پرسش:
به نظر دانشمندان شيعه، كلمه «انّما» در آيه تطهير براى حصر است. اين حصر در چه مورد است، در خطاب يا تطهير؟ با توجّه به اين كه معصومان، در اهل بيت(عليهم السلام) منحصر نيستند و پيامبران نيز معصومند، حصر در آيه به چه معناست؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
كلمه «انّما» در آيه مباركه تطهير، مى رساند كه خداوند اراده كرده كه «رجس» و «پليدى» را تنها از مخاطبان آيه دور كند و آنان را پاك سازد. از كلمه «اهل بيت» نيز مى فهميم كه دور كردن رجس و پليدى و تطهير مذكور در آيه، مخصوص آن هاست.
بنابراين در آيه شريفه دو حصر به كار رفته است، يكى از انحصار اراده و خواست خداوند در دور كردن رجس و پليدى از اهل بيت(عليهم السلام) و تطهير آنان، ديگرى انحصار اين عصمت و پاكى در آنان؛ به اين معنا كه فقط آن ها معصومند و نه ديگران.[1]
در هر حال ترديدى نيست كه كلمه «انّما» براى حصر است و از اين حصر مى فهميم كه خداوند اراده كرده كه ناپاكى و پليدى را تنها از اهل بيت(عليهم السلام) دور نمايد. اين حصر سه نكته مى تواند داشته باشد:
1. آيه هاى قبل و بعد آيه تطهير، از زنان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) سخن مى گويد. حصر در آيه تطهير در برابر آنان و به اصطلاح حصر اضافى [= نسبى] است. بدين معنا كه بر اساس اين آيه، از ميان خانواده و زنان و بستگان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)تنها اين پنج نفر معصومند.
2. عصمت داراى مراتب و درجات گوناگونى است. حصر در آيه تطهير به اين معنى مى تواند باشد كه تنها اهل بيت(عليهم السلام)هستند كه رجس و پليدى به طور مطلق و كامل از آنها دور شده و از بالاترين مرتبه عصمت برخوردارند. در اين صورت، حصر در آيه همچون حصر نسبى در نكته قبل، در تضاد با عصمت پيامبران نخواهد بود.
3. گرچه پيامبران نيز داراى مقام عصمت هستند؛ امّا آيه تطهير بيانگر اين است كه اراده قطعى خداوند تنها بر اهل بيت(عليهم السلام)تعلّق گرفته است. به عبارت ديگر ، عصمت اخصّ از تطهير است ، آيه شريفه تطهير را منحصر به اهل بيت كرده است ، نه عصمتْ را ، بنابراين عصمت پيامبران هيچ منافاتى با آيه تطهير ندارد . با توجّه به سه نكته اى كه گذشت، وجود كلمه «انّما» و حصر نهفته در آيه، عصمت پيامبران را نفى نمى كند و در عين حال، مقام ويژه اى را براى اهل بيت(عليهم السلام) اثبات مى نمايد.
[1]. ر.ك: تفسير الميزان، علاّمه طباطبايى(رحمه الله)، ج 16، ذيل آيه 33 سوره احزاب، نشر بنياد علمى و فكرى علاّمه طباطبايى.
پرسش:
منظور از «سدرة المنتهى» در آيه 14 سوره نجم چيست؟
پاسخ:
با سلام و عرض ادب و احترام
سدر، همان درخت كُنار است. كُنار، درختى تناور و خاردار است كه بلنديش تا 40 متر نيز مى رسد. ميوه آن به شكل سنجد و سرخ يا زرد مى گردد و شيرين مى شود. مى گويند اين درخت تا دو هزار سال عمر مى كند. كلمه «المنتهى» نيز به معنى پايان و انتهاست.
بر اساس آيات و روايات، همين مقدار مى توان فهميد كه منظور از «سدرة المنتهى» در آيه 14 سوره نجم، محل يا درختى است كه در انتها واقع شده، امّا انتهاى چه چيز، معلوم نيست.[1]
به نوشته تفسير نمونه، «سدره» درخت پُر برگ و پر سايه اى است كه در اوج آسمان ها، در منتهى اليه عروج فرشتگان و ارواح شهيدان و علوم پيامبران و اعمال انسان ها قرار گرفته است. آن درخت، در جايى است كه ملائكه از آن فراتر نمى روند و جبرئيل در سفر معراج، هنگامى كه به آن رسيد، متوقّف شد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: «من، بر هر يك از برگ هاى آن، فرشته اى ديدم كه ايستاده بود و خداوند را تسبيح مى كرد.» آن حضرت در روايت ديگرى نيز فرموده است: «من به سدرة المنتهى رسيدم و ديدم در سايه هر برگى از آن، امّتى قرار گرفته اند.» اين تعبيرها نشان مى دهد كه سدرة المنتهى درختى شبيه آن چه در زمين مى بينيم، نيست.[2]
[1]. ر.ك: قاموس قرآن، سيد على اكبر قرشى، مدخل «سدره».
[2]. تفسير نمونه، همان، ج 22، ص 497 ـ 498.