×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

ماجراى بيعت رضوان و آيه مربوط به آن را توضيح دهيد.

پرسش:
ماجراى بيعت رضوان و آيه مربوط به آن را توضيح دهيد.
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
 در ذى قعده سال ششم هجرى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و يارانش، براى انجام عمره به سوى مكّه حركت كردند. مشركان قريش پس از آگاهى از حركت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به خشم آمده و تصميم به جلوگيرى از ورود ايشان به مكّه گرفتند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)راهى غير از
راه حج پيش گرفت و در حديبيه[1] در نزديكى مكّه فرود آمدند. مشركان مكّه با اعزام دويست سرباز سواره، راه را بر مسلمانان بستند.
امّا چون هدف پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تنها انجام دادن عمره بود، درگيرى و جنگى رخ نداد و مقرّر شد كه براى مذاكره ميان دو طرف و عقد قرار داد صلح، نمايندگان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و سران كفار به گفتگو بنشينند.
از آن جا كه حضرت على(عليه السلام) و برخى ديگر از ياران مخلص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، در جنگ هاى پيشين، سران مشركان را به جهنّم فرستاده بودند، قريش عليه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بسيج شده بودند البته وقتى آمادگى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و يارانش را ديدند حاضر به مذاكره نشدند.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) عثمان بن عفان را براى انجام گفتگو به مكّه فرستاد. عثمان سه روز در مكّه ماند. او مشغول ديد و باز ديد از بستگان خود بود، امّا مسلمانان نگران و مضطرب بودند كه مبادا عثمان كشته شده باشد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مجدداً با مسلمانان بيعت كرد.
بر اثر اين تأخير، اضطراب عجيبى در ميان مسلمانان پديد آمد و احتمال جنگ و درگيرى با مشركان بيش تر شد. در اين هنگام، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) براى تجديد پيمان با ياران خود، زير سايه درختى نشست و اصحاب حضرت، دوباره با ايشان بيعت كردند و قسم خوردند كه تا آخرين نفس از اسلام دفاع كنند.[2] اين رويداد مهم، همان «بيعت رضوان» است كه در آيه 18 سوره فتح بدان اشاره شده و چنين آمده است:
(لَقَد رَضِىَ اللّهُ عَنِ المُؤمِنينَ اِذ يُبايِعونَكَ تَحتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فى قُلوبِهِم فَاَنزَلَ السَّكينَةَ عَلَيهِم واَثابَهُم فَتحـًا قَريبـاً؛ خداوند از مؤمنان ـ هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند ـ راضى و خشنود شد؛ خدا آن چه را در درون دل هايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود مى دانست؛ از اين رو آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزى نزديكى (به عنوان پاداش) نصيب آنها فرمود.)
پس از پايان مراسم بيعت، قيافه عثمان از دور پيدا شد و پس از آمدن عثمان، نماينده قريش نيز خدمت پيامبر رسيد[3] و مذاكراتى انجام داد. نتيجه آن مذاكرات پيمان صلحى بود كه در تاريخ به «صلح حديبيه» معروف است.[4]

[1]. حديبيه در فاصله نه ميلى مكّه قرار دارد.
[2]. سيره نبويه، ص 262.
[3]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 633، دارالتراث.
[4]. ر.ك: فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام، آية الله جعفر سبحانى، ص 359 ـ 370، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ؛ تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى، ج 2، ص 270 به بعد، نشر اعلمى، بيروت.

آيه (ولَسَوفَ يُعطيكَ رَبُّكَ فَتَرضى) مربوط به دنياست يا آخرت؟

پرسش:
آيه (ولَسَوفَ يُعطيكَ رَبُّكَ فَتَرضى) مربوط به دنياست يا آخرت؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
 همان گونه كه در پرسش قبل گذشت، اين آيه، يكى از آيات مربوط به شفاعت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در آخرت است؛ امّا بدان معنا نيست كه شامل دنيا نشود. از اين رو برخى از
مفسّران گفته اند: آيه مذكور، هم دنيا و هم آخرت را شامل مى گردد و در اين صورت، معنى آيه چنين خواهد بود كه: اى پيامبر! تو در دنيا بر دشمنانت پيروز خواهى شد و آيين تو جهانگير خواهد گشت و در آخرت نيز بزرگ ترين موهبت الهى (مقام شفاعت) به تو خواهد رسيد.[1]

[1]. ر.ك: تفسير نمونه، آية الله مكارم شيرازى و ديگران، ج 27، ص 99، دارالكتب الاسلامية.

طبق آیه تطهیر دوری از پلیدی آیا ظاهر بدن را هم شامل می شود؟

پرسش:
 با توجّه به آيه شريفه (اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرا)، آيا اين دور بودن از پليدى، دور بودن از نجاسات و كثيفى هاى ظاهر بدن را نيز شامل مى شود؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
 اوّلا: اين آيه، در مقام بيان طهارت باطنى و عصمت اهل بيت(عليهم السلام) است. منظور از رجس در آيه، پليدى ها و آلودگى هاى نفسانى است و ربطى به نجاسات و كثافات ظاهرى ندارد. به عبارت ديگر، آيه بيانگر عصمت اهل بيت و پاكى آنان از آلودگى به شرك و گناه است و نه چيز ديگر.[1]
ثانياً: بنابر عقيده شيعه، اهل بيت(عليهم السلام) بشرى همچون ديگر افراد بوده اند جز اين كه آنان از نظر دانش و تقوا و شجاعت و ديگر صفات پسنديده، در بالاترين درجات كمال انسانى اند، و چون به هر حال بشرند، از ويژگى هاى طبيعى بشر برخوردارند و مانند ديگر مكلّفين، موظف به انجام دستورات الهى اند.[2]

[1]. تفسير نمونه، آية الله مكارم شيرازى و ديگران، ج 17، ص 297 و ص 304؛ الميزان، علاّمه طباطبايى(رحمه الله)، ج 16، ص 312، اسماعيليان.
[2]. عقائدالامامية، الشيخ محمدرضا المظفر، ص 73، مؤسسه بعثت.

آيه مودّت به چه معناست؟


پرسش:
 آيه مودّت كه مى گويد: «هيچ اجرى جز مودّت اهل بيت از شما نمى خواهم» به چه معناست؟ آيا اين مودّت و دوستى، به معنى اطاعت مطلق و بيان ولايتِ سرپرستى آنان است يا دوستى معمولى؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
 بر اساس روايات بسيارى كه در كتاب هاى شيعه و سنّى آمده، مراد از «القربى»
(نزديكان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)) در آيه مودّت (شورى، 23) كه مى فرمايد: (قُل لا اَسئَلُكُم عَلَيهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُربى؛ من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم اهل بيت(عليهم السلام) و امامان معصومند.)[1]
دوستى و مودّت مورد اشاره در آيه، به مسأله ولايت و رهبرى امامان معصوم(عليهم السلام)باز مى گردد كه رهبرى آنان، ادامه خط رهبرى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و استمرار ولايت الهى آن بزرگوار است. قبول رهبرى و ولايت اهل بيت(عليهم السلام) همانند نبوّت پيامبر، سبب سعادت خود انسان هاست و سودش به خود آن ها مى رسد. اين مطلب با كنار هم گذاشتن سه آيه، به دست مى آيد:
1. (قُل ما اَسئَلُكُم عَلَيهِ مِن اَجر وما اَنا مِنَ المُتَكَلِّفين؛[2]بگو من از شما پاداشى نمى طلبم و چيزى را بر شما تحميل نمى كنم.)
2. (قُل ما اَسئَلُكُم عَلَيهِ مِن اَجر اِلاّ مَن شاءَ اَن يَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبيلا[3]بگو من در برابر ابلاغ رسالت، هيچ گونه پاد اشى از شما طلب نمى كنم، مگر كسانى كه بخواهند راهى به سوى پروردگارشان برگزينند.)
3. (قُل ما سَاَلتُكُم مِن اَجر فَهُوَ لَكُم اِن اَجرِىَ اِلاّ عَلَى اللّهِ؛[44]بگو پاداشى را كه از شما خواستم تنها به سود شماست. پاداش من فقط بر خداوند است.)
بر اساس اين سه آيه، پاداشى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) از مردم خواسته سه ويژگى دارد: مطلقاً نفعش به پيامبر نمى رسد، صد در صد به سود خود مردم است و اين پاداش، راه مردم را به سوى خدا هموار مى سازد. در نتيجه اين اجر و پاداش، جز ادامه خط مكتب پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به وسيله رهبران الهى و جانشينان معصومش كه همگى از خاندان او بودند، چيزى نخواهد بود.[5]

[1]. الميزان، علاّمه طباطبايى، ج 18، ص 47، انتشارات اسماعيليان.
[2]. ص /86 .
[3]. فرقان/57 .
[4]. سبأ/47 .
[5]. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، ج 20، ص 406 ـ 409، دارالكتب الاسلامية.

در آيه 33 سوره احزاب (آيه تطهير) منظور از رجس چيست؟

پرسش:
 در آيه 33 سوره احزاب (آيه تطهير) منظور از رجس چيست؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
 رجس يعنى پليدى و ناپاكى و اين كلمه، پليدى از نظر طبع آدمى يا از نظر عقل يا از نظر شرع يا پليدى از نظر هر سه اينها را شامل مى گردد.[1]
در هر حال رجس و پليدى به حالتى گفته مى شود كه باعث نفرت و دورى جستن از يك چيز مى گردد.[2] اين پليدى گاه به خاطر ظاهر است چنانكه در آيه 145 سوره انعام، گوشت خوك، رجس و پليد خوانده شده است. و گاه نيز به خاطر باطن يك چيز است چنانكه در آيه 125 سوره انعام، بى ايمانى و كفر، باعث رجس و پليدى دانسته شده است.
امّا اگر رجس و پليدى به انسان نسبت داده شود، به معنى علاقه و دل بستگى آدمى به اعتقادى باطل يا عملى زشت است.[3]وقتى مى گوييم انسانِ پليد، يعنى انسانى كه به عقايد باطل يا كارى زشت و ناپسند دل بستگى پيدا كرده است.
با توجّه به اين كه كلمه «رجس» در آيه شريفه داراى الف و لام جنس است و مطلق مى باشد، معناى آيه چنين مى شود: خداوند اراده كرده كه تمام انواع پليدى ها و حالات پست و رذالت آميز و حالاتى را كه اعتقاد حق، اخلاق حق، و عمل حق را از انسان مى گيرد، از شما اهل بيت دور سازد.
دور كردن پليدى ها با اين گستردگى و تأكيد پايانى آيه بر پاكى مخاطبان آن، از عصمت الهى آنان حكايت مى كند. از اين روست كه آيه تطهير، يكى از ادلّه نقلى عصمت اهل بيت(عليهم السلام)شمرده مى شود.

[1]. مفردات الفاظ القرآن، ر.ك : راغب اصفهانى ، المكتبة الرضوية، ص 193.
[2]. تفسير الميزان، علاّمه طباطبايى، ج 16، ص 312، انتشارات اسماعيليان.
[3]. همان.

Publish modules to the "offcanvas" position.