×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

بیان شان نزول آیاتی پیرامون امام علی علیه السلام

پرسش:

شأن نزول آيه 100سوره توبه-آيه 29 و 18 سوره فتح- آيه 23 سوره احزاب - آيه 43 سوره بقره- آيه 55 سوره مائده چيست؟

پاسخ:

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان

در مورد شان نزول آيه 100 توبه قول هايي هست . بعضي گفته اند منظور از "السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار " کساني است که به دو قبله با پيامبر نماز خوانده اند . (1)

بعضي گفته اند منظور مسلماناني است که در بيعت رضوان شرکت داشتند يا تا بيعت رضوان ايمان آورده بودند .(2) و...

ولي اينها مصداق مي باشند . منظور کساني اند که قبل از قدرت و شوکت گرفتن مسلمان ها با صداقت ايمان آوردند.

شان نزول آيه 18 و 29 فتح، اين سوره در بيعت رضوان و در تمجيد از اصحابي است که در بيعت رضوان شرکت کردند . تا آخر عمر بر بيعت خود استوار ماندند. البته بودند کساني که در اقدام ارزشمند بيعت شرکت کردند و اين کار جهادي آنان مورد رضاي خدا بود و آنان هم به خاطر اين شرکت در بيعت مورد رضاي خدا قرار گرفتند ولي متاسفانه بعد از آن بيعت شکستند و عمل ارزشمند خود را تباه کردند و از بندگان خدا خارج شدند. خداوند در همين سوره فرموده:

ان الذين يبايعونک انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم فمن نکث فانما ينکث علي نفسه و من اوفي بما عاهد عليه الله فسيؤتيه اجرا عظيما (2)

همانا آنان که با تو بيعت مي کنند ، با خدا بيعت مي کنند . دست خدا بالاي دست ها است و هرکس پيمان بشکند ، بر خود شکسته است . آن کس که به پيمان وفا کند ،خدا به زودي او را پاداش عظيم خواهد داد.

شان نزول 23 سوره احزاب ،گفته اند کساني که به عهد وفا کردند، شهداي بدر و احد بودند . بقيه مجاهدان مؤمن از منتظران بودند . روايات اهل سنت انس بن نضير و طلحة بن عبيد الله را مورد نزول اين آيه شمرده اند(3) ولي روايات اهل بيت بالاترين مصداق وفا کنندگان به اين عهد را حمزه، عبيده و جعفر شمرده اند و مصداق منتظران را علي بن ابيطالب .(4)

آيه 43 بقره بنا بر روايات در شان رسول خدا و علي بن ابيطالب است.(5)

آيه 55 مائده هم بنا بر روايات مورد تاييد شيعه و سني ، در شان علي بن ابيطالب است.(6)

براي آگاهي بيشتر به اسباب النزول واحدي و جامع البيان طبري و البرهان بحراني و درالمنثور سيوطي و ديگر تفاسير ماثور مراجعه کنيد.

 

1. جامع البيان ، طبري،ج11،ص6 ؛در المنثور ، سيوطي، ج3،ص269-270.

2.همان.

3.ترجمه اسباب النزول ،ص187.

4.البرهان، ج4، ص429.

5.همان،ج1،ص205.

6.اسباب النزول ،واحدي ، ص201.

شان نزول آية 148 سورة بقره چیست؟

پرسش:

با توجه به آية 148 سورة بقره منظور از پرداختن به کارهاي خير و هدف‌هاي اصلي چيست؟

پاسخ:

با سلام و اهدای امید

در اين آيه در حقيقت پاسخى به قوم يهود است كه  سر و صداى زيادى پيرامون موضوع تغيير قبله به راه انداخته بودند، مى‏گويد:" هر گروه و طايفه‏اى قبله‏اى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است" (لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها)

خداوند  طبق اين ايه مي فهماند که در طول تاريخ انبيا قبله‏هاى مختلفى بوده،  تغيير آن چيز عجيبى نيست. قبله همانند اصول دين نيست كه تغييرناپذير باشد، ، بنا بر اين زياد در باره قبله گفتگو نكنيد و به جاى آن" در اعمال خير و نيكي ها بر يكديگر سبقت جوييد" (اسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ‏)

در عوض اينكه تمام وقت خود را صرف گفتگو در اين مساله فرعى كنيد ،به سراغ خوبي ها و پاكي ها برويد كه ميدان وسيع و گسترده‏اى دارد و در آن از يكديگر پيشى گيريد، زيرا معيار ارزش وجودى شما عمل پاك و نيك شما است.

ر.ک:تفسير نمونه، ج‏1، ص: 502

علت برتری دادن قرآن به یهودیان، چه بود؟

پرسش:

آيه 47 ‌سوره بقره به چه معناست؟

پاسخ:

با سلام و تشکر از شما دوست عزیز

آيات حکايتگر  برتري  بني اسرائيل  بر عالميان (مردم قبل و  زمان خودشان)است.مربوط به زماني بود که آنان بر ديانت توحيدي حضرت ابراهيم و اسحاق و يعقوب پاي مي فشردند. با اين که تحت ستم شديد فرعونيان بودند ، دست از مرام توحيدي خود برنداشته و با تحمل زجر ها و شکنجه ها و قتل عام ها ، بر صراط مستقيم توحيد  پاي مي فشردند . به همين جهت خدا آنان را به عنوان امت مومن برگزيد و بر امت هاي سابق و امت هاي موجود آن زمان برتري بخشيد. به زبان پيامبر عالي قدرش موسي (ع) اين برگزيدگي را به اطلاع آنان رساند و لي متاسفانه آنان به جاي اين که شکر اين نعمت را به جا آورند و از اين کرامت حفاظت کنند، بدان مغرور گشتند . امتي که تا زمان نجات از فرعونيان مستضعف بودند ، خيره سري پيشه کردند و مستکبر شدند و پيامبر کشي کردند . بالاخره امتي که از جانب خدا بر گزيده شده و بر امت هاي ديگر فضيلت يافته بودند، از چشم خدا افتادند بلکه مورد غضب خدا واقع شوند:

ضربت عليهم الذلة و المسکنة و باءوا بغضب من الله ذلک بانهم کانوا يکفرون بايات الله و يقتلئن النبيين بغير الحقذلک بما عصوا و کانو يعتدون(بقره،آيه 64)

اين از عبرت هاي بسيار آموزنده  تاريخ است. به ما هشدار مي دهد اگر امتي بر صراط توحيد استقامت ورزد و با وجود زجرها و شکنجه ها و قتل عام ها دست از توحيد برندارد ، مورد توجه خدا واقع شده و برگزيده مي شود . اگر همان امت برگزيده از انجام وظايف توحيدي دست بکشد و طغيان پيشه کند و استکبار ورزد و پيامبر کشي در پيش گيرد ، از جايگاه بر گزيدگي سقوط کرده و مورد لعن و نفرين خدا واقع خواهد شد.

منظور از صاعقه در آیه 55 سوره بقره چیست؟

پرسش:

در آيه 55 سورة بقره آمده است که «به ياد آريد زماني را که گفتيد يا موسى ايمان نمي‌آوريم به تو مگر اين که خدا را به ما نشان دهيد، پس صاعقه‌اي شما را گرفت و شما نگاه مي‌کرديد» آيا منظور از صاعقه اين است که خدا اعوذ بالله نور است ؟

پاسخ:

1-خدا نور آسمان و زمين است:الله نور السموات و الارض(1)
اما به معناي نور محسوس که از جهان ماده است، نمي باشد بلکه خدا نور خوانده شده از باب اين که نور  آشکار و آشکار کننده چيز هاي ديگر است .خدا چون موجود و وجود دهنده  چيز هاي ديگر است و اگر وجود دهندگي خدا نبود ، ظلمت عدم همه  جا و همه چيز  را فرو برده بود  و چيزي به نور وجود نمي رسيد ، از اين رو خدا نور ناميده شده است.

2- آنچه قوم موسي را فراگرفت ، صاعقه بود. صاعقه که آشکار شد ، نه اجابت دعاي آنان بود بلکه قهر و عذابي بود که بر آنان نازل شد :
قالوا لن نؤمن لک حتي نري الله جهرة فاخذتکم الصاعقه و انتم تنظرون ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون
آنان را بعد از تقاضاي ديدن آشکار خدا ، به صاعقه مي رانديم در حالي که مي ديدند (که اين صاعقه عامل مرگشان است ) و بعد، آنان را دوباره زنده کرديم تا شايد شکرگذار باشند
بنا بر اين،آنان خدا را و تجلي نوراني خدا را نديدند  و مرگ آنان در اثر شوک حاصل از رؤيت نور الهي نبود تا شما بپرسيد که پس آيا  خدا نور است؟

3- آنچه حضرت موسي ديد و آن را نار و آتش پنداشت و وقتي نزديک شد ، درخت را نوراني ديد و از درخت آواز شنيد که: من خدايم و...، اين نور نور محسوس و ديدني با چشم سر نبود و گرنه بقيه هم مي ديدند . رويت قلبي بود که فقط براي حضرت موسي قابل رؤيت با قلب  بود(2) . خدا از آن به تجلي تعريف کرده و واقعيت  و کيفيت اين تجلي را جز خدا نمي داند .
بنا بر اين ناميده شدن خدا به نور و مشاهده تجلي نوراني او ، مفاهيم مادي نيستند و از درک و فهم ما فراترند  در حالي که نور محسوس و مشهود ما ،ماده و انرژي متراکم است  

1-نور(24)،آيه35.
2-ترجمه الميزان،ج14،آيه191.

منظور از حق تلاوت در قرآن چیست؟

پرسش:

با توجه به آيه 121 سوره بقره منظور از حق تلاوته چيست؟

پاسخ:

پرسشگر محترم سلام. اميد است موفق و شادکام باشيد.

از امام صادق (ع) در اين مورد سوال شد و  فرمود: يعني وقتي به  آيات بهشت و جهنم مي رسند ، توقف کنند و بهشت را از خدا بطلبند و از جهنم به خدا پناه ببرند(1)
بنا به روايت ديگر فرمود: آيات آن را با ترتيل بخواند و مضامين آن را درک کند . به احکامش عمل نمايد و به وعده هايش اميدوار باشد . از تهديدهايش بترسد و از قصه هايش عبرت بگيرد .اوامرش را اطاعت کند و از ارتکاب نهي هايش خودداري ورزد .(2)

در آیه 121 سوره «بقره» مى خوانیم: (کسانى که کتاب آسمانى را به آنها دادیم آن را چنان که شایسته آن است [تفکر، اندیشه و سپس عمل] تلاوت مى کنند، آنها به پیامبر اسلام ایمان مى آورند)؛ «الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِه». حق تلاوت تعبیر پر معنائى است و خط روشنى براى ما در برابر قرآن مجید و کتب آسمانى مشخص مى سازد؛ چرا که مردم در برابر این آیات الهى چند گروهند: گروهى تمام اصرارشان بر اداى الفاظ و حروف از مخارج آن است آنها دائماً در فکر وقف و وصل و حروف یرملون و شدّ و مدّند و کمترین اهمیتى به محتوا و معنى نمى دهند، چه رسد به عمل کردن به آن، به گفته قرآن اینها همانند حیوانى هستند که کتاب هائى بر او حمل شده باشد «کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً».(3)

گروهى دیگر، از الفاظ فراتر رفته، در معانى دقت مى کنند و در ریزه کارى ها و نکات قرآن مى اندیشند و از علوم آن آگاهند اما از عمل خبرى نیست!. ولى گروه سومى هستند که مؤمنان راستینند، قرآن را به عنوان یک کتاب عمل، و یک برنامه کامل زندگى پذیرفته اند، خواندن الفاظ و اندیشه در معانى و درک مفاهیم این کتاب بزرگ را مقدمه اى براى عمل مى دانند، و لذا هر زمان قرآن مى خوانند روح تازه اى در کالبد آنها پیدا مى شود، تصمیم و اراده تازه، آمادگى و اعمال تازه، و این است حق تلاوت.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم که فرمود: «یُرَتِّلُونَ آیاتِهِ، وَ یَتَفَقَّهُونَ فِیْهِ، وَ یَعْمَلُونَبِأَحْکامِهِ، وَ یَرْجُونَ وَعْدَهُ، وَ یَخافُونَ وَعِیْدَهُ، وَ یَعْتَبِرُونَ بِقَصَصِهِ، وَ یَأْتَمِرُونَ بِأَوامِرِهِ، یَتَناهُونَ عَنْ نَواهِیْهِ، ما هُوَ وَ اللّهِ حِفْظُ آیاتِهِ وَ دَرْسُ حُرُوفِهِ، وَ تَلاوَةُ سُوَرِهِ وَ دَرْسُ أَعْشارِهِ وَ أَخْماسِهِ حَفِظُوا حُرُوفَهُ، وَ أَضاعُوا حُدُودَهُ، وِ إِنَّما تَدَبُّرُ آیاتِهِ وَ الْعَمَلُ بِأحْکامِهِ، قالَ اللّهُ تَعالى کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ»: منظور این است: (آیات آن را با دقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل بنمایند، به وعده هاى آن امیدوار، و از وعیدهاى آن ترسان باشند، از داستان هاى آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذیرند، به خدا سوگند منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره ها و یاد گرفتن اعشار و اخماس(4) آن نیست. آنها حروف قرآن را حفظ کردند اما حدود آن را ضایع ساختند، منظور تنها این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند، چنان که خداوند مى فرماید: این کتابى است پر برکت که ما بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند).(5)، (6)

  پی نوشت:

1-البرهان،بحراني،ج1،ص316.
2-همان.

3. سوره جمعه، آیه 5.
4. منظور از«اعشار» و«اخماس» تقسيماتى است كه در قرآن مى ‏شود، مانند: تقسيم به سى جزء و يا هر جزء به چهار حزب و امثال آن.
5. نقل از«ارشاد ديلمى»، جلد 1، صفحه 78(انتشارات شريف رضى)؛ تفسير«الميزان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «مجموعة ورام»، جلد 2، صفحه 237( انتشارات مكتبة الفقيه).
6. گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ پنجاه و پنجم، ج 1، ص 492.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی

Publish modules to the "offcanvas" position.