×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

آیا براستی نام دیگر سوره والعصر, معلم است؟

پرسش:

شأن نزول و محتواي كلي سوره والعصر را بيان كنيد. چرا اين سوره را سوره معلّم مي‏نامند؟

پاسخ:

با سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

آنچه در مورد شأن نزول گفته مي‏شود، مربوط به آيات است و در مورد سوره‏ها شأن نزول كمتر ذكر شده؛ زيرا معمولاً آيات در زمان‏ها و موارد مختلف نزول شده است به خصوص آن كه در بعضي از سوره‏ ها
بعضي از آيات آن در مكه و برخي در مدينه نازل شده ‏اند؛ بنابراين چنين سوره‏ هايي اصولاً شأن نزول واحدندارند، مگر آن كه از سوره‏ هاي كوچك باشند كه در يك زمان و به يكباره نازل شده باشند. در اين صورت مي‏توان به دنبال شأن نزول بود. يا اين كه مقصود از شأن نزول سوره، شأن نزول آيات اوليه آن باشد: در هر حال، براي كل سوره والعصر در كتاب‏هاي تفسيري شأن نزول خاصي ذكر نشده است، بلكه براي بعضي از آيات آن شأن نزول ذكر شده كه مورد سئوال نمي‏باشد.
در مورد اين مسئله كه نام سوره "معلم" باشد، در تفاسير و كتاب‏هاي مربوط به چيزي دست نيافتيم.

داستان طالوت و جالوت در کدام آیه آمده است؟

پرسش:

در مورد آيات 247 ـ‌ 248 سوره بقره توضيح دهيد و شأن نزول آنها را بيان كنيد.

پاسخ:

با سلام و تشکر از حسن نظر و اعتماد شما
 اين آيات داستان طالوت، جالوت و داوود را بازگو مي‌كند تا مايه پند و عبرت مؤمنان قرار گيرد كه مأمور به جنگ با دشمنان دين هستند و بدانند كه حكومت و غلبه همواره از آنِ ايمان و تقوا است، هرچند تعداد مؤمنان كم باشد، چنان كه خواري و نابودي از آنِ نفاق و فسق است، هرچند كه شمار اهل آن زياد باشد، زيرا بني اسرائيل (كه اين داستان مربوط به آنان است) تا وقتي كه در كنج خمود و سستي خزيده بودند، مردمي ذليل و توسري خور بودند، اما به محض اين كه قيام كرده و در راه خدا جنگيدند و مبارزه كردند، با پشتيباني كلمه حق، خداياري‌شان كرد، گرچه افراد صادقشان در اين ادعا اندك بودند، و اكثرشان هنگام قطعي شدن جنگ فرار كردند. از سوي ديگر به فرماندهي طالوت اعتراض كردند، نيز از نهري كه مأمور بودند از آن ننوشند، نوشيدند و با ديدن سپاه فراوان جالوت به طالوت گفتند: ما حريف جالوت و لشكريانش نمي‌شويم! خدا ياريشان كرد و بر دشمن پيروزشان ساخت. اينان دشمن را به اذن خدا خوار ساختند و داود، جالوت را كشت و مُلك وسلطنت در بني اسرائيل استقرار يافت، چنان كه حيات سياسي و اجتماعي از دست رفته آنان دوباره برگشت و سيادت و قوّت خود را باز يافتند. همه اين موفقيت‌ها در سايه ايمان بود كه وقتي با لشكريان جالوت رو به رو شدند گفتند: "پروردگارا به ما صبر و استواري ببخش و ما را ثابت قدم بداري و بر شكست كافران ياري فرما".

اين ماجرا عبرت و الگويي است براي مؤمنان هر عصري كه اگر راه گذشتگان صالح را در پيش گيرند، بر دشمنان غلبه خواهند كرد، البته تا وقتي كه مؤمن و به شرايط ايمان وفادار باشند(1).

جهت آشنايي بيشتر با مضامين اين داستان، تفسير آيات 246 ـ 242 را كه مربوط به همين داستان است، از تفسير الميزان و نمونه مطالعه فرماييد.

پي‌نوشت‌ها:
1. ترجمه تفسير الميزان، ج 2ن ص 430.

معنای واژه های سحت و قرده چیست؟

پرسش:

واژه هاى "سحت" و "قردة" در قرآن به چه معنايى آمده و در مورد چه قومى وارد شده است ؟

جواب : با سلام خدمت شما

سحت به معناى اموال حرام , ناحق و رشوه است .
براى شأن نزول آيه هاى 41و 42 سورهء مائده <5 روايات متعددى وارد شده كه روشن تر از همه , فرموده ءحضرت امام باقرعلیه السلام است .
اين امام همام فرمود: <يكى از اشراف يهود خيبر كه داراى همسر بود, با زن شوهردارى كه او نيز از خانواده ءسرشناس خيبر بود, عمل منافى عفت انجام داد. يهوديان از اجراى حكم تورات <سنگسار> در مورد آنان ناراحت بودند. براى نجات از اين مخمصه , گروهى را نزد پيامبر اكرم 6فرستادند تا حكم اسلام را در اين خصوص بفهمند.
آن عده وقتى خواستهء خود را پيش پيامبر مطرح ساختند, جبرئيل نازل شد و حكم سنگسار كسانى را كه مرتكب زناى محصنه شده اند, بيان كرد. آن ها از پذيرفتن اين حكم شانه خالى كردند. به دنبال آن حكم و نپذيرفتن آن ازناحيهء يهوديان , خداوند به بيان بعضى ويژگى ها و خصلت هاى آنان مى پردازد, از جمله مى فرمايد آنان حرام خوار ورشوه گير هستند.()
(پـاورقى 1.اقتباس از تفسير نمونه , ج 4 ص 381
<قردة> به معناى بوزينه است كه در مورد اقوامى از جمله اصحاب <سبت > وارد شده است .
خداوند به يهود دستور داده بود كه روز شنبه را تعطيل كرده و آن روز ماهى نگيرند.
از قضا روزهاى شنبه كه مى شد, ماهيان فراوانى بر آب ظاهر مى شدند. آن ها به فكر حيله گرى افتادند و با يك نوع كلاه شرعى روز شنبه از آب ماهى گرفتند.
خداوند متعال آنان را به جرم نافرمانى مجازات كرد و چهره شان را از صورت انسان به حيوان دگرگون ساخت .()
(پـاورقى 2.اقتباس از تفسير نمونه , ج 1 ص 296ـ 297

تسبیح جمادات چگونه ممکن است؟

 

پرسش:  

در سورة اسرا آية 45 مى فرمايد: " تمام موجودات جهان خدا را تسبيح مى گويند. نحوة تسبيح موجودات چگونه است؟

پاسخ: 

با سلام و احترام خدمت شما کاربر گرامی

"تسبح له السموات السبع والارض و من فيهنّ و إنْ منْ شيء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم". اين آيه دلالت مى كند تمامى ذرّات موجودات عالَم، صاحب شعور و ادراك هستند و در برابر خالق خود كرنش مى كنند.

مراد از تسبيح گويى اشيا با توجه به اين كه زبان ندارند، اين است كه هر موجودى چون نياز صرف است و به خدا وابستگى كامل دارد، با تمام وجود تسبيح خدا مى گويد. چون هر ذره اى از عالَم وجود نقص خود را مى داند و از طرفى تمام كمالات را در خدا مى بيند، زبان به تسبيح و تحميد خدا مى گشايد و از درون هر ذرّه اى "سبحان الله والحمد الله" بلند است. چون همة اشيا عين احتياج و نيازند و خدا عين بى نيازى و كمال و جمال است، او را تسبيح و تقديس مى كنند.[21]
علامة طباطبايى فرمود: "حق اين است تسبيح كه آية شريفه آن را براى تمامى موجودات اثبات مى كند به معناى حقيقى است".[22]
در آيات ديگر نيز به تسبيح موجودات تصريح شده: "إنّا سخّرنا الجبال معه يسبحن بالعشى والابكار؛[23] كوه ها شامگاهان و صبحگاهان تسبيح مى گويند".

"و سخر نامع داود الجبال يسبّحن معه و الطير؛[24] كوه ها و پرنده ها همراه با داود تسبيح مى گفتند".
علاوه بر اين، روايات بسيارى از طرق اهل سنّت و شيعه در دست داريم كه نسبت تسبيح به موجودات داده، از آن جمله روايات بى شمارى است كه مى گويد: سنگريزه ها در دست رسول خدا(ص) تسبيح گفتند.[25]
بنابراين از ديدگاه قرآن، عالَم هستى يك پارچه زمزمه و غوغا است. هر موجودى به نوعى به حمد و ثناى حق مشغول است و غلغله اى خاموش در پهنة عالَم هستى طنين افكنده كه بى خبران توانايى شنيدن آن را ندارند امّا انديشمندانى كه قلب و جانشان به نور ايمان زنده و روشن است، اين صدا را از هر سو به خوبى به گوش و جان مى شنوند:
گر تو را از عيب چشمى باز شد نُطق آب و نطق خاك و نطق گِل جملة ذرات در عالَم نهان ما سميعيم و بصير و باهشيم از جمادى سوى جانِ جان شويد فاش تسيح جمادات آيدت با تو ذرات جهان همراز شد هست محسوس حواس اهل دل با تو مى گويند روزان و شبان با شما نامحرمان ما خامشيم غلغل اجزاى عالم بشنويد وسوسه ى تأويل ها بزدايت
در تفسير حقيقت اين حمد و تسبيح در ميان دانشمندان و فلاسفه و مفسران بسيار گفتگو است. بعضى آن را حمد و تسبيح "حالي" و بعضى تسبيح "گفتارى و زباني" دانسته اند.

1_ جمعى معتقدند كه همة ذرات موجودات اين جهان اعم از آن چه ما آن را عاقل مى شماريم يا بى جان و غير عاقل، همه داراى يك نوع درك و شعورند و در عالم خود تسبيح و حمد خدا مى گويند هر چند ما قادر نيستيم به نحوة درك و احساس آن ها پى ببريم و زمزمة حمد و تسبيح آن ها را بشنويم.
2_ بسيارى معتقدند كه اين تسبيح و حمد همان است كه آن را "زبان حال" مى ناميم.

اين زبان حال گاهى آن قدر قوى و نيرومند است كه "زبان قال" را تحت الشعاع قرار مى دهد، مانند اين كه به شخصى كه آثار ناراحتى و درد و رنج و بى خوابى در چهره و چشم او نمايات است مى گوييم: هر چند تو از ناراحتيت سخن نمى گويي،‌ امّا چشم تو مى گويد كه ديشب به خواب نرفته اى و چهره ات گواهى ميدهد كه از درد و ناراحتى رنج مى برد.

عالَم هستى با آن نظام عجيبش، با آن همه راز ها و اسرارها كه در هر ذره اى جهانى با نظم و دقّت حساب شده اى پيدا است، اين ستاره ها و سيّاره ها و كهكشان ها و گردش دقيق زمين و خورشيد و خلقت عجيب و دقيق و حساب شدة بدن انسان و ساير موجودات فرياد مى زنند: آفرين بر خدا، پاك و منزه است او؛ او بزرگتر است؛ نيست خدايى به جز او.[26]
تبارك الله احس الخالقين، سبحان الله، الله اكبر، الحمدلله، لااله الاّالله.

[21] الميزان، ج 13، ص 110.
[22] همان.
[23] ص (38) آية 18.
[24] انبيا (21) آية 79.
[25] الميزان، ج 13، ص 111.
[26] تفسير نمونه،‌ ج 12، ص 133 تا 136، با تلخيص و اضافات.

معنای کامل صراط مستقیم در سوره حمد چیست؟

پرسش:

منظور از صراط مستقیم در سوره ی حمد چه نوع راهی ست؟

پاسخ:

با سلام و ادب

در ششمين آيه سورة حمد كه شبانه روز در نمازها مي‏خوانيم عرضه مي‏داريم  «اِهَدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» خداوندا ما را به راه راست بدار.
راهي كه ما را به تو و آنچه موجب رضاي تو است برساند ، راهي جداي از راه كساني كه غضب تو آنها را فرو گرفته، و همچنين جداي از راه گمراهان .
خدايا ما را هم به اين راه هدايت فرما، و هم در اين راه ثابت و پايدار و برقرار دار.
بي‏شك «صِراط مُسْتَقيم» مفهوم بسيار وسيع و گسترده‏ اي دارد و لذا بعضي آن را به معني «اسلام» و بعضي «قرآن» ، و بعضي «پيامبر (ص) و امامان راستين» و بعضي به «آيين الله» ،و بعضي به معني راه و روش انبياي الهي تفسير كرده‏ اند كه هر كدام از اينها مي‏تواند بخشي از مفهوم وسيع آيه را تشكيل دهد.
ولي در روايات متعدّدي كه به طرق مختلف از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است، انگشت روي يكي از بارزترين مصاديق آن گذاشته شده ، زيرا صراط مستقيم به راه و روش علي بن ابي‏طالب (ع) و يا محمّد و آل محمّد (ص) تفسير شده است.
«حاكم حسكاني» در «شواهد التّنزيل» از «جابربن عبدالله انصاري» از پيغمبر اكرم (ص) نقل مي‏كند كه فرمود :
«اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ اَبْنائَهُ حُجَجَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ هُمْ اَبْوابُ الْعِلْمِ في اُمَّتي ، مَنْ اِهْتَدي بِهِمْ هُدِيَ اِلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»
خداوند علي (ع) و همسرش (فاطمه زهرا – س ) و فرزندان او را حجّتهاي الهي بر خلقش قرار داده ، و آنها درهاي علم در امّت منند، هر كس به وسيله آنها هدايت شود، به علامه طباطبايي درباره مزايا و خصوصيات صراط مستقيم گفته است: معلوم مي‏شود كه صراط مستقيم حافظ و جامع تمامي راه‏ها به سوي خدا است ، يعني در واقع هر راهی به مقداري كه از حقيقت صراط مستقيم برخوردار است به خدا مي‏رساند در حالي كه صراط مستقيم بدون هيچ قيد و شرط انسان را به خدا مي‏رساند و به همين جهت است كه خداوند آن را به اين نام خوانده است زيرا (صراط) فقط به راههاي روشن گفته مي‏شود و ماده اصلي آن به معناي بلعيدن است گويا چنان رهروان خود را در خود فرو مي‏برد كه احتمال هرگونه انحراف و خروج از جاده را درباره آنان معدوم مي‏سازد.(2)


1- شواهد التّنزيل ج1 ، ص 58، حدیث 89
2- المیزان فی تفسیر القرآن ، ج1 ، ص32-33 .

Publish modules to the "offcanvas" position.