×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

آیا طبق قرآن زناکار با زانی ازدواج می کند؟

پرسش:
 بر اساس آيه 3 سوره مباركه نور، مرد زناكار نكاح نمى كند جز با زن زناكار و مشركه و برعكس؛ ولى در جامعه شاهد هستيم كه مردانى بى بند و بار با زنان محجبه و با ايمان ازدواج مى كنند و بر عكس؛ مگر خداوند چنين نفرموده پس چرا ما شاهد چنين ازدواج هايى هستيم؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
 اول آيه «لا ينكح» و «لا ينكحها» به صورت جمله خبريه آمده است، ولى ذيل آيه، يعنى: (حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى المُؤمِنين؛[1]اين كار بر مؤمنان حرام شده است.) و رواياتى كه درباره اين آيه از پيشوايان معصوم(عليهم السلام) نقل شده، شاهد بر اين است كه اين آيه از واقعيت عينى خارجى خبر نمى دهد، بلكه در مقام بيان حكم شرعى است و با اين بيان مسلمانان را به طور تأكيد از ازدواج با افراد زناكار و مشرك منع مى كند. البته اين حكم در روايات اسلامى مقيد شده به مردان و زنانى كه مشهور به زناكارى باشند و توبه نكرده باشند، بنابراين اگر كسى مشهور به اين عمل نباشد و يا از اعمال گذشته خود كناره گيرى و توبه كرده باشد، ازدواج با او اشكال ندارد؛[2]
چنان كه در روايتى آمده است كه از امام صادق(عليه السلام) از تفسير اين آيه پرسيد؛ حضرت فرمود: «اين آيه به زنان و مردانى اشاره دارد كه مشهور به زناكارى باشند و امروز نيز چنين است، كسى كه حد زنا بر او جارى شود يا به اين عمل زشت مشهور گردد سزاوار نيست احدى با او ازدواج كند، تا توبه او ظاهر و شناخته شود.»[3]
ضمناً در اين باره كه آيا ازدواج با زناكار جايز است يا خير؟ بايد هركس به فتواى مرجع تقليد خود مراجعه نمايد. امام خمينى(رحمه الله)ازدواج با زناكار را مكروه مى دانستند.[24]


[1]. نور/3.
[2]. الميزان علامه طباطبايى، ج 5، ص 79 ـ 80.
[3]. كافى، كلينى، ج 5، ص 354.
[24]. ر.ك: تحريرالوسيله، امام خمينى، ج 2، ص 287.

در سوره مطففين خداوند چگونه كم فروشان را معرفى كرده است؟

پرسش:
در سوره مطففين خداوند چگونه كم فروشان را معرفى كرده است؟ و عذابى كه براى آنان مشخص كرده چقدر است؟ و اين افراد شامل چه كسانى هستند؟
پاسخ:
با سلام
 در ابتداى سوره مطففين خداوند، قبل از هر چيز، كم فروشان را به شدت تهديد مى كند و مى فرمايد: (ويلٌ لِلمُطَفِّفين؛ واى بر كم فروشان.) اين در حقيقت اعلان جنگى است از ناحيه خداوند به اين افراد ظالم و ستم گر و كثيف، كه حق مردم را به طرز ناجوانمردانه اى پايمال مى كنند.[1]
«ويل» در اين جا به معنى «شرّ» يا «غم و اندوه» يا «هلاكت» يا «عذاب دردناك» و يا «وادى سخت و سوزانى در دوزخ» است و معمولا اين واژه، هنگام نفرين
و بيان زشتى چيزى به كار مى رود و با اين كه تعبيرى كوتاه است، اما مفاهيم زيادى را تداعى مى كند.
كم فروشى، يكى از مفاسد اقتصادى و يك پديده زشت اجتماعى است و تبعات آن جامعه اسلامى را نيز در برگرفته و باعث عدم رونق اقتصادى و تضعيف بازار مسلمانان مى گردد، چرا كه آن گاه كه تجارت و كسب، به تقلب، كم فروشى و خلاف كارى آلوده شد، گسسته شدن پيوندهاى اقتصادى و اجتماعى جامعه مسلمانان را در پى خواهد داشت، لذا در همين زمينه قرآن كريم آنجا كه قوم شعيب گرفتار اين پديده شوم، شده بودند، به آنان تذكر داده و آنان را از ادامه اين عمل زشت نهى نموده و در آخر به آنان اخطار مى كند كه پايان و سرانجام چنين اعمالى گرفتارى در عذاب الهى را در پى داشته و منجر به فساد در زمين مى گردد.
در سوره هود آيات 84 و 85 چنين مى خوانيم: (و اِلى مَديَنَ اَخاهُم شُعَيبـًا قالَ يا قَومِ اعبُدُوا اللّهَ ما لَكُم مِن اِلـه غَيرُهُ ولا تَنقُصُوا المِكيالَ والميزانَ اِنّى اَراكُم بِخَير و اِنّى اَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَوم مُحيط و يا قَومِ اَوفُوا المِكيالَ والميزانَ بِالقِسطِ ولا تَبخَسوا النّاسَ اَشياءَهُم ولا تَعثَوا فِى الاَرضِ مُفسِدين ؛ و به سوى مدين، برادرشان شعيب را فرستاديم گفت: اى قوم من، خدا را پرستش كنيد كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست! پيمانه و وزن را كم نكنيد و دست به كم فروشى نزنيد من هم اكنون شما را در نعمت مى بينم اما از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم؛ و اى قوم من پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشيا و اجناس مردم، عيب نگذاريد و از حق آنان نكاهيد و در زمين به فساد نكوشيد.)
در اين آيات خداوند يكى از مفاسد اقتصادى كه از روح شرك و بت پرستى سرچشمه مى گيرد، و در آن زمان در ميان اهل «مدين» سخت رايج بود، اشاره كرده، مى فرمايد «هنگام خريد و فروش، پيمانه و وزن را كم نكنيد» كه كم كردن آن ها به معناى كم فروشى و نپرداختن حقوق مردم است.
رواج اين دو كار در ميان آنان نشانه اى بود از نبودن نظم و حساب و ميزان و سنجش در كارهاى شان و نمونه اى بود از غارتگرى و استثمار و ظلم و ستم در جامعه ثروتمندان آنان.
در ادامه سوره مطففين، قرآن به شرح كار مطففين و كم فروشان پرداخته، آنان را اين گونه معرفى مى كند: كم فروشان كسانى هستند كه وقتى مى خواهند براى خود كيل كنند حق خود را به طور كامل مى گيرند (اَلَّذينَ اِذَا اكتالوا عَلَى النّاسِ يَستَوفون) اما هنگامى كه مى خواهند براى ديگران كيل كنند، كم مى گذارند و (و اِذا كالوهُم اَو وزَنوهُم يُخسِرون) و به سبب همين عمل زشتشان قرآن آنان را در صورتى كه توبه نكنند مستحق «ويل» و عذاب دردناك و فراگير روز قيامت مى داند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه آيه هاى يادشده، گرچه تنها از كم فروشى در كيل و وزن سخن مى گويد، ولى بى شك مفهوم آيه وسيع است و هر گونه كم فروشى را هر چند در معدودات (چيزهايى را كه با عدد مى فروشند) نيز شامل مى شود، بلكه بعيد نيست كه با الغاى خصوصيت، كم گذاردن در خدمات را نيز فرا گيرد، مثلا اگر كارگر و كارمندى چيزى از وقت خود بدزدد در رديف «مطففين» و كم فروشانى است كه آيات اين سوره سخت آنان را نكوهش كرده است. برخى مى خواهند براى آيه توسعه بيش ترى قائل شوند و هر گونه، تجاوز از حدود الهى و كم و كسر گذاشتن در روابط اجتماعى و اخلاقى را مشمول آن بدانند، گرچه استفاده اين معنى از الفاظ آيه روشن نيست، ولى بى تناسب هم نمى باشد، لذا از «عبداللّه بن مسعود» صحابى معروف نقل شده كه گفت «نماز نيز قابل پيمانه است، كسى كه كيل آن را به طور كامل ادا كند، خداوند پاداش او را كامل مى دهد و هر كس از آن كم بگذارد، درباره او همان جارى شود كه خداوند درباره مطففين (كم فروشان) فرموده است و به همين معنا در اين جمله از آيه 85 سوره هود (و لا تَبخَسوا النّاسَ اَشياءَهُم) اشاره نموده است كه در اين آيه اگر دقت شود دعوتى است به رعايت حقوق فردى و اجتماعى براى همه اقوام و ملت ها. «بخس
حق» در هر محيط و هر عصر و زمان به شكلى ظهور مى كند و حتى گاهى در شكل كمك بلاعوض و تعاون و دادن وام (همان گونه كه روش استثمارگران در عصر و زمان ما است).[2]

[1]. بيش از ده آيه در اين باره هست. ر.ك: الشئون الاقتصادية فى نصوص الكتاب و السنتة، جعفر هادى، ص 300 ـ 301.
[2]. ر.ك: الفرقان فى تفسير القرآن، محمد صادقى، ج 30، ص 205 ـ 210؛ اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح يزدى، ج 3، ص 293 ـ 295.

چگونه رباخوار، به جنگ خدا و رسول او مى رود؟

پرسش:
با توجه به آيه 279 از سوره بقره چگونه كسى كه ربا مى خورد، به جنگ خدا و رسول او مى رود؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
خداوند در آيه 279 سوره بقره مى فرمايد: «اگر [ايمان نمى آوريد و دست از ربا برنمى داريد] پس بدانيد كه از سوى خدا و رسولش در جنگيد و اگر توبه كنيد، سرمايه هاى شما از آن شماست نه ستم مى كنيد و نه بر شما ستم وارد مى شود.»
«فأذنوا» از ريشه «اذن» است؛ هرگاه با «لام» متعدى شود، به معناى «اجازه دادن» است و هر گاه با «باء» متعدى شود، به معناى «علم و آگاهى» است. بنابراين، مفهوم (فأْذَنُوا بِحَرب مِن اللّه) اين است: «آگاه باشيد كه خدا و رسولش با شما رباخواران پيكار خواهند كرد.» بنابراين از اين آيه استفاده مى شود كه رباخوار در صورت توبه نكردن به حال خود واگذشته نمى شود، بلكه خدا و رسول با او در جنگ هستند. پس حكومت اسلامى مى تواند با توسل به زور، جلو رباخوارى را بگيرد.[1]
رباخوارى آثار و زيان هاى بسيارى دارد كه به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:
الف) رباخوارى تعادل اقتصادى را در جامعه به هم مى زند و ثروت ها را در يك قطب اجتماع جمع مى كند، زيرا جمعى بر اثر آن، فقط سود مى برند و زيان هاى اقتصادى
همه متوجه جمعى ديگر مى گردد و اگر مى شنويم فاصله ميان كشورهاى ثروتمند و فقير جهان روز به روز بيش تر مى گردد يك عامل آن همين است و به دنبال آن بروز جنگ هاى خونين است.
ب) رباخوارى يك نوع تبادل اقتصادى ناسالم است كه عواطف و پيوندها را سست مى كند و بذر كينه و دشمنى را در دل ها مى پاشد و در واقع رباخوارى بر اين اصل استوار است كه رباخوار فقط سود پول خود را مى بيند و هيچ توجهى به ضرر و زيان بدهكار ندارد. اين جا است كه بدهكار چنين مى فهمد كه رباخوار پول را وسيله بيچاره ساختن او و ديگران قرار داده است.
ج) درست است كه ربا دهنده در اثر احتياج، تن به ربا مى دهد، اما هرگز اين بى عدالتى را فراموش نخواهد كرد و حتى كار به جايى مى رسد كه فشارِ پنجه رباخوار را هر چه تمام تر بر گلوى خود احساس مى كند، اين موقع است كه سراسر وجود بدهكار بيچاره به رباخوار لعن و نفرين مى فرستد، تشنه خون او مى شود و با چشم خود مى بيند كه هستى و درآمدى كه به قيمت جانش تمام شده به جيب رباخوار ريخته مى شود؛ در اين شرائط بحرانى است كه ده ها جنايت وحشتناك رخ مى دهد. بدهكار گاهى دست به انتحار و خودكشى مى زند و گاهى در اثر شدت ناراحتى طلب كار را با وضع فجيعى مى كشد و گاه به صورت يك بحران اجتماعى و انفجار عمومى و انقلاب همگانى در مى آيد.
اين گسستگى پيوند تعاون و همكارى در ميان ملت ها و كشورهاى ربا دهنده و ربا گيرنده نيز آشكارا به چشم مى خورد؛ ملت هايى كه مى بينند ثروتشان به صورت ربا به جيب ملت ديگرى ريخته مى شود با بغض و كينه و نفرتى خاص به آن ملت مى نگرند و در عين اين كه نياز به قرض داشته اند منتظرند روزى واكنش مناسبى از خود نشان دهند.
اين است كه مى گوييم رباخوارى از نظر اخلاقى اثر فوق العاده بدى در روحيه وام گيرنده به جا مى گذارد و كينه او را در دل خودش مى يابد و پيوند تعاون و همكارى اجتماعى را بين افراد و ملت ها سست مى كند.
د) در روايات اسلامى در ضمن جمله كوتاه و پر معنايى به پيامدهاى بد ربا اشاره شده است. در روايت مى خوانيم كه هشام بن سالم مى گويد: امام صادق(عليه السلام)فرمودند: خداوند ربا را حرام كرده تا مردم از كار نيك امتناع نورزند.[2]

[1]. ر.ك: تفسير الميزان، ج 2، ص 588؛ مجمع البيان، طبرسى، ج 2، ص 210 ـ 211؛ ربا: پيشينه تاريخى ربا، ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا، بخش فرهنگى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص 129 ـ 154.
[2]. كافى، كلينى، ج 5، ص 146؛ ر.ك: ربا: پيشينه تاريخى ربا، ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا، ص 178.

Publish modules to the "offcanvas" position.