×

خبردار

Joomla\CMS\Filesystem\Folder::create: نہیں کرسکا create directoryPath: [ROOT]/cache/com_templates

آیا طبق آیه قرآن پیامبر اعمال ما را می بیند؟

پرسش  :
درباره آيه 105 سوره توبه كه بيانگر آگاهى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و مؤمنان از كارهاى انسان هاست، توضيح دهيد.
پاسخ:
با سلام وعرض ادب
 در آيه مذكور مى خوانيم: (قُلِ اعمَلُوا فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُم وَ رَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ؛ بگو عمل كنيد؛ پس خدا و رسول او و مؤمنان، اعمال شما را مى بينند.)
مقصود از مؤمنان در آيه، امامان معصوم هستند كه مانند پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شاهد اعمال ظاهرى و باطنى مردم هستند. از امام صادق(عليه السلام)درباره آيه مورد بحث سؤال شد و آن حضرت در پاسخ فرمودند: «اِيّانا عَنّى؛ مقصود (از مؤمنان) ما هستيم.»[1]
در اين باره كه كارهاى مردم به حضور رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم(عليهم السلام)مى رسد، روايت فراوان است كه چند مورد را ذكر مى كنيم:
1. امام رضا(عليه السلام): اِنَّ الاَعْمالَ تُعْرَضُ عَلى رَسولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) اَبْرارَها وَ فُجّارَها؛[2] كارهاى نيكان و بدان، به پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نشان داده مى شود.
2. امام صادق(عليه السلام): اِنَّ اعمالَ العِبادِ تُعْرَضُ على رَسولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) كُلَّ صَباح اَبْرارَها و فُجّارَها، فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحى اَحَدُكُمْ اَنْ يُعْرَضَ عَلى نَبِيِّه العَمَلُ القَبيحُ[3]؛ هر بامداد كارهاى بندگان، از نيك و بد، به رؤيت پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مى رسد. بنابراين، به هوش باشيد و هر يك از شما بايد شرم كند از اين كه كار زشت بر پيامبرش عرضه كند.
3. شخصى از امام صادق(عليه السلام) درباره آيه مورد بحث سؤال كرد و امام فرمود: هُمُ الاَْئِمَة(عليهم السلام)[4]؛ مقصود (از مؤمنان) امامان معصوم(عليهم السلام) هستند.»

[1]. بحارالانوار، علاّمه مجلسى، ج 23، ص 337، دارالكتب الاسلاميه.
[2]. الكافى، شيخ كلينى، ج 1، ص 220، دارالكتب الاسلامية.
[3]. بحارالانوار، علاّمه مجلسى، ج 17، ص 149، دارالكتب الاسلامية.
[4]. همان.

اهميت و جايگاه قرض الحسنه و تفاوت آن با صدقه چیست؟

پرسش:
 با توجه به آيه 245 سوره بقره، اهميت و جايگاه قرض الحسنه و تفاوت آن با صدقه را بنويسيد.
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
 خداوند متعال مى فرمايد: (مَن ذَا الَّذى يُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا كَثيرَةً و اللّهُ يَقبِضُ و يَبصُـطُ و اِلَيهِ تُرجَعون؛[1]كيست آن كس كه به [بندگان[خدا وام نيكويى دهد تا[خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد؟ و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى آورد؛ و به سوى او باز گردانده مى شويد.)
منظور از «قرض الحسنه» در آيه مذكور، دادن وام و انفاق كردن و ...به برادر دينى مى باشد. برخى مفسران براى حسنه شدن قرض مواردى را بيان كرده اند، از جمله:
1. قرض الحسنه از مال حلال و سالم باشد.
2. بى منت، بى ريا و همراه با عشق و ايثار پرداخت شود.
3. براى مصرف ضرورى باشد.
4. سريع پرداخت شود.
5. قرض دهنده، خداوند متعال را بر اين توفيق شكرگزار باشد.
و ...[2]
قرض الحسنه با صدقه چند تفاوت دارد:
1. در قرض الحسنه، انسان مالى را كه به ديگرى مى دهد، دوباره، پس از مدتى پس مى گيرد و بر قرض گيرنده نيز واجب است در وقت معين مال قرض گرفته شده را به صاحبش برگرداند، ولى در صدقه چنين نيست، يعنى چيزى كه صدقه داده شد، چنين نيست كه دوباره به دست صاحبش برگردد، بلكه چون اين مال بخشش بدون عوض است، بر صدقه گيرنده نيز لازم نيست صدقه را برگرداند و يا در عوض آن كارى انجام دهد.
2. در ثواب نيز اين دو با هم تفاوت دارند، زيرا ثواب صدقه نزد خداوند متعال ده برابر است، ولى پاداش قرض الحسنه هجده برابر مى باشد. در روايتى از امام صادق(عليه السلام)چنين مى خوانيم: «بر در بهشت نوشته شده است كه پاداش صدقه ده برابر، ولى پاداش قرض دادن، هجده برابر است.»[3]
3. قرض الحسنه، نسبت به صدقه، از جايگاه بالاترى برخوردار است، بعضى از جهت هاى امتياز قرض الحسنه عبارت است از:
الف) در قرض الحسنه، مال به دست كسى مى رسد كه به آن نياز دارد، زيرا انسان بى نياز قرض نمى گيرد، برخلاف صدقه كه ممكن است به دست انسان بى نياز بيفتد. امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: «پاداش قرض از اين رو از پاداش صدقه بيش تر است كه قرض گيرنده جز از روى نياز قرض نمى گيرد، ولى صدقه گيرنده گاهى با اين كه نياز ندارد، صدقه مى گيرد.»[4]
ب) در قرض الحسنه، عزّت نفس قرض گيرنده از بين نمى رود، ولى صدقه گيرنده، با گرفتن صدقه، رفته رفته، عزت نفس خود را از دست مى دهد و نفس او به پستى مى گرايد.
ج) قرض الحسنه، سبب مى شود كه شخص قرض گيرنده به تلاش و فعاليت وادار شود تا بتواند قرض خود را ادا كند، كه اين خود باعث رونق اقتصادى و شكوفايى خلاقيت ها و استعدادها مى شود، ولى در صدقه گيرنده ـ از آنجا كه انگيزه اى براى ردّ مال ندارد ـ چنين تلاشى مشاهده نمى شود. البته اين موارد و موارد ديگر، تنها امتياز قرض الحسنه را در شرايط مساوى اثبات مى كند و گرنه گاهى اوقات، رفع معضلات اجتماعى، در انفاق و صدقات منحصر است.

[1]. بقره/245.
[2]. ر.ك: مجمع البيان، طبرسى، ج 9، ص 390.
[3]. وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 16، ص 318.
[4]. همان.

امر به انفاق و بيان سبب آن را از ديدگاه.

پرسش:
امر به انفاق و بيان سبب آن را از ديدگاه قرآن تفسير كنيد.
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
 انفاق يكى از مسائل مهمى است كه قرآن مجيد در آيات متعددى بر آن تأكيد فرموده و در برخى آيات به سبب آن نيز اشاره كرده است؛ از آن جمله:
1. پيشگيرى از هلاكت خود و جامعه و امنيت اجتماعى: (و اَنفِقوافى سَبيلِ اللّهِ و لا تُلقوا بِاَيديكُم اِلَى التَّهلُكَةِ؛[1]و در راه خدا انفاق كنيد! و (با ترك انفاق) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد!)
2. از مهم ترين اسباب نجات در قيامت: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از آنچه به شما روزى داده ايم، انفاق كنيد، پيش از آن كه روزى فرا رسد كه در آن نه خريد و فروشى است تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد و نه دوستى و رفاقت هاى مادى سودى دارد و نه شفاعت؛ زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.»[2]
در آيه 10 سوره منافقون نيز مى فرمايد: «از آنچه به شما روزى داده ايم، انفاق كنيد، پيش از آن كه مرگ يكى از شما فرا رسد و بگويد: پروردگارا! چرا مرگ مرا مدت كمى به تأخير نينداختى تا در راه خدا صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
3. بركت در مال و جزاى مضاعف: «مثل صدقات كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، مانند بذرى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه، صد دانه
باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد و شايستگى داشته باشد دو يا چند برابر مى كند و خدا از نظر قدرت و رحمت وسيع و به همه چيز داناست».[3]
البته معلوم است كه هر دانه اى در هر زمينى، هفت خوشه اى كه در هر خوشه صد دانه باشد نمى روياند؛ بلكه بايد دانه سالم در زمين مستعد و زمان مناسب و حفاظت كامل قرار گيرد تا آن نتيجه را بدهد؛ بنابراين همه انفاق ها اين آثار را ندارد و قابل هفتصد برابر شدن نيست؛ بلكه انفاق هايى كه از مال حلال، از دل هاى سالم، باقصد قربت به افراد نيازمند، بدون منت و آزار و در زمان مناسب و با شيوه نيكو انجام شود، آن آثار را خواهد داشت.[4]

[1]. بقره/195.
[2]. بقره/254.
[3]. بقره/261.
[4]. تفسير الميزان؛ تفسير نور ذيل آيات مذكور؛ اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح يزدى، ج 3، ص 308 ـ 313.

چرا قرآن انفاق را قرض دادن به خدا تعبير كرده؟

پرسش:
 چرا قرآن كريم از انفاق به قرض دادن به خدا تعبير كرده است؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب
 قرض در اصطلاح مالى است كه به ديگرى داده مى شود به اين قصد كه عوض آن باز گردانده شود. در آيات متعددى (بقره/245، مائده/12 و ...) انفاق، قرض دادن به خدا خوانده شده است وجه آن اين است كه اولا: انفاق، مصرف مال در راه خدا است؛ ثانياً: همانند قرض از طرف خداوند به نحوى برگردانده خواهد شد.[1]

[1]. ترجمه الميزان ، ج 2، ص 431؛ قاموس قرآن، سيد على اكبر قرشى، مدخل «قرض».

چرا قرآن در مواردى مانند ارث وارد جزئيات مى شود؟

پرسش:
 چرا قرآن كريم در مواردى مانند ارث وارد جزئيات و بيان احكام آن مى شود، ولى در موارد ديگر كه بسيار مهم نيز هستند مثل نماز وارد جزئيات نمى شود و احكام آن را بيان نمى كند؟
پاسخ:

با سلام و عرض ادب
 در پاسخ شايسته است به چند نكته اساسى توجه كنيد:
1. در فرهنگ اسلام نسبت به حق الناس و رعايت حقوق مردم تأكيد بيش ترى شده است و خداى تبارك و تعالى بيش تر از آنچه به حقوق خود و رعايت آن از سوى بندگان توصيه نموده است بر حقوق و روابط اجتماعى و رعايت آن از سوى مردم نسبت به يكديگر تأكيد نموده است، مثلا نسبت به معصيت هايى كه داراى مجازات خاص هستند، اگر اين معاصى دور از چشم مردم و در نهان صورت پذيرد و به دادگاه صالحه كشيده نشود ـ تبديل به يك معضل اجتماعى نشود ـ قابل بخشش الهى مى باشد و اگر در معرض ديد مردم باشد اجراى مجازات شرعى واجب مى شود تا حريم جامعه پاك باشد و حقوق مردم رعايت شود، در مورد سؤال نيز ارث «حق الناس» است و نماز «حق اللّه» چون نماز جزء عبادات محسوب مى شود و عبادات نيز جزء حق اللّه هستند.
2. فروع مسائل ارث يك امر اتفاقى است و ممكن است بعضى از فروع آن در يك جامعه و يك نسل يك بار اتفاق افتد؛ بنابراين نيازمند آن است تا دقيقاً تشريح و ثبت شود؛ اما نماز را پيامبر اسلام روزانه پنج بار در مقابل ديد همگان برگزار مى كردند و كيفيت انجام آن را همه مى ديدند و احتمال اشتباه و جهل به صفر مى رسيد، اما مسائل ارث همگانى و فراگير نبود تا ديگران از رفتار پيامبر بياموزند و زمينه اشتباه در آن بسيار بود.
3. ارث به دليل آن كه مربوط به امور مادى است و با منافع مادى اشخاص گره خورده، پذيرش مسائل آن و كيفيت سهم بندى آن بسيار مشكل است و قطعاً اگر در صريح آيات نمى آمد مردم از تسليم شدن در برابر آن امتناع مى نمودند ـ چه اين كه در مورد ارث زن و مرد در عين صراحت آيات قرآن شبهه مى كنند ـ اما نماز يك امر معنوى و روحى است و مسلمانان به دليل ايمان خود مسائل و فروع آن را از پيامبر هم مى پذيرند و نيازى به تأكيد بر آن در متن كلام وحى نمى باشد.[1]
4. از آنجا كه ارث و مسائل حقوقى مربوط به آن يك بحث مالى و اقتصادى است و منافع افراد و اشخاص در كار است و اختلاف و ابهام در كار آن مى تواند منشأ فتنه و اختلاف باشد قرآن كريم به سبب اهميت احكام آن و براى جلوگيرى از هر گونه تنش و اختلاف حقوقى در بين افراد برخى احكام اساسى و چارچوب اصلى مسائل بحث ارث را بيش تر توضيح داده است، و حال آن كه نماز جزء حق اللّه است و گرچه از اهميت بيش ترى نسبت به ارث برخوردار است، ولى اختلاف در احكام جزئى آن باعث نگرانى و خوف از فتنه و اختلاف نمى شود و منافع فردى و حقوق اشخاص نيز در كار نيست تا افراد از هر ابهام و اختلافى، فتنه و بهانه جويى كنند.
و از طرفى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و پيشوايان معصوم(عليهم السلام) و فقها و مجتهدان اسلام شناس جزئيات نماز را به طور مفصل بيان كرده اند. و قرآن كريم نيز بر اهميت نماز و وجوب آن تأكيدهاى فراوانى كرده است.
چنان كه مى فرمايد: «نماز را به طور كامل به پا داريد؛ زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معيّن مقّرر شده است.[2]»[3]
5. همان طور كه بسيارى از جزئيات نماز در قرآن ذكر نشده ارث هم جزئياتى دارد كه در قرآن نيامده است، پس اين گونه نيست كه همه جزئيات ارث در قرآن آمده، ولى جزئيات نماز نيامده باشد.[4]

[1]. ر.ك: وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 4، ص 12.
[2]. نساء/103.
[3]. براى آگاهى بيشتر ر.ك: الميزان، علامه محمد حسين طباطبايى، ج 6، ص 12؛ ج 16، ص 133 و ج 20، ص 325.
[4]. ر.ك: تفسير اطيب البيان، عبدالحسين طيب، ج 8، ص 436؛ تبيان، شيخ طوسى، ج 7، ص 124.

Publish modules to the "offcanvas" position.