چگونه می توانم رفتار نادرست همسرم را به او تذکر دهم؟

پرسش:
سلام من دختری 27 ساله هستم 1 ماهه عقد هستم من و همسرم خیلی هم دیگر را دوست داریم یک مشکلی جدیداً به آن برخورد کردم تازگی ها هر چه سعی می کنم برای همسرم بهترین زن باشم او قانع نیست. احساس می کنم باید از رفتار نادرستش ایراد نگیرم، باید وقتی از دستش ناراحتم بهش نگم ، باید قهرم را تو دلم بگذارم، و جلوش همیشه خودم را شاد و راضی نگه دارم واقعاً نمی دانم چه کار کنم لطفاً کمکم کنید هیچ جایی سراغ ندارم که بتوانم مشکلاتم را حل کنم ممنونم.
پاسخ:

با سلام

نکته ای که در پرسش تان وجود دارد و بسیار جای مسرّت می باشد این است که هر دو هم دیگر را دوست دارید و می خواهید برای همسرتان بهترین همسر باشید. همواره در طول زندگی به این ویژگی نقش برجسته ای دهید که در این صورت بقیه امور حتی کدورت هایی که در همه زندگی ها –کم و بیش- وجود دارد تحت الشعاع قرار می گیرد، اما به نظر می رسد برای دست یابی به پاسخی دقیق لازم است نخست با طرح چند پرسش، پاسخ آن را دنبال کنیم.
1.نخست باید ببینیم چگونه می توانیم همسر خوبی باشیم؟
2.معیارهایی که اسلام برای همسر خوب بیان کرده چیست؟
3.باید توجه داشته داشیم چیزی که ما آن را ایراد می دانیم آیا ایراد است یا خیر؟
4.بر فرض ایراد بودن آیا هر طور که بخواهیم می توانیم آن را انتقال بدهیم یا شرایطی دارد؟
به همان ترتیب طرح پرسش به پاسخ آن می پردازیم.
اول. با توجه به آموزه های اسلامی و الگو پذیری از بزرگان دین مان به دست می آید که در زندگی زناشویی جو حاکم در منزل باید، صفا و صمیمیت و دوستی و رفاقت باشد، نه منیت و خودخواهی و خود بزرگ بینی، بنابر این اگر زن و شوهر با هم رفیق باشند بسیاری از امور که به صورت مشکل خود را نشان می دهد به سادگی قابل حلّ است البته قابل ذکر است که مدیریت منزل با مرد است –نه به عنوان امتیازی خاص- که باید همه اعضای خانواده با توجه به این، موجب استحکام و قوام زندگی شوند.
دوم. برای دریافت پاسخ این پرسش به نمایه "معیارهای همسر مطلوب" شماره 7980 که در همین سایت موجود است مراجعه نمایید.
سوم. در مورد شناخت ایراد و عیب نخست باید ببینیم که آن ایراد از چه جنبه عیب محسوب می شود آیا جنبه شرعی دارد یا عرفی و اجتماعی و یا شخصی که در دو بخش اول باید نظر کارشناسان دینی و علوم اجتماعی را در این زمینه جویا شد، بله ما نیز می پذیریم در این امور نیز گاهی یک چیزی ایراد داشتنش به طوری واضح و روشن است که همه متوجه می شوند، ولی معمولاً این طور نیست چه بسا اموری را ما عیب به حساب بیاوریم ولی در واقع عیب محسوب نشود. [1]
اما نکته پایانی.
بر فرض بپذیریم یک چیزی واقعاً ایراد باشد و عیب محسوب شود، در این صورت آیا ما مجاز هستیم در هر زمان و در هر مکان و با هر شرایطی آن را بیان نماییم؟
چه بسا اگر تذکری خیرخواهانه و از روی دلسوزی باشد ولی از آن رو که در تذکر دادن همه شرایط، رعایت نشده به نتیجه دل خواه نرسیده بلکه نتیجه معکوسی نیز داشته باشد! به نظر می رسد بهترین راه برای رعایت شرایط مطلوب این است که خودمان را جای شخص مورد تذکر قرار دهیم، همین طوری از او ایراد بگیریم که دوست داریم دیگران از ما ایراد بگیرند! و همان گونه تذکر دهیم که دوست داریم دیگران به ما تذکر بدهند. یعنی با توجه به اختلاف شخصیت ها، ظرفیت ها و تحمل ها تذکر بدهیم.
با توجه این که از زمان ازدواجتان خیلی نمی گذرد طبیعی است که با بسیاری از ویژگی های اخلاقی هم دیگر آشنا نباشید! که با گذشت زمان کم کم به خصوصیات اخلاقی هم دیگر بیشتر آشنا خواهید شد در آن صورت بدون ایجاد حساسیت می توانید به خواسته تان برسید.
در پایان، سخن را با حدیثی از علی (ع) به اتمام می رسانیم.
حضرت علی (ع) در وصیت به امام حسن (ع) فرمود: "پسرم خود را با دیگران بسنج و دوست بدار براى دیگرى آن چه را براى خود دوست دارى، و بد بدار برایش آن چه را براى خود بد دارى، ستم مکن چونان که نخواهى ستم کشى، و نیکى کن چونان که دوست دارى بتو نیکى شود. و از خود زشت شمار آن چه از دیگران زشت می شمارى، و بپسند براى مردم آن چه را از آنها براى خود پسندى، آن چه ندانى نگو و آنچه دانى بگو، و مگو آنچه نخواهى برایت گویند. [2]

پاورقی:

[1] در این رابطه برای اطلاع بیشتر به شرایط امر به معروف و نهی از منکر منکر در کتب فقهی بیان نموده اند مراجعه نمایید ما نیز از توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 765 ملحقات رساله آیات عظام: (گلپایگانى) و (صافى) نقل می کنیم.
شرایط امر به معروف و نهى از منکر پنج چیز است:
اول: آن که آمر و ناهى، معروف و منکر را بشناسد و یقین داشته باشد به وجوب معروف و حرمت منکر و ایمن باشد از اشتباه خودش.
دوم: آن که احتمال بدهد که امر و نهى او تأثیر داشته باشد، پس اگر احتمال عقلایى ندهد که امر و نهى او اثر دارد، وجوب آن ساقط مى‏شود.
سوم: آنکه کسى که واجب را ترک نموده و یا فعل حرام را بجا آورده، اصرار به آن داشته باشد، پس اگر بداند که مرتدع شده ] بازگشته [ و بعد مرتکب نمى‏شود ساقط مى‏شود.
چهارم: آن که واجب بودن معروف و حرام بودن منکر در حقّ فاعل، منجّز و ثابت باشد و در ترک واجب و فعل حرام عذرى نداشته باشد. پس اگر فاعل معتقد باشد به مباح بودن فعل حرامى و یا به جواز ترک واجبى، در این صورت امر به معروف و نهى از منکر، ساقط مى‏شود. و همین طور است در هر موردى که تارک واجب و فاعل حرام عذر داشته باشد، بلى از راه تنبیه غافل و ارشاد جاهل، تنبیه و ارشاد، لازم است.
پنجم: آن که در امر و نهى او مفسده و ضررى نباشد، پس با احتمال عقلایى به ضرر و مفسده، ساقط مى شود.
[2] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏72، ص 29، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

نظر خود را اضافه کنید.

به عنوان مهمان می توانید درباره این موضوع نظر دهید.

0
نظرات شما نیاز به تایید مدیریت دارد.
  • هیچ نظری یافت نشد

وبگــــــــــردی طلبۀ پاسخگو

حمایت از سایت

برای حمایت از سایت لوگوی زیر را در سایت خود درج نمایید.

جدیدترین مطالب سایت