه که دیگران ازت دوری کنن اول ببین رفتارت چطوریه اگه رفتارت خوبه زیادی با اون نفر در حد خودش رفتار کن چون بعضیا ظرفیت محبت زیادیو ندارن و بی جنبن پس مثل خودش یاهاش برخورد کن اگرم دیدی رفتار بد هست سعی کن رفتار معمول داشته باشی یعنی خنثی اینکه بفهمیم رفتارمون چطوریه ایا خوبه یا نه باید به نکات اخلاقی که امامان معصوم داشتن توجه کنیم واسه همینه که روز قیامت ما با پیامبرا و اماما ارزیابی میشیم و اعمالمون در مقایسه باهاشون سنجش میشه. جالبه خارجی ها که خیلی ها میگن کافرن برعکس خیلی مسلمون تر از ما هستن و رفتارشون خیلی انسان دوستانه هست ولی چه کنیم زمونه ما طوریه که گول زدن بلد باشی فاز داشته باشی خیلی از بقیه سری تازه یه هه بگی کلن شاخ میشی:):D .................................. قدر خودتونو بدونید و خودتونو دوس داشته باشین . با تشکر

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

آهای فریب خورده ها خدا جای حق نشسته چوب خدا صدا نداره یه روز از یه جایی اون کسی که بهتون بدی کرده وفریبتون داده ضربه میخوره که حتی فکرش رو هم نمی کرده.خدا لعنت کنه آدم های فریب دهنده را.این جور افراد از نظر روانشناسی مشکل دارن و مریض هستن

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام چند تا سوال داشتم ممنون میشم اگه جواب بدید.شما تبادل لینک انجام میدید؟نویسنده برای سایتتون قبول میکنید؟اگه قبول میکنید شرایطش چیه؟تبلیغات در سایت قرار میدید؟اگه قرار میدید شرایطش چیه؟و هزینه اش چقدره؟

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام
بله تبادل لینک هم داریم.
نویسنده افتخاری بله چون متاسفانه پولی نداریم پرداخت کنیم.شرایط هم از طریق ایمیل خواستید عرض میکنم.
تبلیغات هم بله و به نوع تبلیغ بستگی داره که بازم بای توضیح دهید.موفق باشید

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام دختری هستم 31ساله چندماه پیش با یک نفر در سایت همسریابی آشنا شدم، شروع کرد به حرف‌های عاشقانه زدن راستش منم بهش علاقمند شدم، سه بارم باهاش ملاقات داشتم ولی نمیزاشتم بهم دیت بزنه، وقتی مطمئن شد من چنین دختری نیستم، شروع کرد به بهونه...

سلام دختری هستم 31ساله چندماه پیش با یک نفر در سایت همسریابی آشنا شدم، شروع کرد به حرف‌های عاشقانه زدن راستش منم بهش علاقمند شدم، سه بارم باهاش ملاقات داشتم ولی نمیزاشتم بهم دیت بزنه، وقتی مطمئن شد من چنین دختری نیستم، شروع کرد به بهونه آوردن.هفته پیش میگفت ببخش حلالم کن، خدا میدونه من چی کشیدم،و چقدرم خودما ملامت کردم،فقط دلخوشیم این که تسلیم خواسته هاش نشدم، تو را خدا تو این سایتا نرید اگرم رفتید هفته اول بگید از طریق خانواده آشنا بشیم،اکثرا واسه فریب دخترا میان.واسه منم دعا کنید همه چیزا فراموش کنم سخت خیلی سخت تو این سن فریب خوردن

ادامه مطلب
This comment was minimized by the moderator on the site

یه مدت با یه دختری دوست بودم که بهم بدی کرد اون اولین عشقم بود خیلی سخته آدم اولین عشقش دختری باشه که دوستش نداشته باشه و خیانت کنه بهش من که هیچ وقت نمی بخشمش باید توی روز قیامت جواب منو بده.اون از علاقه و سادگی من سواستفاده کرده کلی براش شارژ...

یه مدت با یه دختری دوست بودم که بهم بدی کرد اون اولین عشقم بود خیلی سخته آدم اولین عشقش دختری باشه که دوستش نداشته باشه و خیانت کنه بهش من که هیچ وقت نمی بخشمش باید توی روز قیامت جواب منو بده.اون از علاقه و سادگی من سواستفاده کرده کلی براش شارژ فرستادم حرومش باشه از یه شهر دیگه هم اومد

ادامه مطلب
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد
بارگذاری بیشتر ...

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان - ثبت نام کنید و یا وارد حساب خود شوید.
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما

وبگــــــــــردی طلبۀ پاسخگو

حمایت از سایت

برای حمایت از سایت لوگوی زیر را در سایت خود درج نمایید.

جدیدترین مطالب سایت